┏━━━🍃🕊🌹🕊🍃━━━┓
🍃عضویت در کانال عاشقان امام حسین علیه السلام👇🏻
@Hfadayat
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻هر چه که هست در همان یک ساعت باقی مانده به صبح است
┏━━━🍃🕊🌹🕊🍃━━━┓
🍃عضویت در کانال عاشقان امام حسین علیه السلام👇🏻
@Hfadayat
🔹برگی از ادب حضور (دفتر چهارم)صفحه۶۴تا۶۷
✅ قسمت اول
همچنین منقول است که ایشان برای سالک الی الله به دو چیز بسیار اهمیت می داد؛
☘اول) استغفارو ذكر يونسيه
☘دوم) مراقبه.
مرحوم آیت الله حسینی تهرانی درباره ی مراقبه درماه ذی القعده می فرمود:
«پرهیز»راس همه ی دواهاست.
هر دوایی بی پرهیز، بی تأثیر است.
سالک باید مراقبه را در گفتار ،نیات، اعمال و مراوده اش و برخوردش با افراد همه جا حفظ کند. مانند انسان محرم که از خیلی کارها نفسش را باید جلوگیری کند. کسی هم که سالک است در حال احرام است؛ مثل اشخاصی که محرم اند، این هم در باطن محرم است و از عرفات و مکان هایی که خارج حرم است، وارد حرم می شود و به مشعر وقتی می آید، قربانی میکند و سر می تراشد و در حرم طواف میکند و زیارت میکند آنگاه می شود حجاً مقبولاً وسعياً مشكوراً.
ای دل! آن به که خراب از می گلگون باشی.
بی زرو گنج به صد حشمت قارون باشی.
در مقامی که صدارت به فقیران بخشند.
چشم دارم که به جاه از همه افزون باشی
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
کی روی ؟ره زکه پرسی؟چه کنی؟چون باشی؟«۳»
پس از ذکر این مقدمات، اکنون به بیان برخی توصیه های اساتید اخلاق در اربعین موسوی می پردازیم
🔹توصیه ی اول: شناسایی رذیله ی اصلی قبل از ورود به ماه ذی القعده، لازم است که محاسبه ی دقیقی نسبت به گذشته انجام گیرد؛ تا روشن شود در میان رذائل اخلاقی، کدامیک برای سالک مانع تر است و کدورت بیشتری دارد و یا درجه ی ابتلای سالک به آن بیشتر است؛ زیرا به تعبیر مرحوم علامه ، سالک در رفع رذائل نفسانی که مانع اصلی ارتقاء انسانی است،نمی تواند درهمه ی جبهه های مبارزه با شیطان یک باره بجنگد به عبارت دیگر در مراقبات این ایام باید بر رذائل جزئی و عینی تمرکز کنیم و به صورت کاملا عملیاتی و کاربردی بر آن مراقبه داشته باشیم.
باید تلاش کنیم کلی گویی در مراقبه نداشته باشیم؛ مثلاً نگوییم که من در نفس خود صفت عُجب و خودبینی و یا تکبر را یافتم و مراقبه خود را بر آن می نهم که در این صورت هنگامی که اربعین تمام می شود، هیچ پیشرفتی در خود نخواهیم دید و دچار یأس و افسردگی در سلوک خواهیم شد. چون این گونه صفات در همگان با شدت و ضعف یافت میشود. به عنوان مثال رذیله ی «کبر» از جمله رذائلی است که در اواخر سلوک از انسان گرفته میشود و تقریباً جزء آخرین منازل است. با اصل رذیله ی تکبر نمی شود در اوائل راه درگیر شد باید شاخ و برگ آن را پیدا کرد و آن را کنترل کرد تا نوبت به تنه و بعد ریشه ی درخت تكبر برسد. لذا مراقبه باید در امور کاملاً ملموس و عینی باشد؛
مثلاً پرحرفی و پرخاشگری از آثار تکبر است، یعنی هر کس هر حرفی به انسان میگوید شخص تا جوابش را ندهد او را رها نمی کند. مبارزه با چنین رذیله ای کاملاً عینی است. برای مقابله با این رذیله انسان باید بنا را بر این بگذارد که پاسخ تندی ها را با نرمی و به احسن وجه بدهد و یا اصولاًخود را به نشنیدن بزند؛ چنان که خداوند می فرماید:
وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُوا كِرَامًا ) و کسانی که گواهی به ناحق ندهند و چون برامر ناپسندی بگذرند، با بزرگواری گذرند.»«۴»
همچنین بنابر فرمایش امام صادق«ع» خطاب به عنوان بصری عمل کند که در همین رابطه فرمودند: أَمَّا اللواتي فِي الْحِلْمِ، فَمَنْ قَالَ لَكَ: إِنْ قُلْتَ وَاحِدَةً سَمِعْتَ عَشْراً، فَقُلْ إِنْ قُلْتَ عَشْرًا لَمْ تَسْمَعْ وَاحِدَةً.«۵»
یعنی اگر کسی به تو گفت: اگر یک کلمه بگویی ده کلمه جوابت را میدهم تو به او بگو اگرده تا هم بگویی حتی یک کلمه جواب نخواهی شنید (متواضع باشیم.)
