سِتیآ:)
++
اشک در چشمان من طوفان غم دارد به دل
خنده بر لب می زنم تا کس نداند راز دل ...
و اگر میتوانستم، ساعت ها در آغوشت گریه می کردم، برای تمامِ آنچه زمان نتوانست التیام بخشد.