تا به او گفتم از عشقم گونههایش سرخ شد ،
سیب را اینگونه خوردن لذّتی افزونتر است .
روز و شب خواندم برایش تا بفهمد عاشقم
کف زد و گفتا که ایول پس شماهم شاعری!
درود از فردایی که باید یک ربع به هفت بلد بشم
.
سلام از فردا که تا لنگ ظهر لالاییم
بَه سلام آقا یاسین
دلمون واستون تنگ شده بود...
.
سلا چطورین ؟ فعککک نکنمم