صد هزاران بیت خواندم مو به مو ، از سو به سو
هیچ دیوانی ندارد شعرِ چشمانِ تو را...
گرچه من با نازِ چشمانِ تو ویران میشوم
نـاز کن، عیبی ندارد، نازنین تر می شوی!
هرچه گلهای بهاری ناز بفروشند به صبح ؛
باز ، عطرِ خندههای تو بهار دیگری ست :))
من هر نفسم بر نفسِ نازِ تو بند است
من مشتريم قيمت لبخندِ تو چند است؟
لرزه بر دستان و لکنت بر زبان و نبضِ تند ؛
وصف ِحالم چون ببینم یک نظـر چشمِ تو را ( :