هدایت شده از نشر وقایع عاشورا
" ڪیفیت #شهادت مسلم و هانے "
چون مسلم را نزد عبیدالله بردند به او سلام نکرد نگهبان به مسلم گفت:به امیر سلام کن
پاسخ داد:ساکت شو،وای برتو!او امیرمن نیست
ابن زیاد گفت:چیزی نیست سلام کنی یا نکنی کشته خواهی شد.
مسلم گفت:اگر مرا بکشی عجیب نیست زیرا بدتر از تو بهتر از مرا کشته است علاوه بر آن تو گز زجر کشو و بریدن گوش و بینی و اعضای بدن و بد سیرتی و پستی را ترک نمیکنی
و در این امور کسی از تو سزاوار تر نیست.
ابن زیاد به او گفت:ای سرکش مخالف بر ضد پیشوایت قیام کردی یکپارچگی مسلمانان را آشفتی و بین آنان فتنه انگیزی کردی
مسلم پاسخ داد:ای ابن زیاد دروغ گفتی، یکپارچگی مسلمانان را معاویه و پسرش یزید آشفتند و فتنه را نیز تو و پدرت زیاد ابن ابیه که غلام بنی علاج ثقیفی بود برانگیختید.
من نیز امیدوارم خداوند شهادت به دست بدترین خلقش را روزیم کند
ابن زیاد گفت:خواستار چیزی شدی که خداوند مانع شد و آن را به اهلش سپرد
مسلم گفت:ای پسرمرجانه چه کسی اهل خلافت است؟
گفت:اهل آن،یزیدبن معاویه است
مسلم گفت:سپاس خدای را به قضا او بین ما و شما راضی هستیم
ابن زیاد گفت:گمان میکنی از این امر بهره ای داری؟
مسلم گفت:به خدا قسم!گمان نیست بلکه یقین است.
✍برگرفتهازڪتاب #لهوف
#قسمتسیزدهمنشردهید🏴
#محرم
.