خاطرات میان بُعدی
ایروها!» صدای ظریف که او را صدا زده بود، متعلق به دوست عزیزش یعنی آیشا بود. آیشا با لبخند درخشانی که
اگه بخوام از این بخش چیزی بکشم باید ایروها و آیشا رو در حال انتخاب شیرینی بکشم یا آیشا رو در حالی که ایروها رو میکشه میبره.
https://eitaa.com/mikashouse/759
کجای کاری من خود کتابارو از روی جلد انتخاب میکنم که اگه از متنش خوشم نیومد بزارم دکور اتاقم.😔🤣