چقدر این روزا برای ادامه دادن قلبم خسته اس، انگار دیگه هیچ محافظی نیست، قلبم بدون هیچ مانعی جلوی دست آدماست تا بهش آسیب بزنن و من ناتوان تر از اونم که دفاعی کنم.
قبلنا فکر میکردم اگه با همه مهربون باشم کسی بهم آسیب نمیزنه، ولی آخرشم از کسایی آسیب دیدم که بیشترین عشق و محبتِ قلبم خرجشون کرده بودم.