ما درست مثل سایهها هستیم؛ در کنار هم، اما هرگز نمیتوانیم واقعاً در هم ادغام شویم. همیشه فاصلهای تاریک میان ما باقی میماند که هیچ نوری نمیتواند آن را پر کند.
ـ سایه های میان ما
آدمها هیچوقت نمیدانند چه چیزی در انتظارشان است، اما همیشه امیدوارند که اتفاقهای خوب در راه باشند.
ما عادت میکنیم. به همهچیز عادت میکنیم. به نبودنها، به رفتنها، به تمام شدنها.
عقربهها که میچرخند، فقط ساعت را جلو نمیبرند؛ تو را هم میبرند، به جایی که دیگر نیستی.