خاطرات میان بُعدی
خب دوستان عزیز.
یه ختم صلوات بگیرید.
از دیوار اتاقم داره اب میچکه:)
خاطرات میان بُعدی
شفته🤣
نه اصن یه چیز عجیبی
یه صدای گمپی اومد بعد این زوزه ی باد شبیه آژیر شد بعد این دختره از طبقه ی بالا نور چراغ انداخته بود تو خیابون شبیه این نور دایره هلکپوتر های بالگرد شده بود
یه دقیقه اینجوری بودم
بسم الله اگه دارن میزنن این نور هلیکوپتر چیه؟ فناوری جدیده؟🤣
خاطرات میان بُعدی
قراره رو سرم خراب ش-🤣🤣🤣🤣🤣🤣
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خاطرات میان بُعدی
یه دقیقه اینجوری بودم بسم الله اگه دارن میزنن این نور هلیکوپتر چیه؟ فناوری جدیده؟🤣
تونی استارکهاومده بود ببرتت🤣🤣🤣
بعد اینکه با صدا رعد و برق پریدم از خواب تا صبح ۶ تا کابوس مختلف با موضوع زامبی و غیره دیدم 🙂🙂