✅نذری برای امام حسین علیه السلام ؛
دوستی دارم توی مشهد برام تعریف کرد
میگفت در عالم رویا مشرف شدم محضر سیدالشهدا علیه السلام(نمیدونم خودشو میگفت یا داشت رویای کسی تعریف میکرد) میگفت دیدم حضرت نشسته و افراد زیادی توی صف وایسادن نذری هاشون بدن به امام حسین..
👈میگفت دیدم امام حسین از بعضی ها با اکراه قبول میکرد
👈از بعضی ها اصلا چیزی نمیگرفت و رو برمیگرداند میفرمود برو ..
👈و برای بعضی ها تا طرف دستش توی جیبش میرفت، حضرت دوتا دستش باز میکرد برای گرفتن نذری از دست این شخص..
❌میگفت این افرادی که حضرت مالشون نمیگرفت میشناختم حرامخوارند ..
✅افرادی رو هم که ازشون با رغبت میگرفت میشناختم مقید و اهل حساب و کتاب خمس و زکات..
ائمه سخن میگویند
@Hfadayat
🔥حساب و کتاب سخت؛
چند سال قبل زن عموی بنده سکته و فوت کردند مدتها خوابشون رو میدیدم یه شب ازشون خواستم ازاونجا برام بگن
گفتند من جام خوبه ولی اینجا حساب و کتاب خیلی دقیقه حواستون باشه حتی استینشون رو تا آرنج بالا زدند و گفتند مثلا اگه این مقدار از دستتون هم نامحرم ببینه بازخواست میشین و باز تکرار کردند اینجا حساب و کتاب اینجا خیلی دقیقه
◀️مردگان حرف میزنند
@Hfadayat
✅هرکس خاطراتی از دیگران و رویاهای صادقه اینجوری داره حتما اطلاع بده..
شاید یکی با خوندنش عوض شد..توبه کرد
در ثوابش شریکید..
میتونید پی وی بفرستید
مثلا خانم حسینی هستم 34سالمه
این خواب در 98/5/6 دیدم
........
هرچی کامل تر بهتر
مشخصات نشر داده نمیشه
@Hfadayat
◀️خیلی با نامحرم شوخی میکنی؛
ایام عید که جنگ بود ، خواهرم رفته بودن منزل مادرم و اونجا بابقیه خواهرا و دامادها هرشب دور هم بودن و حالا اگه شوخی یا صحبتی داشتن
شب خواب میبینه یه خانم قد خمیده وناراحت میگه شما با نامحرم خیلی بگو بخند میکنی ، حواست باشه
بعد که برام تعریف کرد گفتم اهل بیت حواسشون به همه چیز هست و از ما که خانواده متدینی هستیم توقع ندارن و زود گوشزد کردن خدارو شکر
یه تلنگری بود که حتی با داماد و یا
مغازه داری که هر روز ازش خرید میکنی
باید خیلی چیزا رو رعایت کنی..
◀️ائمه سخن میگویند
@Hfadayat
🎸شکستن گیتار؛
مشهد جوانی دیدم با مادرش اومدن پیشم ..
مادرش گفت پسرم گفت میخوام برم کلاس گیتار.. چندماهی رفت کلاس..
گیتار خرید..
خیلی پیشرفت خوبی کرد در موسیقی..
بعد مدتی گفت دیگه نمیخوام کلاس برم..
گیتارش برد بیابون شکست..
مادرش گفت بهش گفتم چرا شکستی؟
میفروختیش..
پسرم گفت نه ، پولش حرام بود...
امام حسین این جوان خریده بودش برای خودش .. مداح شده بود.. خادم مجالس اهلبیت ، خیلی مودب و مطیع و متواضع در برابر مادرش بود..
لذت بردم کنارش..
پسرجان هرجا هستی خدا حفظت کنه
@Hfadayat
◀️چرا اینکارو کردی؟؛
برادر شوهرم دو سالی میشد فوت شده بود کسی خوابش رو نمیدید حتی مادرش ...
تا اینکه کانالتون رو معرفی کردم برای خانومش و شما چند روزی بود که با ماهی ۵۹تومن مردم رو بانی میکردید و خانومش چهارماه میشد بانی شده بود..
یکشب خواب دیدم برادرشوهرم از یه سفر دوری اومده همه خوشحال بودن من رفتم جلو گفتم کجا بودی تا الآن؟؟
خبری نداشتیم ازت .....
گفت منو برده بودن جایی برای حساب و کتاب😞
خیلی سخت میگرفتن، خیلی 😞😞
حتی برای فکرامون ...
میگفتن تو این کارو کردی میگفتم من نکردم میگفتن تو بهش فکر کردی یعنی انجام دادی..
حتی با فکر آدم هم کار داشتن
خدا رو شکر منو ول کردن ،
اونا با فکر آدم هم کار داشتن .....
خیلی ناراحت بود همش میگفت بالاخره منو ول کردن ، همش فکرو میگفت....
با فکر آدم کار داشتن..
◀️مردگان حرف میزنند
@Hfadayat
◀️چاه وقف برای مردم؛
خانمی گفت در باغمون چاهی کندم ، کارگر گفت اینجا آب در نمیاد..
۱۹متر کنده بودیم خاک خشششک..
رفتم به چندتا سنگ سوره قدر و آیت الکرسی خوندم انداختم توی چاه..
خواب دیدم بهم گفتن ۲متر دیگه به آب میرسه و نشونم دادن آب زلال زده بیرون...
به کارگر گفتم ۲متر دیگه بکن..
گفت زمین خشکه، آب نداره اینجا..
گفتم شما بکن..
عصر زنگزد شیرینی بیار ، چاهت به آب رسید..
گفت هنوز دومتر نشده بود به آب رسید..
آب شیرین و گوارا زد بیرون..
@Hfadayat