روز عاشورا چگونه گذشت؟
در این تحقیق علیالقاعده شرعی روز به افق کربلا( که در طول قرون حداکثر ۳+- دقیقه اختلاف میتواند داشته باشد)
را استخراج کردهایم و روایات مقتل نگار ها را با این ساعت ها تنظیمکرده ایم...
۵:۴۷ اذان صبح
امام ع بعد از نماز صبح،برای اصحابش سخنرانی کرد. آنها را به صبر و جهاد دعوت کرد و بعد دعا خواند:
"الهم انت ثقتی فی کل کرب ...
خدایا تو پشتیبان من هستی در هر
پیشامد ناگواری"
طرف مقابل نیز نماز را به امامت عمر سعد خواند و بعد از نماز صبح به آرایش سپاه و به استقرار نیروه مشغول شد
طلوع آفتاب
کمی بعد از طلوع آفتاب امام سوار بر شتری شد تا بهتر دیده شود رو به روی سپاه کوفه رفت و با صدای بلند برای آنها خطبه خواند و صفات و فضایل خودش پدر و برادرش را یادآوری کرد و اینکه کوفیان برای امام نامه نوشتند را یادآوری کرد
آنها انکار کردند...
امام نامه هایشان ره به طرف آنها پرتاب و خدا را شکر کرد که حجت را بر آنها تمامکرده است .
حدود ساعت ۶:۰۰
امامحسین ع دستور دادند تا اطراف خیمه ها را خندق بکنند و در آن را با خار و بوته پر کنند بعد آنها را آتش بزنند و
مانع حمله سپاه دشمنان از پشت سر بشوند
حدود ساعت ۸:۰۰
بعد از سخنرانی امام چند نفر از اصحاب آن حضرت به روایتی بریر که (سید القراء آقای قرآن خوان های کوفه بود) و به روایتی زهیر خطاب به کوفیان سخنان مشابهی گفتند.
بعد از سخنان زهیر و بُریر امام فریاد معروف "هل من ناصر ینصرونی" را سر دادند چند نفری دچار تردید شدند از جمله حر و فرد دیگری به نام ابوالشعثا و دو برادر که در گذشته عضو خوارج بودند بعید نیست که کسان دیگری هم با دیدن شدت گرفتن احتمال جنگ از سپاه کوفه فرار کرده باشند.