eitaa logo
کانال امام حسین (علیه السلام)
2.8هزار دنبال‌کننده
21.5هزار عکس
12.4هزار ویدیو
46 فایل
﷽ ✍️ در میان نامه اعمال در محشر فقط روزهایی که برایت گریه کردم دیدَنیست.... #حسین ساجدی# ارتباط با ما: @noroalzeynab پل ارتباطی: ۰۹۱۸۴۸۸۶۶۸۰ @Hfadayat لینک کانال جهت عضویت
مشاهده در ایتا
دانلود
۲۰ سال پیش که ازدواج کردم شوهرم سرباز معلم بود ، کار و‌ درآمد درست حسابیم نداشت.. نه اینکه کار نکنه کارایی انجام می داد ولی موقتو با حقوق ناچیز.. با خانواده شوهرم اینا زندگی میکردم‌... خلاصه خیلی سختم بود و غُصه میخوردم تا اینکه یه شب ،خواب حضرت رقیه رو دیدم که منو یه خانم دیگه برای حاجت پیش او رفته بودیم... به اون خانمه گفت برو که حاجت روا شدی ، من ناراحت شدمو گفتم پس من چی؟ حضرت رقیه بهم گفت تو هم مشکلت حل می شه ، فقط صبر داشته باش ... حدودا یه سال بعدش منو شوهرم آزمون استخدامی شرکت کردیم و هر دو‌قبول شدیم... کم کم تونستیم خونه بخریم ،ماشین بخریم خدارو شکر:))
مهر پارسال رفتیم مشهد و حال خوبی نداشتمو از همه جا نا امید شده بودم ، رفتم حرم امام رضا که حال دلمو خوب کنه ... روز آخر تو حرم نشسته بودم که دیدم یه نفر روی ویلچر نشسته و با طناب بسته شده به پنجره فولاد و مادرشم هی میگفت امام رضا جان جوادت بچمو شفا بده ... حدودا یک ساعت نشسته بودم که ببینم این بچه شفا میگیره یا نه؟ همینجور که داشتم با خودم فکر میکردم یهو دیدم اون بچه داره پشت سر هم امام رضا رو صدا میکنه و شفا گرفت و سرپا شد:))) بهم ثابت شد و فهمیدم وقتی که از همه جا نا امید شدی تنها کسی که کمکت میکنه و دستتو میگیره امام رضاست🥲
سال ۸۲ منو بابام از کرمان رفتیم بم برای مراسم ختم پسر عموم، بعد از مراسم شب رفتیم خونه خواهر شوهرم که جمعه برگردیم کرمان... شب وقتی خوابیدیم، خواب دیدم دخترم که اون موقع کلاس ۵ دبستان بود یه شکلاتی خورده و تو گلوش گیر کرده ، همش جیغ میزدمو یا ابوالفضل میگفتم... یهو دیدم ۴ تا زن تو آسمون با چادر مشکی با من یا ابوالفضل میگفتن، صورتشون رو نمیدیدم فقط صدا شونو می‌شنیدم ... از ترس بیدار شدمو دیگه خوابم نبرد... ۱۶ نفر خونه خواهر شوهرم خواب بودیم ساعت ۵ صبح منو یه نفر دیگه رفتیم که وضو بگیریم یهو زلزله شد و همه زیر آوار موندن و مردن😭 فقط ما زنده موندیم... شادی روح همه اونایی که تو زلزله بم جان دادن خصوصا پدر عزیزم صلوات:((
♥️ یه فامیل داریم ۱۶ سال بچه دار نشد... همش این دکتر اون دکتر بود و همه دکترا جوابش کرده بودن که دیگه باید قید بچه رو بزنی:( خلاصه با شوهرش دو سال پیش رفتن کربلا و وقتی برگشتن بعد از یه مدت خدا بهشون یه دختر داد و اسم دخترشونم گذاشتن رقیه...😍
وقتی خاطره خانمی که تو زلزله بم نجات پیدا کردن رو خوندم ، خواستم این مطلبو بگم ... منم تو زلزله بم ۱۷ نفر از عزیزانم رو از دست دادم... یکی از فامیلا که رفته بود برای پیگیری میگفت اونجا یه خونه ی خشتی بود که کاملا سالم مونده بود در حالی که خونه‌های دور و اطرافش کاملا خراب شده بودن ... وقتی سوال میکنه چطور همچین چیزی ممکنه؟ بهش میگن تو این خونه هر سه شنبه زیارت عاشورا خونده میشده و تمام ساکنینش زنده موندن:) یا حسین شهید🖤
✅شما هم اعجازی که از اهلبیت دیدید برامون بفرستید..
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا