قهوه میریزم برایت نیستی آن سوی میز ،
هی شکر میریزم و تلخ است جای خالیات .
عشق آن بُغضِ عجیبی ست که از دوریِ یار
نیمه شب بینِ گلو مانده و جان می گیرد .
از وَقتی با چنلرمان این دختره آشناشدم
دیگه سر میز شامونهارم سرم تو گوشیمه😂♥️ :
https://eitaa.com/joinchat/3756656206C2d75d1108c
آخر داستان یعنی چی میشه ؟
اصلا کیانا به بردیا میرسه یا نه اصلا موفق میشن؟