بگردم دورِ تو ، دورِ نگاهت ، دورِ باطلها
مرا دیوانه میخوانند امثالِ تو عاقل ها
؛
پَریرویی نه، زیباتر، سرِ زیباییات بحث است
بهطرزی که کم آوردند ، توضیح المسائل ها
؛
حسادت میکنم با هرکه دستش لای موهایَت
حسادت میکنم حتی به این موگیرها ، تِلها
؛
مرا از دور میدیدی ، خودت را جمع میکردی
بیا یک بار دیگر هم شبیه آن اوایل ها
؛
و من معنیِ بعضی شعرها را دیر میفهمم
که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکل ها
سجدهی طولانیام از دین و ایمانم كه نیست ؛
عکسِ تو در جانمازم هست ، هِی میبوسمش .
موی لختت را بپوشان برق لب را پاک کن
دلبری هایت بماند زیر چادر بهتر است .
به دست آور دل من را چه کارت با دل مردم ؟
تو واجب را بجا آور ، رها کن مستحبها را .
مرجعِ تقلید اگر باشم به یک فَتوایِ ناب
بوسه را همچون نماز و روزه واجب میکنم
گر لبانت مُهر و دامانت بُوَد جایِ نماز
من رکورد جعفر طیّار را خواهم شکست