کمر درد شدیدی داشت. بعد از فیزیوتراپی و درمان، رفت بیتالزهرا. میهمانها که میآمدند، مدت زیادی سر پا میایستاد. جلوی پای میهمانها تمام قد میایستاد و به همه خوش آمد میگفت.
گفتم: با وضعیتی که شما دارید، صلاح نیست اینقدر سر پا بایستید و جلوی هر کسی که وارد میشود، از روی صندلی بلند شوید.
گفت: همه کسانی که میآیند اینجا، میهمان مادر هستند. مگر میشود برای میهمان مادر از جایم بلند نشوم؟!
یک پسربچهی چهار ساله وارد شد؛ جلوی پای او هم بلند شد، ایستاد و خوش آمد گفت.
گفتم: حاج آقا، این بچه که متوجه احترام شما نمیشود. ایستادن جلوی او که ضرورت ندارد.
گفت: اگر این بچه احترام من را ببیند، همیشه به اینجا میآید و روضهخوان مادرم خواهد شد.
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دعوتید به یک جرعه حس خوب😌😍
#حس_خوب🌱💛
♥️🕊 @Hashtad80ii
بسم رب الشهدا🕊
دل ڪه #هوایے شود، #پرواز است ڪه آسمانیت مے ڪند
و اگر بال #خونیـن داشته باشے
دیگر آسمــان، طعم #ڪربلا مے گیرد
دلها را راهے ڪربلاے #جبهه ها مے ڪنیم و دست بر سینه، به زیارت #"شهــــــداء" مے رویم...
بِسمِ اللّٰهِ الرَّحمٰن الرَّحیم
اَلسَّلامُ عَلَیڪُم یَا اَولِیاءَ اللہ وَ اَحِبّائَهُ
اَلسَّلامُ عَلَیڪُم یَا اَصفِیَآءَ اللہ و َاَوِدّآئَهُ
اَلسَلامُ عَلَیڪُم یا اَنصَارَ دینِ اللهِ
اَلسَلامُ عَلَیڪُم یا اَنصارَ رَسُولِ اللہِ
اَلسَلامُ عَلَیڪُم یا اَنصارَ اَمیرِالمُومِنینَ
اَلسَّلامُ عَلَیڪُم یا اَنصارَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسآءِ العالَمینَ
اَلسَّلامُ عَلَیڪُم یا اَنصارَ اَبے مُحَمَّدٍ الحَسَنِ بنِ عَلِےّ الوَلِےّ النّاصِحِ
اَلسَّلامُ عَلَیڪُم یا اَنصارَ اَبے عَبدِ اللهِ، بِاَبے اَنتُم وَ اُمّے طِبتُم وَ طابَتِ الاَرضُ الَّتے فیها دُفِنتُم، وَ فُزتُم فَوزًا عَظیمًا فَیا لَیتَنے ڪُنتُ مَعَڪُم فَاَفُوزَ مَعَڪُم.
سلامبرشهدا ✋
🦋🦋🦋
|🌿|
حاجاسماعیلدولابیمیگفت:
وقتیبهخدابگویی..
خدایامنغیرازتوکسیراندارم؛
خداغیوراستو
خواستهاترااجابتمیکند..
زندگیتسختشده؟!
صداشکن..
🎙⃟🔗¦↫#حاجاسماعیلدولابی''
🌸⃟🔗¦↫#جان_کلام :)''
#حکایت_پند_آموز
مردی با دوچرخه بـه خط مرزی میرسد، او دو کیسه بزرگ همراه خود دارد، مامور مرزی می پرسد: “در کیسه ها چه داری؟” او میگوید: “شن”
مامور وی را از دوچرخه پیاده می کند و چون بـه او مشکوک بود، یک شبانه روز وی را بازداشت می کند، ولی پس از کنترل فراوان، واقعاً جز شن چیز دیگری نمییابد. بنابر این بـه او اجازه عبور میدهد.
هفته بعد دوباره سر و کله همان شخص پیدا می شود و مشکوک بودن و بقیه ماجرا…
این موضوع بـه مدت سه سال هر هفته یکبار تکرار می شود و پس از ان مرد دیگر در مرز دیده نمیشود.
