eitaa logo
پژوهش های اصولی
299 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
733 ویدیو
119 فایل
﷽ 📌نکات اخلاقی واعتقادی 📌تحلیل های سیاسی وبصیرت افزا در راستای آشنایی با مقتضیات زمان 📌آرشیوی از اهم علوم مقدماتی اجتهاد 📌آموزش اصول وفنون پژوهش از طریق ارائه سلسله مباحث علمی از اینکه بدلیل مشغله، توفیق پاسخگویی ندارم، عذر خواهم @HosseinMehrali
مشاهده در ایتا
دانلود
پژوهش های اصولی
#فقه #غناء ۹ #حکم_شناسی #بررسی_روایات #طائفه ۱ #روایت_ابوموسی ✅ روایت ششم: روایت ابوموسی 🔵 بخش نخس
۱۰ ۱ ✅ روایت ششم: روایت ابوموسی 🔵 بخش دوم 3. راویانی که در نقل روایات، لا اٌبالی هستند و برایشان مهم نیست که راوی روایت، کیست؟ حال به پرسش اوّل اینگونه پاسخ داده می‏ شود که در مقام، مراد از اجلاء افراد ثقه ‏ای هستند که یا جزو گروه اول اند و یا دست کم جزء گروه دوم می باشند. و در پاسخ به پرسش دوم گفته می‏ شود که مراد اعم است؛ یعنی جلالت در یکی از دو مرحلۀ تحمل یا اداء کافی است، گر چه باید اعتراف کنیم که دلالت جلالت در مقام تحمل، قوی‏ تر از دلالت جلالت در مقام اداء می‏ باشد. و پاسخ پرسش سوم آن است که مراد، روایت کثیر یک شخص جلیل می ‏باشد و لازم نیست که چند شخص جلیل هر کدام به طور کثیر از آن راوی روایت کرده باشند. ملاک کثرت چیست؟ آیا مراد تعداد معینی روایت می‏باشد؟ مثلاً بیست روایت یا … پرسش بعدی آن است که آیا باید تعداد روایات هر شخص جلیلی، کثیر باشد یا کثیر بودن مجموع روایات اجلاء هم کافی است؟ پاسخ پرسش اول، آن است که عدد معینی، ملاک نیست، بلکه باید تعداد روایت اجلاء از یک راوی، به اندازه‏ای باشد که عرفاً احتمالات دیگر غیر از ثقه بودن راوی نزد اجلاء را بعید گرداند. پاسخ پرسش دوم، از پاسخ پیشین روشن می‏ شود که کثرت مجموعی در صورتی که عرفا احتمالات دیگر غیر از ثقه بودن راوی نزد اجلاء را بعید گرداند، کافی خواهد بود. به طور کلی می‏ توان گفت که هر اکثار روایت اجلائی دالّ بر وثاقت نیست، بلکه تنها اکثار نقل روایاتی که غرض غالبی از نقل آنها عمل به خود آن روایات از باب حجیت خبر واحد باشد، دال بر وثاقت است. از این رو موارد زیر خارج از محل بحث می ‏باشند: ۱. موردی که اعتماد اجلاء بر یک مجموعه است نه بر تک تک روایات، مانند مجموعه روایاتی که پیرامون یک امر اعتقادی که نیازمند یقین است، نقل می‏ شود. ۲. موردی که مضمون خبر از امور عقلیه‌ای است که تشهد علی صحتها العقول یا از امور اخلاقی است که وجدان‌های سلیم در پذیرش آنها کفایت می‌کند. ۳. موردی که موضوع خبر مستحبات می‏ باشد. ۴. موردی که خبری از عامه پیرامون فضائل اهل بیت(علیهم السلام) باشد. ۵. موردی که خبری را عامه از امیرالمؤمنین امام علی( علیه السلام) در موضوعی نقل کنند که شیعه در آن موضوع روایتی ندارد. تذکر: آنچه که مضرّ می ‏باشد، انحصار نقل اجلاء به امور پنج گانه است، والّا اگر اجلاء از یک