خودکشی
اینک کسی عمداً به حیات خود خاتمه دهد موضوعی تازه و نه نادر است. اشراف و سرداران تحقیر شده و شکست خورده ژاپنی در مراسم «هاراکیری» شمشیری را به شکم خود فرو برده و به حیات خود خاتمه میدادند. پیر مردان اسکیمو هنگامی که نمیتوانند در تأمین معاش خانواده مشارکت کنند طی مراسمی «ساتی» خود را به شعلههای آتش میسپارند. زنان هندو نیز در مراسم ساتی، خود را به انبه آتشی که شوهر متوفای آنها در آن میسوزد میاندازند.
روانشناسان خودکشی را کنشِ عمدی هدایت پرخاش به درون دانستهاند، در مطالعه آن ویژگیهای فرد خودکشی کرده را تأکید میکنند تا به انگیزههای او دست یابند. اما جامعهشناسان خودکشی را در چارچوب ساختار روابط فرد با دیگران بررسی میکنند. هنوز رویکرد دورکیم به همه گیرشناسی خودکشی اعتباری کافی دارد که معتقد است عامل اصلی و عمدهای که به زندگی ما هدف و معنا میبخشد، حدود تعلق و ارتباط ما با دیگران در جامعه است. در غیر این صورت هر چیزی ممکن است دستاویزی برای خلاص شدن از شر زندگی شود (دورکیم، ۱۳۹۱: ۲۱۳).