در زندگیم سختی هایی را تحمل کردم
که پیش از واقعه گمان نداشتم بتوانم حتی
بعدها باور نکردم که در آن ماجرا تاب آوردم انسان خودش را نمیشناسد
خصوصا قدرت هایش را .
_نباید میماندیم / معین دهاز
خیلی از مردم از داشتن این موهبت محروم هستند،
اینکه بدانند چه زمانی دهانشان راببندند.مردم این شهر از فرط بیچارگی پیشاز حد،همهچیز را به شوخی گرفتهاند
–گیلین فلین
او مانند تکه ای از روحم همیشه آنجا بود. من ناامید تلاش میکردم انکارش کنم،
تلاش میکردم فراموشش کنم،
اما ما بخشی از وجود یکدیگر بودیم....