از۲۰ سالگی تا ۲۷ سالگی،
۲۵ بار به کربلا رفته بود.
موقع مرخصی هایش هرطور
بود خودش را به کربلا میرساند.
برای همین وقتی عراقیها پاسپورتش را
دیده بودند، به او گفته بودند:
أنتَمَجْنونْ...!(:💔
|شھیدحسینهریر؎|
حــورا .
از۲۰ سالگی تا ۲۷ سالگی، ۲۵ بار به کربلا رفته بود. موقع مرخصی هایش هرطور بود خودش را به ک
چقدر قشنگ..
مجنون الحسين *
قبلا مى گفتم که آدم بايد فقط خدا رو از ته دل دوست داشته باشه ولى الان دارم بهش مى رسم ...
الان رسيدم به جايى که يقين پيدا کردم دوست داشتنِ عميق کسى جز خدا تهش حال بد خودمه ... يقين پيدا کردم نبايد هيچ چيز رو بيش از اندازه دوست داشت چون بعدِ از دست دادنش غم و غصه اش ميمونه برا آدم
اينو بايد فهميد ،اينو بايد درک کرد که
"هيچ کس جز خدا هميشگى نيست ..."
اگه آدمى هى اينو به خودش بگه اتفاق خاصى نميوفته بايد باورش کنه!
اگه آدم واقعا عاشق خدا باشه و به اين جمله ى بالا يقين داشته باشه از دورى عزيزش هم ميگه خدايا چقدر خوبه که تو هميشه هستى چقدر خوبه که هيچ وقت تنهام نميزارى ...
در نتيجه تحملش بيشتر ميشه، آرامشش بيشتر ميشه، شکرگذاريش بيشتر ميشه حالش هم بد نميشه ...
به نظرم اين دوازده روز جنگ خيلى از دلبستگى ها و وابستگى هاى مارو کم کرد يا درواقع به اعتدال رسوند...
فکر ميکنيد بيشتر ترس هاى افراد به خاطر چى بود ؟؟
اصولا دوست داشتن ترس از دست دادن رو به همراه داره. . .
و البته آرزوهاى طولانى هم ترس نرسيدن داره . . .
بيشتر ترس ها به خاطر همينا بود دوست داشتن خود و اطرافيان و داشتن آرزو هاى طولانى ...
کسى که خودشو و دنيارو خييلى دوست داره طبيعتا ميترسه از مردن .
کسى که ديگران رو خييلى دوست داره ميترسه از دست شون بده .
کسى که آرزو هاى زيادى داره براى آيندش هم ميترسه به آرزوهاش نرسه .
حالا دو تا سوال ..
تا به حال دقت کردين به عوارض ترس ؟؟؟
کلى استرس و اضطراب و بى خوابى و بيمارى ....
_ ترس ما باعث نجات پيدا کردن عزيزمون از خطرى ميشه ؟؟؟
خـير
+خب پس دوست داشتن هاى بيش از اندازه ى عزيزان مون ترس آوره و ترس هم يه سرى عوارض جسمى و روحى داره و هيچ کمکى هم نميکنه به درست تر شدن شرايط و من فقط دارم با ترس هاى بى فايده به خودم ضرر ميزنم به خودم آسيب مى زنم...
اصلا مى ارزه ؟؟
من خودم در اون دوازده روز دوست داشتن هام به تعادل رسيد آرزوهام محدود تر شد و خييلى از ترس هام از بين رفت
فقط و فقط با فکر کردن ميشه ترس رو از بين برد ...
با فکر کردن به اينکه چيو دارم ميدم چيو ميگيرم ...
سلامتى مو ميدم چى ميگيرم
با فکر کردن به اينکه اين ترسِ من از چى سرچشمه ميگيره...
بعد برم سراغ راه حل