سرخی چشم کبوتر هیچ میدانی ز چیست؟
نامهام میبُرد و بر حال دلم خون میگریست
ارتش زیباییات کافیست! آرایش چرا؟
اینقدر جنگنده آن هم غیرِ بومی خوب نیست .
هدایت شده از قلب ِشیشه ای
دل به دل راه ندارد که اگر داشت، دلت
لحظه ای یاد من و این همه دلتنگی بود..