eitaa logo
خونه؟
826 دنبال‌کننده
219 عکس
19 ویدیو
0 فایل
- آخرین برگِ پاره‌شده از کتابی که هیچ‌وقت چاپ نشد.. روی میز چوبی به هنگامِ غروب‌ ؛ | https://daigo.ir/secret/4383455486 |
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از موومان.
شب واسه خوابه نه غصه خوردن٫ فکر کردن٫ بگیر بخواب شبت بخیر.
چه دارم من؟ جز آن دو سرخ خاموش که تا بخواهند خودرا در واژه‌ای بغلتانند، نفس در گلو خنجر می‌شود. و چه می‌شود کرد با این واقعه‌ی مسکوت؟ جز مرهم گذاشتن بر رویش و تو نمی‌دانی این ضمادی که پوستِ گلو را می‌بلعد چه بر سرِ آن همهمه‌های سینه می‌آورد که می‌خواستند خودرا بروز دهند تا بر چهره‌ای بنشینند، تا کسی، تا چیزی، تا حتی شی‌ای، مطلع شود انسانی در لا به لای خفگی‌های خون آلودش قصد دارد چند جمله‌ای زندگی کند.
-
شاید ندانند که چه می‌گویم، گاهی برایم مهم نیست. در نگاهشان می‌بینم همه‌ی آن نفرت و حقارت را؛ در نگاهشان برّه ای هستم که تنها به درد سر بریدن می‌خورد. شاید بنده راه مناسبی را انتخاب نکرده‌ام، خواستم بذله‌گو باشم تا سیاهیِ درونم را نبینند. از این گوش تا آن گوش، لبانم را به خنده باز کنم تا بگویند آری او، همان احمقِ بدردنخور. با خود فکر می‌کنم اگر روزی، همان منِ واقعی را ببینند؛ نظرشان همین خواهد بود؟ تنها می‌دانم اگر آن روز برسد، برای چندمین بار از سوی دنیای بیرون طرد می‌شوم. من می‌مانم با چهاردیواری‌ای که برایِ تَرَک های همدیگر همدردی می‌کنیم. او برای زوار در رفتگی‌اش، من برای روحی که دیگر ندارمَش. - هیاهو
هدایت شده از خیآلِ‌خوش.
تیکه‌تیکه‌م، بغضم، ابرم، هیچم! نگهم‌دار، که نگه‌داری ندارم..
https://eitaa.com/58482572/1914 من هم اینجا به یادتونم 🤍
میپرسی چه چیزی مرا از جهانِ سکوت‌هایم بیرون کشید؟ واضح است، آن‌ نگاهی که نخستین بار روانه‌ام کردی.
سید محمدرضا نوشه ورزهرای من.mp3
زمان: حجم: 9.5M
همه چیمو میدم این دفعه کنارم بمون | 3:22
ای چاٰه دیدی ؟ شمعِ خونَم سوسو زد هی باٰ فضه حَرف از دردِ پهلو زد ..
حالا اگر فقط جای خالی دیگران بود، غصه ای نداشتم. آدم هر جور که بتواند، با جای خالی دیگران کنار می‌آید؛ امّا جای خودِ من خالی است و این جای خالی دیگر شوخی بردار نیست.
امروز باران شدیدی در شهر می‌بارید ولی سیل هم نتوانست خاطرات تو را با خود ببرد. فقط بدان جای خالی‌ات خیلی احساس می‌شود؛ هم‌چون پاییزی که در آن خبری از برگ‌های زرد و نارنجی نیست. تو رستاخیز حیات منی، چگونه بی‌خیالت شوم؟ تو بانـوی آبی کتاب‌های منی، چگونه از تو ننویسم؟ بـدون تو، بدون خیره شدن در چشم‌های تیلـه‌ای تو تمام فصل‌هایم هدر می‌رود.