🔸دستورالعملی ویژه و خاص در شب عید غدیر
آیتالله سید محمد حسن الهی طباطبائی قدسسره
هفتاد مرتبه «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» و هفتاد مرتبه «یدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیدیهِمْ» : دست خدا بالاى دست آنهاست.
سپس دستهایت را باز کُن و هفتاد مرتبه بگو «یاالله» ، قبل و بعد از گفتن «یاالله» ١۴ مرتبه صلوات بفرست ، دُعایت مُستجاب می شود ، ان شاءالله
دستورالعمل فوق به نیابت از حضرت علی علیه السلام انجام داده شود
در صورت تمایل منتشر کنید
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجهم
کانال امام حسین علیه السلام
┄┅┅┅┅❁🌸❁┅┅┅┅┄
@Hfadayat
بسم الله الرحمن الرحیم
شهیدی که دیروز عصر منزلش رفتیم با همه شهدا فرق داشت، آخه کنار رهبر شهیدمون به شهادت رسیده بود
پسرش میگفت ازش پرسیدم چیکار میکنی؟ گفت من اسمم، شغلم رو نشون میده: غلامعلی...
شهید غلامعلی، غلام سیدعلی، ۴۰ سال به رهبر عزیزمون خدمت کرده بود و آخر هم در کنار رهبر به شهادت رسیده بود
منزلی در جنوب شهر تهران، منزلی قدیمی در یک نقطه بسیار قدیمی. دم در منزلشون دیدم خانم الهام چرخنده هم اومده تا از این لحظات، مستند بسازه و صحبتهای خانواده شهید رو ثبت کنه.
وارد خونه که شدیم باورم نمیشد! یعنی این خونه کسیه که ۴۰ سال خادم شخص اول مملکت بوده؟! مگه همه جای دنیا، مردم خودشون رو نزدیک به مسئولین نمیکنن که براشون کاخ و ویلا دست و پا کنن؟! اما یک خونه ساده در جنوب شهر با یک دست مبل و تمام.
همسر شهید شروع کرد به گفتن؛ همسرم آقا رو خیلی دوست داشت. چند روز هم نمیتونست از آقا جدا بمونه. ایام کرونا وقتی میرفت پیش آقا ۲۱ روز پیش آقا میموند که یه موقع رفت و آمد نکنه و آقا مریض بشه. میگفت فقط آقا سالم باشه. میرفت با پول خودش برای آقا خرید میکرد و پولی که آقا بهش میداد رو برای خونه خودمون خرج میکرد که زندگیمون برکت بگیره.
من چهارده سال باهاش زندگی کردم، اما انگار چهارده سال توی بهشت بودم. چهارده سالِ بهشتی...
این دو سه روز آخر انگار خیلی نورانیتر شده بود. دو روز قبل شهادتش میگفت به آقا گفتم دعا کنید من شهید بشم و آقا فقط من رو نگاه کرد و هیچی نگفت.
بهش گفتم: نگفت ان شاءالله بعد از ۱۰۰ سال و این حرفا؟ غلامعلی گفت: نه! حضرت آقا فقط من رو نگاه کرد. و دو روز بعد هم در کنار حضرت آقا به شهادت رسید. البته اگه میموند دق میکرد. نمیتونست نبودِ آقا رو دووم بیاره. اون روزی که بیت رو زدن، گفتیم غلامعلی فدای سر آقا! فقط خدا کنه آقا زنده باشه. (اینجا یاد حضرت ام البنین سلام الله علیها افتادم، که وقتی خبر شهادت پسرش رو دادن، گفت از حسین علیه السلام چخبر؟ فقط از حسین بگو...)
از غذاهای آقا، از همسر و پسر شهید پرسیدیم...
غلامعلی هفتهای دوبار از بیت مقداری از غذای آقا رو تبرکی میآورد. غذاهای آقا چیزایی مثل اشکنه و ماشپلو بود. میگفت دو بار به آقا گوشت دادیم. آقا گفت مگه مردم میتونن گوشت بخورن؟ برای من دیگه گوشت نذارید. به غلامعلی اعتراض میکردم که چرا انقدر به آقا سیبزمینی میدید؟ واقعا آقا با این غذاهایی که میخورد، فقط خدا حفظش کرده بود... حتی همین سیبزمینی هم حضرت آقا میگفت سه،چهار دونه بیشتر نگیرید. کبریت هم اگه میگرفتن، یه جعبه بیشتر نمیگرفتن
خدا نگذره از اونایی که به ایشون تهمت میزدن. این سبد غذایی رهبر یه مملکته! اگه یه وقت برای نوهاش جشن تولد میگرفت یا مراسمی چیزی بود، توی خونه آقا الویه و آش درست میکردن. این غذای تجملاتی آقا بود. (حاج خانم که اینو گفت، بچهها شروع به گریه کردن...) (-مولا قابل قیاس با کسی نیست- اما من یاد این قضیه تاریخی افتادم: عدهای به خادمان امیرالمومنین علیه السلام اعتراض کردن که چرا نونهایی که مولا میل میفرمایند انقد خشک است؟ و خادمان گفتن مولا درِ کیسه نونها رو یجوری مهر و موم کرده که ما نتونیم حتی به نونها روغن بمالیم؛ و این آقایی که ما دیدیم، قطرهای از دریای امیرالمومنین علیه السلام بود)
حاج خانم میگفت آقا (شهید سیدعلی خامنهای) خیلی به اسراف حساس بودن، وقتی توی خونه مشغول مطالعه بودن، همه چراغها رو خاموش میکردن و فقط یک چراغ رو روشن میذاشتن
حین صحبت از شهید و رهبر شهید، یه مُهر آوردن و گفتن آقا با این نماز میخونده...! مهر رو دست به دست چرخوندیم، مهر به دست هرکسی میرسید بغلش میکرد و شروع به گریه میکرد. چندتا از رفقا که زرنگتر بودن مهر رو گرفتن و رفتن یه گوشهای و باهاش مشغول نماز شدن؛ نمازِ گریه!
