eitaa logo
خونه؟
1هزار دنبال‌کننده
223 عکس
19 ویدیو
0 فایل
- آخرین برگِ پاره‌شده از کتابی که هیچ‌وقت چاپ نشد.. روی میز چوبی به هنگامِ غروب‌ ؛ | https://daigo.ir/secret/4383455486 |
مشاهده در ایتا
دانلود
سید محمدرضا نوشه ورزهرای من.mp3
زمان: حجم: 9.5M
همه چیمو میدم این دفعه کنارم بمون | 3:22
ای چاٰه دیدی ؟ شمعِ خونَم سوسو زد هی باٰ فضه حَرف از دردِ پهلو زد ..
حالا اگر فقط جای خالی دیگران بود، غصه ای نداشتم. آدم هر جور که بتواند، با جای خالی دیگران کنار می‌آید؛ امّا جای خودِ من خالی است و این جای خالی دیگر شوخی بردار نیست.
امروز باران شدیدی در شهر می‌بارید ولی سیل هم نتوانست خاطرات تو را با خود ببرد. فقط بدان جای خالی‌ات خیلی احساس می‌شود؛ هم‌چون پاییزی که در آن خبری از برگ‌های زرد و نارنجی نیست. تو رستاخیز حیات منی، چگونه بی‌خیالت شوم؟ تو بانـوی آبی کتاب‌های منی، چگونه از تو ننویسم؟ بـدون تو، بدون خیره شدن در چشم‌های تیلـه‌ای تو تمام فصل‌هایم هدر می‌رود.
-
می‌گذرد و من همچنان در آن تاریخ کزایی متوقف شده‌ام. سر خم را گرفته بودم برای چه کسی؟ کسی که زندگی را بر من حرام کرد و نان شبم را با منت بر رویم پرتاب می‌کرد؟ همه آنچه که از این دنیا می‌خواستم چه بود؟ زندگی‌ای با عدالت؟ دنیایی صالح با مردمانی عاقل یا دنیایی فاسد با مردمانی جاهل؟ اشک هایم می‌ریزد و تأسف همه وجودم را به زانو در آورده؛ گویا تنها جسمِ حقیر من برای این جهان زیاد بود. آن کودک خیلی وقت است که بزرگ شده، راه و رسم این جهنم دره را خوب یاد گرفته، می‌داند که تلاش هایش همه بی‌ثمر خواهد بود. در آخر او هیچ جایی و هیچ سهمی را در هیچ‌ چیزِ این دنیا نداشت. فقط آمده بود تا نفسی بکشد، ریه‌اش هوایی تازه کند، گندی بزند بر زندگی‌ای که مایه اش را خودش می‌پیچد! نه قدرت ادامه زندگی را داشت و نه جرئت به پایان دادنش را. هرروز را در آتشش می‌سوخت و خاکسترش بیش‌تر از قبل قلبش را سیاه می‌کرد. جهنم کجا بود؟ آنجا؟ یا که این‌جا؟ آنان او را سالها در این آتش سوزان تنها گذاشته بودند.
سجاد افشاریان زمـان_بازنمی_گردد _ سجادافشاریان.mp3
زمان: حجم: 3.2M
کاٰش می‌شد همه چیز راٰ نوشت، این دلتنگی ناٰشی از فاٰصله‌ای که بین ماٰست. بی‌تو خاٰنه، قاٰیقی‌ست که هنوزم هم بوی دریاٰ می‌دهد.
چگونه این خنجر آغشته به زخم را که بی‌هوا در سینه‌ام تاب می‌خورد و هرلحظه مرا می‌کشد را برایت واژه کنم. می‌خواهی از رنج برایت بگویم؟ رنج همین است، تکه‌ای از من در قلب دیگری جا مانده و هیچ‌کدام تاب نداریم برگردیم، یکدیگر را ببوسیم و داستان را خاتمه دهیم.
هدایت شده از خیآلِ‌خوش.
كاٰش می‌توانستم، «آنچه که بودم» را از ذهنِ دیگران پاک کنم و خودم را از نو بنویسم..
هدایت شده از موومان
من نیاٰزت دارم اما ناٰز ما را هم بکش، گرچه باٰ رعیت نشستن در خور سلطاٰن نیست..
عیلرضا قربانی4_5783159114578269154.mp3
زمان: حجم: 10.2M
چه کسی می‌داٰنست ماٰ بعد از خداٰحاٰفظی به چه چیز مبتلاٰ می‌شویم؟