امروز به طور عجیبی رنگی رنگی بود
صبح که نودل درست کردیم خوردیم
ظهر رفتم نماز جمعه اومدم خونه یکم ادیت
زدم بعدش رفتم شهدای گمنام که کنار بچه ها باشم و کلی توی راه بهم خوش گذشت از وقتی که اراده کردم از گربه ها عکس بگیرم هعی جلو روم گربه سبز میشه و من اینطوریم که چقد کیوتن خلاصه شهدای گمنام چایی خوردیم مثل بقیه جمعه ها، و منم یکم اونجا ریاضی کار کردم الانم همینطور باید ریاضی کار کنم اِ میخوام برم بقیه ریاضی هارو بنویسم و تمرین کنم .
[ روز نگاری ..