یک روز ان مامور در شهر وی را میبیند و پس از درود و احوال پرسی، بـه او میگوید: من هنوز هم بـه تو مشکوکم و میدانم کـه در کار قاچاق بودی، راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد می کردي؟
قاچاقچی میگوید: در کار قاچاق دوچرخه! بودم و تو در کسیه شن دنبال مدرک بودی بعضی وقت ها دید ما محدود میشود و موضوعات فرعی ما را بـه کلی از موضوعات اصلی غافل می کند
#طنز
آمریکاییه با ایرانیه ﯾﻪ ﺑﺎر با ﻫﻢ ﻣﻴﺮﻥ ﺩﺍﺧﻞ ﯾﻪ ﺷﻴﺮﯾﻨﯽ ﻓﺮﻭﺷﯽ، آمریکایی ﻣﻴﺒﻴﻨﻪ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﺣﻮﺍﺳﺶ ﻧﻴﺴﺖ ﺳﻪ ﺗﺎ ﺷﻴﺮﯾﻨﯽ ﻣﻴﺬﺍﺭﻩ ﺗﻮ جیبشو ﻣﻴﺎﻥ ﺑﻴﺮﻭﻥ...
ﺑﻪ ایرانیه ﻣﻴﮕﻪ:
ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ، ﺍﻳﻨﻪ ﺣﻴﻠﻪ آمریکاییها...
ایرانیه ﻣﻴﮕﻪ: ﭘﺲ ﺑﺮﻳﻢ ﻣﻨﻢ ﻳﻪ ﭼﺸﻤﻪ ﺍَﺯ ﻫُـﻨـﺮم رو ﻧﺸﻮﻧﺖ ﺑﺪﻡ، ﻣﯿﮕﻪ ﺑﺎﺷﻪ...
ﺑﺮﻣﻴﮕﺮﺩﻥ ﺷﻴﺮﯾﻨﯽ ﻓﺮﻭﺷﯽ، ﻣﻴﮕﻪ ﺳﻪ ﺗﺎ ﺷﻴﺮﯾﻨﯽ ﺑﺪﻩ ﻣﻴﺨﻮﺍﻡ ﻭﺍﺳﺖ ﺟﺎﺩﻭ ﻛﻨﻢ،ﺷﻴﺮﯾﻨﯽ ﻓﺮﻭﺷﻴﻪ ﻫﻢ ﺍﻭﻟﻴﺸﻮ ﻣﻴﺪﻩ، ایرانیه ﻣﻴﺨﻮﺭﻩ، ﺩﻭﻣﻴﺸﻮ ﻣﻴﺪﻩ ﻣﻴﺨﻮﺭﻩ، ﺳﻮﻣﻴﺶ ﻫﻢ ﻣﻴﺨﻮﺭﻩ... ﺷﻴﺮﯾﻨﯽ ﻓﺮﻭﺷﻴﻪ ﻣﻴﮕﻪ: ﭘﺲ ﻛﻮ ﺟﺎﺩﻭش!؟ 😏🤣
ﻣﻴﮕﻪ ﺗﻮ ﺟﻴﺐ آمریکاییه ﺭﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﻛـُﻦ، ﺻﺤﻴﺢ ﻭ ﺳﺎﻟﻢ ﭘﻴﺪﺍﺵ میکنی.😜😜😜😜😜
#طنز
🔶️دیروز رفتم نونوایی، هیشکی نبود، گفتم: 10 تا نون میخوام،
🔶️شاطر دید من خیلی باهوش و بامزه ام خواست شوخی کنه گفت:برو ته صف وایسا نوبتت که شد بهت میدم!
🔶️منم گفتم: ای بابا اینجاکه کسی نیست!
🔶️شاطر گفت: اینهمه آدم مگه نمیبینی!😳😳😳
🔶️بعد از چند دقیقه منم با سنگ زدم شیشه نونوایی رو آوردم پایین!
🔶️شاطره گفت: هوی مگه مرض داری با سنگ زدی شیشه رو شکستی☹☹☹😒
🔶️منم گفتم: توی اینهمه آدم از کجا میدونی من بودم!🤔☹️😂😂😂😂
#طنز
🔶️تا الان ۳۵ بار تو قرعهکشی ایرانخودرو شرکت کردم، بالای ۲۰ بار هم تو قرعه کشی های خرید از این فروشگاهها، ولی اسمم در نیومد
🔶️دیروز تو محل کارم قرعه کشی کردن کی بره منطقه محروم از بین ۷۸ نفر اسم من دراومد ....😂😂😂😂