eitaa logo
•حُبور•
839 دنبال‌کننده
99 عکس
23 ویدیو
0 فایل
در شکستِ بال پروازِ دِگَر داریم ما! . . . کپی؟فور کن مومن.
مشاهده در ایتا
دانلود
گفت اگر یک قدرت ماورایی داشتی چه چیزی رو در خودت تغییر میدادی؟ همزمان که گوشه‌های سجاده‌م رو روی هم میزاشتم فولدرهای قدیمیِ ذهنم رو باز کردم و پردازش گذشته شروع شد. هیچ چیز جز صداهایی از گذشته بین شیارهای خاطرات من رو دلتنگ نمی‌کرد، دوباره و سه‌باره سوالش رو تکرار کرد. دونه های تسبیح از بینِ انگشتام با ذکرِ مبارک یاعلی عاقبت بخیر میشدن و کلمات از پسِ زخم های دلتنگی لبریز. @Hoborr
•حُبور•
گفت اگر یک قدرت ماورایی داشتی چه چیزی رو در خودت تغییر میدادی؟ همزمان که گوشه‌های سجاده‌م رو روی هم
ء. تنها توانایی که با معجزه و به اصطلاح او با قدرت ماورایی در من ایجاد میشه، فراموش کردن صدای اشعارِ گذشته‌ست که برای نوازش قلبِ ماهی خونده شده. حتی شاید صاحبِ صدا رو هم به سختی به یاد بیارم اما حسِ تک تکِ کلمات و لطافتِ ابریشمی اون لحظات جز با معجزه از کنج و کنارِ خاطرات من پاک نخواهد شد. @Hoborr
•حُبور•
ء. تنها توانایی که با معجزه و به اصطلاح او با قدرت ماورایی در من ایجاد میشه، فراموش کردن صدای اشعارِ
ء. حیرت چشمانش بعد از شنیدن قابل وصف نبود،پلکی زد و زمزمه کرد‌ که پس وقتی شب قشون کشی میکنه و سیاهی مهمونِ کوچه های شهر میشه اون صداهای بی‌رحم پلی میشن و بغض پرده‌نشینِ ستاره‌ی چشمات میشه. @Hoborr
عمو چرا اسم عروسکای منو رو موشک ننوشتی؟💗 @Hoborr
•حُبور•
سلام بر آن کسی که خدا در غمش نخست گریست... -چله‌ی اشک #شب_نهم @Hoborr
سلام بر آن کسى که میکائیل در گهواره با او تکلّم مى‌نمود... -چله‌ی اشک @Hoborr
این یه فکته که، وقتی یه تار از ساز زندگیتون پاره شد سعی به بند زدن و کوکِ دوباره نکنید بلکه ساز زدن بی‌صدا رو تمرین کنید. @Hoborr
حضرت ایلیا لحظه‌ی وداع، اولین‌ تار دل پاره شد با دیداری پدرانه کوکش نمیکنی؟! @Hoborr
Reminder:
سعی کن همیشه رگِ بیخیالیت برجسته تر باشه . @Hoborr
مَرَّجَ البَحرَینِ یَلتَقیان./✨ @Hoborr
فرض کن ؛ جوانی بیست و چند ساله ، چهار شانه و میانه قد ، روی دو کنده ی زانو نشسته و مدام نگاه میدزدد از چشمان تیز بین و مشتاق پیامبر (ص) . سخت نفس میکشد و برای بیان حاجتش شرم می کند ! حال خیال کن ، به فاصله ی یک پرده از همان اتاق در پستوی اتاقی دیگر دختری رشیده ، محجوبانه ایستاده و همانطور که با پر شالش بازی می کند ، مضطرب و ملتهب به صدای مرد جوان گوش می کند ... علی [ع] میگوید : بله یا محمد قصد ازدواج دارم چه کسی بهتر از عزیز و دختر رسول خدا و فاطمه'س' چشمهایش را می بیندد و لبخند میزند .. میبینی چه خیال شیرینی ؟ حال ببین در واقعیت چه حلاوتی بوده 🤍! @Hoborr