اصلا حال و هوای خونه عجیب بود. هرکسی یه حالی داشت. مهر به دست خانم چرخنده رسید، چادرش رو روی سرش کشید و مهر رو زیر چادرش برد و شروع به گریه کرد... انگار همه با این مهر خاطرهها داشتن
پسر شهید صالحی میگفت...
این چند وقته پسرِ آقا (آقا مجتبی خامنهای) خیلی هوای ما رو داشت و دائم میپرسید همه چی سرجاشه؟ مشکلی چیزی ندارید؟
پدرم یه وقتایی لباس آقا رو خونه میآورد تا مادرم باافتخار لباس آقا رو بشوره. مادرم قبل از اینکه لباس رو با آب خیس کنه، با اشک چشمش خیس میکرد. پدرم میگفت آقا شبها ساعت ۱:۳۰ بلند میشه تا نماز بخونه و پدرم قبل از ایشون بلند میشد که اگه آقا چایی خواست، چاییِ تازه براش دم کنه و خلاصه هوای آقا رو داشته باشه.
شهید غلامعلی برای معنویت خودش برنامه جدی داشت. نماز شبش ترک نمیشد، ساعات مختلف در روز برنامه تلاوت قرآن داشت و این برنامه چه در منزل و چه سرکار و چه در سفر ترک نمیشد.
#جهادتبیین
😭😓😔🤲🏻🌷
@Hfadayat
🟩 روز غدیر، روز صلوات و لعن (تولّی و تبرّی)
حسن بن راشد گفت: به مولایم حضرت صادق علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم، شایسته است که در روز غدیر چه عملی انجام دهیم؟ فرمود: روز غدیر، را روزه بگیر، و بر محمّد و اهل بیت او، صلوات فرستاده و از کسانی که در حقّ ایشان ظلم کردند، برائت بجوی.
📚 بحارالأنوار، ج37، ص171-172 به نقل از کافی
حضرت رضا علیه السلام فرمود: روز غدیر، روزی است که باید بر محمّد و آل محمّد، بسیار صلوات فرستاد.
📚 اقبال الأعمال، ص778 به نقل از کتاب النّشر و الطّی
.
چجوری عقد اخوت بخونیم⁉️
💠 دست راستت رو بذار تو دست راست دوست مؤمنت و بگو:
«وَاخَيْتُكَ فِي اللَّهِ وَ صَافَيْتُكَ فِي اللَّهِ وَ صَافَحْتُكَ فِي اللَّهِ وَ عَاهَدْتُ اللَّهَ وَ مَلَائِكَتَهُ وَ كُتُبَهُ وَ رُسُلَهُ وَ أَنْبِيَاءَهُ وَ الْأَئِمَّةَ الْمَعْصُومِينَ (عَلَيْهِمُ السَّلَامُ) عَلَى أَنِّي إِنْ كُنْتُ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ الشَّفَاعَةِ وَ أُذِنَ لِي بِأَنْ أَدْخُلَ الْجَنَّةَ لَا أَدْخُلُهَا إِلَّا وَ أَنْتَ مَعِي.»
(یعنی: در راه خدا با تو برادر شدم، در راه خدا با تو یکدل شدم، در راه خدا با تو دست دادم و با خدا، فرشتگان، کتابها، رسولان، انبیاء و ائمه معصومین(علیهمالسلام) عهد بستم که اگر از اهل بهشت و شفاعت باشم و اجازه ورود به بهشت را یابم، داخل آن نشوم مگر اینکه تو با من باشی.)
🔸 بعد دوستت (طرف دوم) میگه: «قَبِلْتُ.» (قبول کردم.)
🔸 و اضافه میکنه: «أَسْقَطْتُ عَنْكَ جَمِيعَ حُقُوقِ الْأُخُوَّةِ مَا خَلَا الشَّفَاعَةَ وَ الدُّعَاءَ وَ الزِّيَارَةَ.»
(یعنی: تمام حقوق برادری را از تو ساقط کردم، به جز شفاعت و دعا و زیارت.)