راوی هم امور پنج گانه را نقل کنند و هم اموری غیر آنها را اشکالی ندارد. اکنون، پس از تحریر محل نزاع و تبیین ادعا و گستره آن، لازم است ادله آن را بیان و بررسی نماییم. دلیل اوّل: دلیل الاعتبار دلیل اول که آن را دلیل الاعتبار می ‏نامند، دارای دو تقریب می‏ باشد: • تقریب اول: این تقریب از دو مقدمه تشکیل یافته است: مقدمه اوّل: غرض عقلایی غالبی از اکثار روایت از یک شخص (آن هم نه هر روایتی بلکه روایاتی که خارج از پنج گروه فوق الذکر باشند)، عمل به آن روایات می ‏باشد. مقدمه دوّم: اعتماد اجلاء به روایات گوناگون یک شخص نشان از وثاقت آن شخص دارد؛ زیرا وجود قرائن دیگر در تمام روایات که به واسطۀ آنها اعتماد کرده باشند، بسیار بعید است. نتیجه: اثبات وثاقت راوی نزد اجلاء. • تقریب دوّم: شخصی که اجلاء از وی اکثار روایت کرده‌اند، یا نزد آنها فردی ناشناس بوده است و یا فردی شناخته شده. اگر شناخته شده باشد، یا به کذب شناخته شده است یا به وثاقت؛ بنابراین حال آن شخص از سه حالت فوق بیرون نیست، لکن حالت اول و دوم باطل است اما حالت اول باطل است، زیرا بعید است کسی که اجلاء از او اکثار روایت دارند (آن هم نه هر روایتی بلکه روایاتی که خارج از پنج گروه فوق الذکر باشند) حال او از جهت نقل روایت بر آنها مخفی مانده باشد. بطلان حالت دوم هم روشن است، زیرا بسیار بعید است که اجلاء از شخصی که به کذب شناخته شده است، اکثار روایت کنند (آن هم نه هر روایتی بلکه روایاتی که خارج از پنج گروه فوق الذکر باشند). پس تنها حالت سوّم می‏ماند یعنی آن شخص نزد اجلاء، ثقه بوده است. دلیل دوم: مذموم بودن کثرت نقل از ضعفاء و مجاهیل این دلیل هم از دو مقدمه تشکیل شده است: مقدمه اول: نقل کثیر از ضعفاء و مجاهیل یک نقطه ضعف حدیثی شمرده می‏ شده است؛ از این رو می‏ بینیم که برخی از راویان برجسته، به همین دلیل، قدح شده ‏اند. مقدمه دوّم: بنا بر مقدمه اوّل، اجلائی که متهم به نقل کثیر از ضعفاء و مجاهیل نیستند، اگر از شخصی اکثار روایت داشته باشند، این اکثار، وثاقت او را کشف می ‏نماید. نتیجه: اثبات وثاقت آن شخص نزد اجلاء. ادامه دارد... 📚 کانال پژوهش های اصولی https://eitaa.com/joinchat/1772093454C44c5b95945
پژوهش های اصولی
#فقه #غناء ۱۰ #حکم_شناسی #بررسی_روایات #طائفه ۱ #روایت_ابوموسی ✅ روایت ششم: روایت ابوموسی 🔵 بخش دو
۱۱ ۱ ✅ روایت ششم: روایت ابوموسی 🔵 بخش سوم دلیل سوّم: شهادت ائمه رجال عبارات پراکنده ‏ای در آثار ائمه رجال وجود دارد که نشان می‏ دهد آنها هم اکثار روایت اجلاء از یک شخص را دالّ بر وثاقت آن شخص می ‏دانسته ‏اند. اشکالات اشکال اول اکثار روایت أجلاء، حداکثر دلیل بر اعتماد آن ها بر روایات آن شخص است؛ لکن اعتماد بر روایات یک شخص، دال بر وثاقت آن شخص نمی ‏باشد؛ زیرا ممکن است که این اعتماد، از رهگذر قول به أصالت العداله حاصل شده باشد. پاسخ از اشکال اوّل در جای خود ثابت گردیده است که دلیل تامی بر اثبات قائلیت قدماء به أصالت العداله وجود ندارد؛ امّا آیا دلیلی بر نفی این احتمال هم داریم یا خیر؟ در پاسخ باید بگوئیم که: اگر مراد از اصالت العداله عدم اعتبار وثاقت در حجیت خبر واحد باشد، بیانات صریحی از سوی قدماء وجود دارد که آن را نفی می ‏کند. و اگر مراد از أصالت العداله، آن باشد که أصل در هر شخص امامی که فسقش آشکار نباشد، عدالت و وثاقت است؛ در این صورت این اشکال مطرح خواهد شد که احتمال اعتماد به أصالت العداله در توثیقات صریح ائمه رجال هم وجود دارد. اشکال دوّم اگر اجلاء از افراد مشهور به ضعف روایت نداشتند، استدلال شما صحیح بود؛ لکن ما می ‏بینیم که اجلاء از چنین افرادی روایت کرده ‏اند. پاسخ اشکال دوّم همان طور که در تبیین مدعا و گستره بحث بیان کردیم، مراد از اجلاء راویانی است که بنائشان بر عدم نقل از ضعفاء بوده است یا راویانی که در نقل روایات، لااُبالی نبوده‏اند لکن گاهی هم از ضعفاء (به دلایلی) روایت نقل کرده‏ اند. بنا براین گر چه ما راویان بزرگی داریم که از ضعفاء و مجاهیل کثیراً روایت کرده ‏اند، لکن آنها از موضوع بحث ما خارج هستند. اشکال سوّم شیخ صدوق در مقدمۀ فقیه می‏فرمایند: … فَأَجَبْتُهُ أَدَامَ اللَّهُ تَوْفِیقَهُ إِلَى ذَلِکَ لِأَنِّی وَجَدْتُهُ أَهْلًا لَهُ وَ صَنَّفْتُ لَهُ هَذَا الْکِتَابَ بِحَذْفِ الْأَسَانِیدِ لِئَلَّا تَکْثُرَ طُرُقُهُ وَ إِنْ کَثُرَتْ فَوَائِدُهُ وَ لَمْ أَقْصِدْ فِیهِ قَصْدَ الْمُصَنِّفِینَ فِی إِیرَادِ جَمِیعِ مَا رَوَوْهُ بَلْ قَصَدْتُ إِلَى إِیرَادِ مَا أُفْتِی بِهِ وَ أَحْکُمُ بِصِحَّتِهِ‏ وَ أَعْتَقِدُ فِیهِ أَنَّهُ حُجَّهٌ فِیمَا بَیْنِی وَ بَیْنَ رَبِّی تَقَدَّسَ ذِکْرُهُ وَ تَعَالَتْ قُدْرَتُهُ وَ جَمِیعُ مَا فِیهِ مُسْتَخْرَجٌ مِنْ کُتُبٍ مَشْهُورَهٍ عَلَیْهَا الْمُعَوَّلُ وَ إِلَیْهَا الْمَرْجِع… از این عبارت استفاده می‌شود که عادت مصنفین در کتب بر ذکر تمام روایات فارغ از عمل به آنها بوده است؛ بنابراین نمی‏ توان ادعا کرد که غرض غالبی از نقل روایات، عمل به آنها بوده است. پاسخ از اشکال سوّم از این اشکال به سه وجه پاسخ داده شده است: • وجه اوّل: عبارت شیخ صدوق ناظر است بر گروه خاصّی از مصنفین عصر او که کتبشان محل رجوع عموم بوده است؛ مانند احمد بن محمد بن یحیی نه تمام روات. بنابراین عبارت شیخ صدوق اشکالی به استدلال ما وارد نمی‏ کند، چون این مطلب را که غرض غالبی عقلایی از نقل روایت (آن هم نه هر روایتی بلکه روایاتی که خارج از پنج گروه فوق الذکر باشند) عمل است، نفی نمی ‏کند، بلکه تنها می ‏گوید گروهی خاصّ بر خلاف این غرض رفتار می ‏کرده‏ اند. • وجه دوّم: شاید شیخ صدوق می‏ خواهد بگوید که دأب مصنفین بر ذکر تمام روایاتی بوده است که دارای حجیت ذاتی بوده ‏اند، و لو آنکه حجیت فعلی نداشته‏ اند، لکن او تنها در صدد ذکر روایاتی است که حجیت فعلی دارند. بنابراین عبارت شیخ صدوق منافاتی با استدلال ما ندارد. • وجه سوّم: ادعای ما آن است که غرض غالبی از نقل روایت عمل است، یعنی مثلا نود در صد روایاتی که نقل کرده ‏اند برای عمل بوده است و شیخ صدوق هم می ‏گوید که غرض غالبی مصنفین عمل بوده است، لکن من می‏ خواهم که تنها غرضم عمل باشد و این فرمایش شیخ صدوق منافاتی با سخن ما ندارد. ادامه دارد... 