«ما گاهی بیناییمان را از دست میدهیم، نه به دلیل اینکه چیزی نمیبینیم، بلکه چون نمیخواهیم ببینیم...!
کوری – ژوزه ساراماگو
_حتی وقتی هم که باهات بودم دلم برات تنگ میشد حتی وقتی که درست کنارت بودم همهاش به این فکر میکردم که کِی دوباره قراره هم رو ببینیم...!
"تکه ای از کتاب ۳۶۵ روز بدون تو"
_میشه فقط بپرسم چرا؟ چرا الکی بهم امید دادی؟ چرا اون حرفها رو به من زدی وقتی میدونستی حقیقت ندارن؟ چرا بهم قول دادی وقتی میدونستی که قراره زیر قولات بزنی؟ چرا پشتسر هم بهم دروغ گفتی؟ تمام کارهایی که برام کردی هرگز جبران کاری که آخرسر باهام کردی نمیشه...
"تکه ای از کتاب ۳۶۵ روز بدون تو"
_یک نفر مدام سیگار میکشد، زنی هنگام آشپزی ترانهای غمگین را زمزمه میکند، دختری به بهانهی فیلم اشک میریزد، پسری نیمه شب در خیابان پرسه میزند، همه دلتنگ اند؛ همین.