@Hfadayat ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
۱-) شيدا (ط) شمس الشموس ۱۳۸۵ هـ ش، ص ۱۳۵
۲)- دانشنامه ی علامه طهرانی« سخنرانی در ۲۹ شوال ۱۴۰۷ هـ. ق».
۳)- دیوان حافظ ، غزل ۵۲۷
۴)-الفرقان،۷۲
۵)- مشكاة الأنوار فى غرر الأخبار (ط) المكتبة الحيدرية ، ۱۳۸۵ هـ ق .)، ص ۳۲۷
🔴اسماعیلطلا کیست؟
⁉️چرا سقاخانه حرم امام رضا به نام او مشهور است؟
از میان سقاخانههایی که وجود دارد، سقاخانه «اسماعیل طلا»ی صحن کهنه حرم رضوی یکی از معروفترین و قدیمیترین آنهاست.
سنگ بنای این سقاخانه را نادرشاه افشار گذاشت و یکی از فرماندهان فتحعلیشاه، بهای روکش طلای آن را مهیا کرد.
🔅اسماعیل طلا کیست؟
ماجرا از این قرار بود که در زمان فتحعلی شاه قاجار از طرف يكی از دولتهای خارجی بستهای به عنوان هديه به دربار رسيد
و شاه قصد گشودن آن را كرد.
«اسماعيلخان» كه جزء ملتزمين بود استدعا كرد اين كار در محوطه كاخ به وسيله خدمتگزاران انجام شود
چرا که احتمال سوء قصد را نمی توان از نظر دور داشت.
اتفاقا هنگام باز كردن بسته منفجر شد و خساراتی به بار آورد.
🔅 فتحعلی شاه با اطلاع از اين امر، دستور داد برای اين دورانديشی، هم وزن سرداراسماعيلخان سكههای طلا به او مرحمت شود.
چنين كردند و اسماعيل خان معروف به «زر ريز خان» شد.
🔅 او آن طلاها را صرف ساختن جایگاه آن سنگاب کرد تا گنبد و پایههای سقاخانه با روکشی از طلا مزین شود
از آن زمان این سقاخانه را به «سقاخانه اسماعیل طلا» میشناسند.
┏━━━🍃🕊🌹🕊🍃━━━┓
🍃عضویت در کانال عاشقان امام حسین علیه السلام👇🏻
@Hfadayat
11.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ حتما" ببین.
دلت شکست.
منم دعا کن.
😭😭😭😭😭😭😭
┏━━━🍃🕊🌹🕊🍃━━━┓
🍃عضویت در کانال عاشقان امام حسین علیه السلام👇🏻
@Hfadayat
┏━━━🍃🕊🌹🕊🍃━━━┓
🍃عضویت در کانال عاشقان امام حسین علیه السلام👇🏻
@Hfadayat
┏━━━🍃🕊🌹🕊🍃━━━┓
🍃عضویت در کانال عاشقان امام حسین علیه السلام👇🏻
@Hfadayat
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شریف زندگی کنید☘
🔆آنچہازسَرگذشت،شدسرگذشت..!
حیفبۍدقتگذشت،اماگذشت..!
🔸تاکہخواستیمیکدوروزۍفڪرڪنیم..،
بردرِخانہنوشتنددرگذشت..
ـآیتاللہمجتھدۍ‹رھ›🌱'!
