اپیزودِ یک/
جمعیت به روالِ هرشب با قامت استوار،
مشتِ گره کرده و پرچم به دست ایستاده بودن در میدان اصلی،مجری با مدحِ مولا آغاز کرد
غرور جمعیت جوشید و همینطور که ذکر حیدر رو زمزمه میکردند؛
مادر شهید میرزایی رو بدرقه کردند تا سکوی سخنرانی.
شهید مهندس مصطفی محمد میرزایی،
اولین شهید ایرانی در یمن!
@Hoborr
•حُبور•
اپیزودِ یک/ جمعیت به روالِ هرشب با قامت استوار، مشتِ گره کرده و پرچم به دست ایستاده بودن در میدان اص
ء.
چقدر آشنا بود،
میبینی ماهی خانم؟
ایشون مادر همون شهید عزیزیِ که داخل شبستانِ سیدالکریم موقع اقامه نماز چشمت افتاد به سنگِ مزارِ یادبودش...
با اسکرول گالریم دیدم بله همون مزار و همون آقا مصطفیایِ که کلی دنبال اطلاعات زندگیش بودم.
@Hoborr
•حُبور•
ء. چقدر آشنا بود، میبینی ماهی خانم؟ ایشون مادر همون شهید عزیزیِ که داخل شبستانِ سیدالکریم موقع اقامه
ء.
مادر بعد از اتمام مرور وقایع اخیر و سخنرانیِ حماسی شروع کردن:
عزیزان من، حتی ما که خانواده مصطفی هستیم درجریان علت رفتنش نبودیم
یک روز آمد گفت:مامان من برای تحصیل بورسیه شدم کانادا و ممکنِ موندگار بشم
مصطفی موندگار شد...
مصطفی بامداد 13 دی ماه سال98همزمان با سردار دلها در یمن ماندگار شد:)
@Hoborr