📚 کانال پژوهش های اصولی https://eitaa.com/joinchat/1772093454C44c5b95945
پژوهش های اصولی
#فقه #غنا ۱۱ #حکم_شناسی #بررسی_روایات #طائفه ۱ #روایت_ابوموسی ✅ روایت ششم: روایت ابوموسی 🔵 بخش سو
۱۲ ۱ ✅ روایت ششم: روایت ابوموسی 🔵 بخش چهارم (پایانی) اشکال چهارم در صورتی ناشناخته بودن احوال شخص، با کثرت روایت از او منافات دارد که روایت از آن شخص به شکل قرائت و سماع باشد. در حالی که در جای خود اثبات گردیده است که بیشتر نقل روایات (کتب) به شکل اجازه بوده است و کثرت روایت از یک شخص به شکل اجازه منافاتی با ناشناخته بودن آن شخص ندارد، زیرا اخذ اجازه از یک شخص ملازمه ‏ای با معاشرت طولانی مدت با آن شخص ندارد. پاسخ از اشکال چهارم این اشکال فی نفسه اشکال خوبی است، ولی باید توجه داشت که اجازه گرفتن از یک شخص گمنام و ناشناخته، امری بعید و غیر معمول است، مگر به خاطر علوّ سند که آن هم در جایی است که انتساب کتب مفروغ ‏عنه است. اشکال پنجم تنها غرض نقل یک روایت، عمل به آن نیست، بلکه ممکن است که غرض اعتضاد به قرینه باشد، یا تکرر موارد و یا امری دیگر که ملازمه ‏ای با قول به صحت روایت ندارد. پاسخ از اشکال پنجم ما نمی‌گوییم تنها غرض نقل یک روایت، عمل به آن است، بلکه می‏ گوییم که غرض غالبی از نقل یک روایت (آن هم نه هر روایتی بلکه روایاتی که خارج از پنج گروه فوق الذکر باشند)، عمل است. 🔅 نتیجه نهایی: اکثار روایت اجلاء دلالت بر توثیق دارد. 🔹 بررسی دلالی: متن این روایت عبارت است از: قال الصادق(علیه السلام) فی قوله تعالی: «فاجتنبوا الرجس من الاوثان و اجتنبوا قول الزور»، قال: «الرجس» الشطرنج، و «قول الزور» الغناء. متن این حدیث، دقیقا مانند متن چهار حدیث اول است، بنابراین، با همان توضیحی که در روایت اول آمد، دلالت بر حرمت غنا دارد. ادامه دارد... 📚 کانال پژوهش های اصولی https://eitaa.com/joinchat/1772093454C44c5b95945
💠 نکاتی در باب سیاست‌گذاری‌های صدا و سیما 📚 کانال پژوهش های اصولی https://eitaa.com/joinchat/1772093454C44c5b95945
💠 نکاتی در باب سیاست‌گذاری‌های صدا و سیما 📚 کانال پژوهش های اصولی https://eitaa.com/joinchat/1772093454C44c5b95945
🔴۱۳ فروردین یه چیزی رو خوب به همه نشون داد، اونم عدم وجود تدبیر در دولته. اگه دولت از چند روز قبل به مردم توضیح بده و تمام جوانب رو با مردم درمیون بزاره، اکثر مردم هم می‌پذیرن و مشکلی پیش نمیاد... ♦️دقیقا همون کاری که دولت در قضیه بنزین و ... انجام نداد و خواست با پنهان‌کاری کارش را انجام بده و باعث به وجود آمدن هزینه‌ برای کشور شد. 📚 کانال پژوهش های اصولی https://eitaa.com/joinchat/1772093454C44c5b95945
