eitaa logo
خــٰانومِ‌مُـدرِك .
219 دنبال‌کننده
72 عکس
7 ویدیو
2 فایل
بسمِ او ؛ 🤍 اینجـٰا ؟ ملجــأِ دل دختـی‌ از ســرزمین عشــٰاق ؛ حکـٰایت دل و آنچه دل می‌رساند به قلم دیوانه‌ی ایـــران‌ و وطـن " نویسنده‌ی دهه هشتـٰادی‌ِ مایل به نَـود . طلوع‌ : 𝟏𝟔 .𝟏𝟐 . 𝟏𝟒𝟎𝟒 نیمچــه کـٰاتِبِ عــٰاشقِ کتـٰاب ..
مشاهده در ایتا
دانلود
نماهنگ راه هشتم 320.mp3
زمان: حجم: 8.7M
؛ ای راهِ هشتم ؛ تا خداوند .. هر جا باشم ، من پشت پنجره فولادَم ( :
ز یـمـن مـقـدم رســول خـاتــم .. مــعـطر آمـــده مـحــیـط عـالـم ! مـــولــد صــــادق آل مــحــمــد (: مـقـارن گـشـت بـا میلاد احمد🤍
خــٰانومِ‌مُـدرِك .
(:
آن یار نکوی من ، بگرفت گلوی من ؛ گفتا که چه می خواهی ، گفتم که همین خواهم .. "جنابِ‌مولوی" | 🤍
| کـٰاتِب:خانومِ‌مُدرِک . نگاهش که می‌کنم ، تمام وجودم می‌شود چشم ؛ می‌شوم یعقوبی که هر لحظه بویِ یوسفش را استشمام می‌کند . اما چه کنم که مادرم در کودکی به من آموخت که سربه‌زیر باشم و حیا را به سُخره نگیرم . مادر این را به من آموخت ، فتوا را صادر کرد ؛ اما نیاموخت حکمِ دلِ عاشق من چیست .. می‌گویند یک‌نظر حلال است . اما دلی که عاشق باشد ، صد نظر در هر دَم ، دوای دردِ دلِ دیوانه‌اش نیست . مگر اسیر ، چاره‌ای جز طاعت دارد؟! دلم اسیر آن دو چشم سیاه‌فامش شده بود و به طرفه‌العینی ، مست و خمار مژگانش می‌شدم . شنیده بودم که دل عاشق ، معشوق را در ازای خوشبختیِ بیشترش وامی‌گذارد و با چشمِ دل ، نظاره‌گر غمزه‌گری‌هایش می‌شود ؛ اگر عاشقی این بود که من عاشق بودم .. اگر عشق به‌اندازه‌ای که مادر می‌گوید مقدّس باشد ، رسواگریِ قلبِ من ، قدیسه‌ای پاک است که پرده بر دلِ معشوق می‌کشد . در دلم دنیای عجیبی‌ست . کنجِ دلم ، تمنایش‌ را می‌کنم ؛ روبه‌رویش‌ ، سربه‌زیر می‌اندازم . قلب‌ام این‌بار به‌اندازه‌ی تمام تمکین‌کردن‌ها و فرمان‌برداری کردن‌هایش ، خوب چکامه‌گری می‌کند . خب .. شکایتی هم نیست . فقط کاش زبان‌ام هم همکارِ خوبی بود .. هرچقدر چشم و گوش‌ام را باهم هم‌نوا می‌کنم ، زبانم بدقولی می‌کند و .. هیچ‌وقت نچرخید به گفتن حقیقتی که از هر امرِ واقع‌ ، راستین‌تر است . گله‌ای ندارم ، بازهم . باتوجه به تمام بی‌توجهی‌های همین ماهیچه‌ی کوچک ، همین که نگاه‌های نهان و ریزی نصیبم می‌شد ، کفایت می‌کرد . همین که خوشحالی‌اش را ببینم ، برایم کافی‌ست . باقی‌اش به دست الله و دلم ، در پناهِ نگاهِ یار .. از ما که گذشت .. نه حسرتی ماند و نه انتظاری ؛ جز خاطره‌ای که هنوز نفس می‌کشد . . و منِ‌اللهِ توفیق ؛
زود باش خجالت نکش .. لابد عروسی کنار پادگانی ، نیروگاهی چیزی بوده! یا شایدم‌ مثل بچه‌های میناب همشون سپاهی بودن ، نه؟! چرا صدات درنمیاد؟ عمو ترامپ‌تون دوباره کمک فرستاد که ..!
جامانده از سیزدهم و دوازدهم شهریور ۱۴۰۵ شمسی . کنار ِقشنگ‌‌ترینَم‌ ؛ عزیزدلم ، رفیق‌َم و کسی که نُه‌ساله همیشه کنارَمه🤍.