ℛℴ𝓂ℯℴ |¡i| رُومِـئو
- گفتم می خوام یه داستان بنویسم . . . همه سناریو هاش تو ذهنمه فقط تو تهش گیرم .. بنظرتون تهش مثل داس
اگه مبنی رسیدن باشه که دیگه اسمش عشق نیس ..
الان من رو میتونید لابهلای آهنگام ، زیر فشار بغض با بدنی که داره حتی زیر پتوی پشمی یخ میزنه و هرچند دقیقه میره تو اکسپلور و با یه ویدیو اون بغضه...
اممم ولش...
شبتون بخیر و خوشی
هدایت شده از پَستو
موند به قلبم حسرتش........
ولی عشق همینی هست که هست، بخوام نخوام ندارمت