┏━━━🍃🕊🌹🕊🍃━━━┓
🍃عضویت در کانال عاشقان امام حسین علیه السلام👇🏻
@Hfadayat
🔹کاسه یخ ننه نخودی
بچه که بودم آرزو داشتم خیلی پولدار شوم!
و اولین چیزی هم که دلم میخواست بخرم یک یخچال برای "ننه نخودی" بود.
ننه نخودی پیرزنِ تنهای محل ما بود که هیچوقت بچهدار نشده بود...
میگفتند در جوانی شاداب و سرحال بود و برای بقیه نخود میریخت و فال میگرفت.
پیر که شد، دیگر نخود برای کسی نریخت ؛ اما "نخودی" مانده بود تهِ اسمش.
زمستان و تابستان آبیخ میخورد، ولی یخچال نداشت.
ننه ، شبها میآمد درِ خانهی ما و یک قالب بزرگ یخ میگرفت.
توی جایخیِ یخچالمان، یک کاسه داشتیم که اسمش "کاسهی ننه نخودی" بود.
ننه با خانهی ما ندار بود.
درِ خانه اگر باز بود بدون در زدن میآمد تو ، و اگر سرِ شام بودیم یک بشقاب هم میآوردیم برای او.
با بابا رفیق بود!
برایش شالگردن و جوراب پشمی میبافت و در حین صحبت با پدر توی هر جملهاش یک "پسرم" میگفت.
یک شب تابستان که مهمان داشتیم و توی حیاط جمع بودیم ؛ ننه ، پرده را کنار زد و وارد حیاط شد.
بچهی فامیل که از دیدن یک پیرزن کوچولوی موحنایی ترسیده بود ، جیغ زد و گریه کرد.
ننه بهش آبنبات داد.
ولی نگرفت و بیشتر جیغ زد.
بچه را آرام کردیم و کاسهی ننه نخودی را از جایخی برایش آوردیم.
بابا وقتی قالب یخ را توی زنبیل ننه انداخت، آرام بهش گفت:
"ننه! از این به بعد در بزن!"
ننه، مکث کرد و به بابا نگاه کرد؛ به ما نگاه کرد و بعد بیحرف رفت...
بعد از آن، دیگر پیِ یخ نیامد.
کاسهی ننه نخودی مدتها توی جایخی یخچالمان ماند و روی یخاش، یک لایه برفک نشسته بود..
یک شب، کاسه را برداشتم و با بابا رفتیم درِ خانهی ننه.
در را باز کرد.
به بابا نگاه کرد.
گفت: "دیگه آبِ یخ نمیخورم، پسرم!"
قهر نکرده بود؛ ولی نگاهش به بابا غریبه شده بود.
او توی خانهی ما کاسه داشت، بشقاب داشت و یک "پسر".
یک در ، یک درِ آهنی ناقابل ، یک در نزدن و حرف پدر
ننه را برد به دنیای تنهایی خودش و این واقعیت تلخ را یادش آورده بود که "پسرش" پسرش نبوده!
ننه نخودی یک روز داغ تابستان از دنیا رفت...
توی تشییع جنازهاش کاسهی یخ ننه را انداختیم توی کلمن و بابا قدِ یک پسرِ مادر مرده اشک ریخت و مدام آب یخ خورد.
یک حرف، یک نگاه، یک عکس العمل... چقدر آثار تلخی بهمراه دارد....
کاسه یخ ؛ انگار بهانه ی عشق و مهربانی بود...
خدا میدونه کاسه یخ هر کدوم از ما کی؟ کجا؟ در یخچال دل چه کسانی!!!
هزار بار برفک گرفت و شکست و خورد شد و دیده نشد...
حواسمان به یکدیگر باشد.
در پیچ و خم این روزگار، هوای دل همدیگر را داشته باشیم و محبت و مهربانی را به بوته فراموشی نسپاریم.
نگذاریم گل محبت، پشت درب نامهربانی پژمرده شود...
یکدیگر را صمیمانه دوست بداریم...
چون عمر و زندگی اون چیزی که فکرمیکنیم نیست خیلی کوتاه ست...
┏━━━🍃🕊🌹🕊🍃━━━┓
🍃عضویت در کانال عاشقان امام حسین علیه السلام👇🏻
@Hfadayat