eitaa logo
کانال امام حسین (علیه السلام)
2.8هزار دنبال‌کننده
21.6هزار عکس
12.4هزار ویدیو
46 فایل
﷽ ✍️ در میان نامه اعمال در محشر فقط روزهایی که برایت گریه کردم دیدَنیست.... #حسین ساجدی# پل ارتباطی: ۰۹۱۸۴۸۸۶۶۸۰ @Hfadayat لینک کانال جهت عضویت
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
استاد ما حضرت آیت الله شوشتری (رضوان الله علیه ) میفرمود: اگر می‌خواهی عمر با برکت داشته باشی ۳ چیز را فراموش نکن ۱_دوام بر وضو و طهارت ۲_سحر خیزی ۳_شاد کردن دل پدر و مادر و بالاخص مادر
*وقتی همه خواب بودند* انگشتم روی صفحه‌ نمایش بالا و پایین می‌رفت که پیامی در اینستاگرام توجه‌م را جلب کرد؛ ساده بود و کوتاه، از همان‌ها که نمی‌گذارد ذهنت راحت بماند. *«سلام. آیا نماز خواندن در حمام، از نظر شرعی اشکالی داره؟»* وقتی شرایطش را گفت، برای چند لحظه فقط به پیامش نگاه می‌کردم؛ واقعاً نمی‌دانستم چه جوابی باید بدهم. خانم جوانی بود که از لابه‌لای پست‌های صفحه مجازی‌ام فهمیده بود مسلمانم. خیلی کوتاه نوشته بود: *«می‌شه کمکم کنید؟»* فهمیدم تازه مسلمان شده و اهل کشور آذربایجان است. پیام‌هایش را به زبان انگلیسی می‌نوشت و من هم سعی می‌کردم هر جمله‌اش را با دقت ترجمه کنم تا مطمئن شوم حرف دلش را درست فهمیده‌ام. سوالش، چیزی توی دلم را تکان داد...جواب شرعی روشن بود، اما ذهنم در آن لحظه پر از علامت سوال شد! چند دقیقه بعد، ادامه‌ی پیام رسید. آرام، بی‌هیچ حاشیه‌ای، مثل کسی که بخواهد گوشه‌ای از سنگینی دلش را بسپارد به واژه‌ها: «من در کشوری زندگی می‌کنم که اکثریت مردم مسلمان نیستند. خانواده‌ام هم مسلمان نیست و هنوز نمی‌دانند که من مسلمان شده‌ام. اگر بفهمند، اوضاع زندگی‌ام کاملاً به هم می‌ریزد. برای همین، شب‌ها که همه خوابند، یواشکی می‌رم حمام. شیر آب رو باز می‌ذارم که صدای *نماز خوندنم شنیده نشه.* تو فضای بخارگرفته و ساکت حمام، یه گوشه نمازم رو می‌خونم...» وقتی جوابش را دادم ناخودآگاه چشمم رفت سمت پنجره و خیره ماند به گلدسته های *مسجد* محل و صدای اذانی که صبح و ظهر و شب از مسجد پخش می‌شود، و بعد، خانه‌مان؛ جایی که بی‌هیچ اضطرابی، می‌توانم سجاده‌ام را پهن کنم وسط اتاق، پنجره را باز بگذارم و با صدای بلند بگویم: "الله‌اکبر". یادم افتاد چقدر ساده و بی‌دردسر، عبادت می‌کنیم. این جمله‌ی تکراری که «ما در کشوری اسلامی زندگی می‌کنیم» آن روز برای من، از یک عنوان رسمی، تبدیل شد به یک *تلنگر*... یک امتیاز نادیده گرفته‌شده. تصور کن... دختر هر شب منتظر می‌ماند تا مطمئن شود همه خوابیده‌اند. بعد وضویش را بی‌صدا و سریع می‌گیرد، همان‌جا کنار سینک، قبل از آن‌که کسی سر برسد. قبله را با گوشی‌اش چک می‌کند، حوله‌ای را تا می‌زند و روی آن می‌ایستد. شیر آب را باز می‌گذارد تا صدای نماز خواندنش گم شود در شرشر مداوم آب. نه مؤذنی او را به نماز دعوت می‌کند، نه کسی دعایش را آمین می‌گوید. اما با همه‌ی این‌ها، او هر شب همان‌جاست؛ همان نقطه، همان خلوت بخارگرفته. و ما... *نماز را عقب می‌اندازیم چون مهمان داریم، چون خسته‌ایم، چون فعلاً حال نداریم. گاهی هم اصلاً نماز نمی‌خوانیم، بی‌هیچ دلیلی؛ و فراموش می‌کنیم چه نعمتی است که بتوانی آزادانه خدا را صدا بزنی.* آن دختر نگفت چند سال دارد یا چه کسی کمکش کرده به اسلام برسد. فقط گفت که نمی‌تواند بی‌نماز بماند. از آن روز، هر بار صدای *اذان* در خانه‌مان می‌پیچد، قبل از اینکه از جایم بلند شوم یادش می‌افتم. یاد دختری که در سکوتِ حمام، گرم‌تر از خیلی‌هامان، با خدا حرف می‌زند. *گاهی فقط کافی‌ست بدانی چقدر «آزادی» داری،تا بفهمی چقدر «شُکر» بدهکاری.*
16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نگین : دختری که حاج قاسم شکلات در دهانش گذاشت . و حالا لطافت و محبت را ببینید چکار می کند .
630.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ سردار دلها: ما شخصیت‌هامون را که از دست می‌دهیم، بعدا متوجه ارزششان و والابودنشان می‌شویم. ✨️اینها در هر ۱۰۰ سالی، ۵۰۰ سالی یک بار متولد می‌شوند، قرن ها باید بگذرد، عالم خلقت یکی مثل او تربیت کند