پژوهش های اصولی
🌟آیات توصیه شده آیت الله العظمی خوانساری: 🔸 از امیرالمومنین (علیه السلام) روایت شده است: 💫 مَنْ قَرَأَ هَذِهِ الْآیَاتِ السِّتَّ فِی کُلِّ غَدَاةٍ کَفَاهُ اللَّهُ تَعَالَی مِنْ کُلِّ سُوءٍ وَ لَوْ أَلْقَی نَفْسَهُ إِلَی التَّهْلُکَةِ (بحارالأنوار، ج۸۳، ص۳۳۴) 🔻هرکس این شش آیه را بخواند خداوند متعال او را از هر بدی کفایت فرماید، هرچند او خودش را به هلاکت انداخته باشد. 🔻به نیت دفع بلا از خودمان و تمام اهل ایمان بخوانیم👇 💠بسم الله الرحمن الرحیم 1️⃣ قُلْ لَنْ يُصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا وَعَلَى‌اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ﴿توبه:٥١﴾ 2️⃣ وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا كَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَإِنْ يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلَا رَادَّ لِفَضْلِهِ يُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿یونس:١٠٧﴾ 3️⃣ وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُبِينٍ ﴿هود:٦﴾ 4️⃣ وَكَأَيِّنْ مِنْ دَابَّةٍ لَا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ يَرْزُقُهَا وَإِيَّاكُمْ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿عنکبوت:٦٠﴾ 5️⃣ مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلَا مُمْسِكَ لَهَا وَمَا يُمْسِكْ فَلَا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿فاطر:٢﴾ 6️⃣ قُلْ أَفَرَأَيْتُمْ مَا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ ﴿زمر:٣٨﴾ *️⃣ در ادامه بگوید: 💫 حَسْبِيَ اَللّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ اَلْعَرْشِ اَلْعَظِيمِ ، وَ أَمْتَنِعُ بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ مِنْ حَوْلِهِمْ وَ قُوَّتِهِمْ ، وَ أَسْتَشْفِعُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ ، وَ أَعُوذُ بِمَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ. 🔸 🌟مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی نقل کردند از مرحوم امام خمینی (ره) که به شاگردان خویش به جهت دفع بلا و مصیبت توصیه می‌فرمودند: یک ساعت به غروب (مخصوصا در غروب جمعه)، به نیابت از تمام شیعیان عالم این صلوات خاص را بگوید: 💫 " اللهمَّ صلِّ علی محمّدٍ و آلِ محمّدٍ ، وَ أدْفَعْ عَنَّا البَلاءَ المُبْرَمَ مِن السَّماءِ ، إنَّكَ عَلى کُلِّ شَئٍ قَدِیرٌ " خدایا صلوات فرست بر محمد و آل محمد و دفع بنما از ما بلائی را که حتمی شده است از آسمان، همانا تو بر هر امری قادر و توانائی. (همین ذکر را آیت الله نصرالله شاه آبادی نیز از پدرشان آیت الله العظمی محمدعلی شاه آبادی - استاد عرفان امام- نقل کرده اند، و ظاهرا امام خمینی نیز این ذکر را از استادشان به یادگار داشتند و به شاگردانشان توصیه می‌نمودند). 🔸 ✅ کانال استاد عابدینی 🔸 @abedini
