eitaa logo
حوزه توییت (توییتر طلاب)🇵🇸🇮🇷
18.8هزار دنبال‌کننده
10.1هزار عکس
5.3هزار ویدیو
167 فایل
👓 مختصر و موجز اندر احوالات حوزه و روحانیت 📩 #توییت‌های خود را برای ما بفرستید کانال مسؤولیتی در قبال توییت کاربران ندارد. کانال صفحه ای در توییتر ندارد! 👓 ارتباط با مدیر کانال: @AdminTwit
مشاهده در ایتا
دانلود
حوزه توییت (توییتر طلاب)🇵🇸🇮🇷
👓 چالش بزرگ #دست_الهی ❗️ سوال مهم و کوتاه: چه شد طلبه شدید؟! چه اتفاقی افتاد که این میل و عزم در وج
👓 دیر زمانی از اخذ تصدیق ارشد حقوق در دانشگاهم نگذشته بود.پسرکی بودم یک لا قبا و جویای نام.از این اداره به آن اداره شهرت را می جستم.دقیقا زمانی که از یکی از ادارات دولتی که جاه بخش و مترف پرور بود دعوت به کار شده بودم، پی گیر این بودم که در یکی از شعبات شرکت نفت در زادگاهم نیز به عنوان مشاور حقوقی فعالیت کنم و کار تا جاهایی نیز پیش رفته بود.اما به یک چیز ایمان داشتم "مطمئن بودم که رسالت من کارمندی نیست"[۱].وقتی که از سردر هر اداره ایی به درون میخزیدم،ندایی آرام در گوشم زمزمه میکرد"تو اینجا چه میکنی؟میشود زودتر برویم من حس خوبی ندارم.سعی میکردم خود را به تغافل بزنم.آخرتغافل روشی است برای تربیت هواهایت.صدای درونم برایم نامفهوم بود.تا اینکه روزی نه این که سرم به سنگ خورده باشد بلکه سنگی با عنایتی بر سر من خورد.احساس کردم صدا واضح شد.صدای که بود خدایا؟؟؟به هر روی صدای من نبود.اولین دور گاه مسیر را انتخاب کردم و . از خیابان شهید محمد جواد دل آذر حرکتم را آغاز کردم و در خیابان محمد امین صلی الله علیه وآله وسلم مامنی را یافتم که بر سر درش حک شده بود: "ادخلوها بسلام آمنین حوزه علیمیه معصومیه" بی درنگ وارد شدم.محمد امین بسلام آمنین.نمیدانم چه شد.گروه خون من به آخوندی نمی خورد.آخوند اذیت کنی بودم تُخس.هیچ استادی در دانشگاه اگر قبایی به تن داشت از تیرهای من در امان نبود.ناگه خود را دیدم که قبایی به تن و عمامه ایی به سر دارم و از این روستا به آن روستا و از این شهر به آن شهر در پی ماموریتی هستم که آن صدا به من الهام کرد. مادرم میگفت وقتی به دنیا آمدم پرستاری پخته تا مرا دید گفت این پسر شیخ میشود اسمش را بگذارید مصطفی .تا شیخ مصطفی یش بنامند.هر بار که این را تعریف میکرد خنده ام میگرفت.من و آخوندی؟؟؟نمیدانم گویا برخی از اقوام تصورشان این بود که طمع قضاوت را در سر دارم و حوزه را برای آن انتخاب کرده ام و در سر سودای عدلیه چی بودن دارم[۲]. حال آن که میخواستم وارد حوزه شوم تا بیاموزم چگونه دیگران را قضاوت نکنم.در زمره ی توّابین بودم اما تا به امروز بیم آن را دارم که در عین الورده ایی شکست خورم.حوزه پر است از این ستیزگاه های به عین الورده شبیه... ۱.کارمندانی که عزیزِ جمهوری اسلامی اند را ،عزیز میدارم. ۲.قضاتی که عزیزِ جمهوری اسلامی اند را، عزیز میدارم. 💬 سین @HozeTwit