خودکشی
اینک کسی عمداً به حیات خود خاتمه دهد موضوعی تازه و نه نادر است. اشراف و سرداران تحقیر شده و شکست خورده ژاپنی در مراسم «هاراکیری» شمشیری را به شکم خود فرو برده و به حیات خود خاتمه میدادند. پیر مردان اسکیمو هنگامی که نمیتوانند در تأمین معاش خانواده مشارکت کنند طی مراسمی «ساتی» خود را به شعلههای آتش میسپارند. زنان هندو نیز در مراسم ساتی، خود را به انبه آتشی که شوهر متوفای آنها در آن میسوزد میاندازند.
روانشناسان خودکشی را کنشِ عمدی هدایت پرخاش به درون دانستهاند، در مطالعه آن ویژگیهای فرد خودکشی کرده را تأکید میکنند تا به انگیزههای او دست یابند. اما جامعهشناسان خودکشی را در چارچوب ساختار روابط فرد با دیگران بررسی میکنند. هنوز رویکرد دورکیم به همه گیرشناسی خودکشی اعتباری کافی دارد که معتقد است عامل اصلی و عمدهای که به زندگی ما هدف و معنا میبخشد، حدود تعلق و ارتباط ما با دیگران در جامعه است. در غیر این صورت هر چیزی ممکن است دستاویزی برای خلاص شدن از شر زندگی شود (دورکیم، ۱۳۹۱: ۲۱۳).
خودکشی
دورکیم رویکرد کارکردگرایانه آنچه را که فردیترین کنش به شمار میرود، یعنی خودکشی، به نظام اجتماعی مرتبط ساخته است. اگرچه خودکشی هیچ فردی کاملاً قابل پیشبینی نیست، اما میتوان پیشبینی کرد که چه گروههایی از افراد بیشتر یا کمتر در معرض خطر خودکشی قرار دارند. دورکیم در تحلیل نرخ خودکشی در جمعیت، دریافت که پروتستانها، مردان مجرد و متأهلانِ بدون فرزند، بیش از کاتولیکها در معرض خطر خودکشی قرار دارند تا حدی که میزان ارتباط و انسجام اجتماعی در گروههای گوناگون تفاوت دارد.
دورکیم برای داشتن زندگیِ اجتماعیِ پایدار، انسجام اجتماعیِ بسیار زیاد و بسیار کم را مضر میداند. فردی که به گروهی تعلق بسیار زیاد دارد، به گونهای از زندگیِ جدا از گروه برای پایداری در زندگیِ خود بسیار کم حمایت میشود و او را به گروههای دیگر تعلق میدهد که با بقیه گروه باقی نمیماند.
دورکیم از نظر دورکیم، هر انسانی دارای شخصیتی دو بخشی است: «خودِ» جمعی که شامل احساسات و اندیشهها و عواطف مشترک بین افراد است و «خودِ» فردی که کاملاً از آن جداست. اگر فرد بین این دو خود، انسجامِ اجتماعیِ خیلی قوی یا خیلی ضعیفی داشته باشد، در معرض خطر «خودکشی» قرار میگیرد. اگر انسجام اجتماعی خیلی ضعیف باشد، افراد در معرض خطر «خودکشیِ خودخواهانه» قرار میگیرند.
دورکیم به دو نوع دیگر خودکشی نیز اشاره کرده است: خودکشی «دگرخواهانه» زمانی است که افراد احساس کنند گروهی که به آن تعلق دارند، قدرتی بسیار زیاد دارد و به عنوان یک گروه مذهبی یا غیره، به آن تعلق دارند و برای ادامه حیاتِ خود احساس نمیکنند که ارزش دیگری دارند. این دو از این رو نابودی است و نشان میدهد که دورکیم به خوبی توضیح داده که گونهای از خودکشی هم وجود دارد که افراد گروهی و هنجارهای جامعه به آنها عادت داشتهاند.
هدایت شده از این کاربر بیصدا .
صدام بزن نارنجی چون هیچکس نبود درکم کنه و مثل خودم باشه هیچوقت کسی نبوده بهم گوش کنه و همه منو ضایع کردن هیچکس رو ندارم که دوستم داشته باشه اجازه ندارم گریه کنم چون اگه گریه کنم بقیه فکر میکنن یک بچه م و بهم میخندن اگه درس نخونم خانوادم ازم متنفر میشن و اگه دنبال رویاهام برم بهم تیکه میندازن و تنها کاری که خوشحالشون میکنه اینه که درس بخونم و همیشه دختری که اونا میخوان باشم غیر این دیگه برای هیچکس مهم نیستم .