لبهی پرتگاه قدم میزدیم!
با چشم هایی که از رویابافی هامون برق میزد.
حالا وقتشه چشمامونُ ببندیم،
روزی که نبودم من رو به یاد بیار وقتی
خسته رسیدی به کوچه های شارعالشهداء،
با اولین نگاهِ بیرمقت به مشکِ قبله العباس،
اون زمانیکه عطر عودِ مخصوص فضای سردآب رو معطر کرده،
دمدمای دَقُّالبابِ ام البنین'س'،
با صدای پیرزنِ عراقی اونموقع که به نشونه اعتراض انگشت اشارهش رو میاره بالا و میگه:
حبیبی اَنتَ العباس،
با هر هرولة و واویلا یا سیدی ظهرِ تاسوعا،
با دیدن تمثال و زخم پیشونیش،
سرِ سفرههای امالبنین،
روزی که نبودم منو به کسی که ابالفضلیه بشناسید:)
#کفیل
@Hoborr
هدایت شده از حامد کاشانی
این شیوه اطلاع رسانی مسئولان به مردم، به گونهای است که گویی بخشی از دشمن، میخواهد مردم را عصبانی کند.
این میزان بی احترامی به مردم که مجاهدانه پایکار ایستادهاند، خجالت آور است.
واقعاً متاسفم.
باز هم متفاوت طلوع کردی جانِ ایران!
تلاقی زادروزَت با روزِ منتسب به دخترکانی
که همچون چشمهایت دوستشان داری،
اصلاً چشم های تُ برای دیدن ظرافت های دخترانه آماده بود؛
این را همان موقع که فرزندانِ شهداء میهمانت شدند و دخترِ شهید مقابلت ایستاد و با جملهی
"بهبه چه موهای بلند و قشنگی داری باباجان"
لبخند عمیقی بر چهرهی مهربانت نشست فهمیدم.
همان وقت که هدیه های متبرک را برای دختران آماده و کنار میگذاشتی.
راستی،آن زمان که رنگ بیت را به یُمنِ ورود دخترانت صورتی کردی نگرانِ حرف این و آن نشدی که اُبُهتِ مردانهات لطمه بخورد؟
نه،تو برای لبخند دخترانِ این سرزمین جانت را هم نثار کردی.
جانِ ایران متولد شدی تا جان بدهی به دختران ایران.
زندگی بعدِ تُ برای دخترانت،اشک های بهم پیوسته ایست از دوریِ تُ.
اینبار رنگ و روی بیت صورتی نشده،
تُ پرکشیدی و در 87اُمین بهار زندگیات
بهشت را برای دخترانِ مینآب صورتی کردی.
تَولدَت مبارک بابای آسمانی:)💗
#به_بهانه_زادروزت
@Hoborr