خاطرات میان بُعدی
عاره...
نقاشی داغون زیاد دارم ولی سعی کردم همینا رو جا بدم.
اینا مال انتهای دو دفترچه اخری یه که داشتم.
اوایلشون هیچ کدوم صورت ندارن-
خاطرات میان بُعدی
البته حیوون یوکی اژدهاعه-
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خاطرات میان بُعدی
گرگ بارون دیده:
یکی از ایرادایی که نقاشی هام داره اینکه کله بزرگن.(اینطور گمان میبرم.)
خاطرات میان بُعدی
ایروها که از دور متوجه لباس فرم نظامی انها شده بود، با خیال راحت تری به سویشان رفت و با قرار گرفتن ک
خیلی جدی یادم رفت ادامه اینو بنویسم.
هیچ کسم یادآوری نکرد عی بابا😞
خب میخواستم امشب یه بخش دیگه از دنیای رایکر و اعضای گروه بگم که دیدم ارتیست مورد علاقه ام میخواد صحبت کنه پس تا اطلاع ثانویه شب بخیر.