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
Shaban_95-2-19.MP3
6.92M
🔹🔹🔹 المعظم🔹🔹🔹 📚📣 فایل صوتی بیانات استاد احمد عابدی مدظله العالی در ابتدای درس خارج فقه و اصول در حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها درباره «دعا و مناجات در ماه شعبان المعظم» 📚 شنبه 19 اردیبهشت 1395 〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰 ✅ شعبان المعظم، ماه رسول الله صلوات الله عیه ✅ تاثیر معنویت در مسائل نظامی و امنیت جامعه ✅ مناجات شعبانیه، از اندک دعاهایی است که همه ائمه معصومین علیهم السلام می خواندند ✅ نور عزت و بهجت آفرین خداوند متعال 〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰 http://eitaa.com/joinchat/72613891C1fde7e4ca3 ------------------------------------------------ 🆔 @ahmad_aabedi
🔰 پیام جناب استاد امینی‌نژاد به طلاب جهادگر عرصه سلامت 🔹️ بسم الله الرحمن الرحیم عمل مجاهدانه گروه های طلاب جهادی یاد آور مجاهدت های رزمندگان اسلام در دوران مقدس جنگ تحمیلی است. این حقیر بر حال و روز آنان در این ایام مبارک رجب و شعبان غبطه خوردم و بر حال زارم متأسف شدم. اگر این روحیه، همراه با عنصر اصیل "درک عمیق" و "اخلاص" و پا به رزم بودن در هر صحنه لازم، ازجمله میدان تولید دانش و علم برای احیای تمدن عظیم اسلامی باشد، بی تردید انسان را به سر منزل مقصود خواهد رساند. باری در عین اعتراف به عجز و نقص خویش در مسیر نورانی جهاد الهی این دوبیتی عطار را به همه آن مجاهدان راه خدا تقدیم می دارم: گر مرد رهی میان خون باید رفت وز پای فتاده سرنگون باید رفت تو پای به راه در نه و هیچ مپرس خود راه بگویدت که چون باید رفت ارادتمند همه مجاهدان راه خدا علی امینی نژاد 📆 ۱۵/فروردین/۱۳۹۹ 💢 موسسه آموزشی پژوهشی نفحات @Nafahat_eri 📚 کانال پژوهش های اصولی https://eitaa.com/joinchat/1772093454C44c5b95945
پژوهش های اصولی
#فقه #غنا ۱۲ #حکم_شناسی #بررسی_روایات #طائفه ۱ #روایت_ابوموسی ✅ روایت ششم: روایت ابوموسی 🔵 بخش چه
۱۳ ۱ ✅ روایت هفتم: معتبره زید نَرسی 🔵 بخش نخست. 🔹 بررسی سندی: ✍ این روایت از کتاب زید النَرسی است، که از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است. در مورد کتاب زید النَرسی اختلاف شده است که آیا این کتاب مورد وثوق است و روایات آن حجت است یا نه؟ البته دو نفر با نام زید داریم که یکی زید النَرسی است، و دیگری زید الزرّاد است. هر کدام از اینها هم یک کتابی دارند، که نجاشی و دیگران تصریح کرده اند که کتابِ این دو بزرگوار جزو اصول است. اصل، آن کتابی است که روایات آن، از کتب دیگر گرفته نشده است، بلکه مؤلّف کتاب، آنها را از خود امام مستقیماً و بدون واسطه گرفته است و در کتاب خودش ثبت کرده است و در قرون اولیه، چهارصد کتاب از این قبیل، از اصحاب ائمّه اطهار(علیهم السلام) باقی مانده بود. از آن جایی که فقها این کتب چهارصد گانه را بسیار مهمّ می‌دانستند، لذا به آن ها اصل می گفتند. تفاوت کتاب با اصل در این است که ممکن است فردی از اصحاب ائمّه اطهار (علیهم السلام) کتابی را تألیف ‌کرده باشد، و روایاتی را که از بقیه شنیده است و یا در کتاب های دیگران دیده است، در کتاب خودش بیاورد. از این قبیل کتابها زیاد داریم و البته اینها هم از لحاظ اعتبار و عدم اعتبار، انواع و اقسامی دارد؛ لکن اصول، فقط چهارصد عدد است، و متاسفانه بسیاری از آن چهارصد اصل هم به ما نرسیده است، ولی اکثر این اصول، به مرحوم کلینی (رضوان الله تعالی علیه) و بزرگانی از این قبیل رسیده است. پس اصول آن کتاب هایی هستند که مؤلف آن کتاب مستقیماً، بدون اینکه از جایی اخذ بکند، از امام (علیه السلام) گرفته است و اصلِ زید النَرسی از این قبیل است. مرحوم شیخ صدوق (رضوان الله تعالی علیه) در اصل زید النرسی خدشه می‌کند و می‌فرماید: این اصل مورد قبول نیست و موضوعٌ فیه هست. ابن غضائری (که در بسیاری از رواتی که مورد وثوق دیگران هستند، خدشه می‌کند و بسیار سخت گیر است،) در اینجا می‌گوید: «و غَلَطَ ابوجعفر فی هذا القول فانّی رأیت کُتبَهما مسموعۀً من ابن ابی عمیر». غَلَطَ یعنی اشتباه کرده است؛ به معنای غلط کرده در فارسی نیست؛ یعنی اشتباه کرده که می‌گوید این کتابها موضوع‌اند، اینها موضوع نیستند، یعنی وضع شده و مکذوب نیستند؛ زیرا من خودم کتاب این دو نفر را، (یعنی زید نَرسی و زید زرّاد را) دیدم، آن هم نسخه‌ای از این دو کتاب را که بر ابن ابی عمیر خوانده بودند (چون راوی این کتابها هم ابن ابی عمیر است و او آن ها تصدیق کرده است). بنابراین، سند این کتابها، سند محکمی است و مشکلی ندارد. همچنانی که مرحوم کلینی (رضوان الله تعالی علیه) نیز، روایاتی را که از زید النَرسی نقل می‌کند، همۀ این ها به سندهای معتبری است، که منتهی می‌شود به ابن ابی عمیر و ابن ابی عمیر نیز از زید النَرسی نقل می‌کند. نجاشی هم طریقی دارد به ابن ابی عمیر که همین کتاب زید النَرسی را نقل می‌کند و تمام روات این طریق، از ثقات هستند؛ و این طریق عبارت است از: اخبرنا احمد بن علی بن نوح، قال حدثنا محمد بن احمد الصفوانی، قال حدثنا علی بن ابراهیم بن هاشم عن ابیه عن ابن ابی عمیر عن زید النرسی بکتابه (رجال نجاشی، ص ۱۷۴). بنابراین، تردیدی در این نیست که این کتاب، کتاب مورد وثوقی است و اشکالی در اعتبار آن نیست. ادامه دارد... 📚 کانال پژوهش های اصولی https://eitaa.com/joinchat/1772093454C44c5b95945
جلسه اول-شرح صلوات شعبانیه آیت الله تحریری.mp3
4.29M
✅ تفسیر صلوات شعبانیه توسط حضرت آیت الله تحریری ✅قسمت اول 📚 کانال پژوهش های اصولی https://eitaa.com/joinchat/1772093454C44c5b95945