قدرت وتوی ایران چگونه ساخته شد؟ ـ۱
1) جنگ تحمیلی، وارد نهمین ماه خود شده است. این، همان جنگی است که ترامپ می پنداشت کوتاه مدت و به اندازه یک گشت و گذار دو سه روزه است. اما اکنون کدام طرف، دست برتر را دارد؛ جنگ افروزان جنایتکار، یا مدافعان و انتقام خواهان؟ قدرت نظامی ایران از بین رفته، یا شکوفا شده و جهان را به حیرت انداخته است؟ ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران از پا درآمده اند، یا در آمریکا به عنوان "چهارمین ابرقدرت دنیا" معرفی می شوند؟ اراده برنامه هسته ای صلح آمیز از بین رفته، یا تولید بمب اتمی تبدیل به مطالبه ملی شده است؟ بُرد موشک ها که تا همین اواخر در مرز دو هزار کیلومتر متوقف بود، افزایش قابل توجه یافته است یا نه؟
2) چرا تنگه هرمز که بی دریغ به روی دشمنان ملت های منطقه باز بود، با وجود همه تقلاهای نافرجام آمریکا مسدود مانده و گشوده نشده است؟ چرا کود شیمایی کافی به آمریکا نمی رسد که کمبود و گرانی آن، کشاورزان را علیه ترامپ شورانده است؟ وضعیت گازوئیل و بنزین در آمریکا چگونه است که رانندگان، هر بار با چند لیتر بنزین و گازوئیل زدن، ترامپ را لعنتی و حرام زاده خطاب می کنند؟ قیمت نفت چطور؛ قیمت 70 دلاری چرا به 116 دلار در معاملات آتی و بالای 150 دلار در معاملات نقد صعود کرده است که تمام رجزخوانی های ترامپ را حلاجی می کند و مُهمل بودن شان را به رخ می کشد؟ از پایگاه های نظامی نیمه ویران، بیش از 200 هواگرد سرنگون، و ناوهای فراری پنتاگون چه خبر که یکجا، ابرقدرتی 80 ساله آمریکا را به چالش کشیده و فرصت قدرت نمایی را به اسباب تهدید شدن تبدیل کرده اند؟ کدام ماشین حساب می تواند حجم این خسارات راهبردی را محاسبه کند؟
عجیب تر اینکه در غرب می گویند ایران با وجود همه شگفتانه هایی که رو کرده، هنوز غافلگیری های بزرگتر و رونمایی نشده بسیار در آستین دارد.
3) دولت ترامپ با این توهم که بر گلوگاه انرژی جهان تسلط پیدا می کند و قرن جدید آمریکایی را ولو با دو دهه تاخیر به اجرا می گذارد، وارد گود شد؛ اما بزرگترین شکست آمریکا در 80 سال گذشته را رقم زد.
حالا گاردین و تلگراف و اکونومیست و نیویورک تایمز و آتلانتیک و فارین پالیسی و فارن افرز و جان مرشایمر و رابرت پیپ و رابرت کیگان و و دیگران در آمریکا و اروپا می گویند قدرت نمایی ایران و متحدانش، مقدمه اخراج آمریکا از منطقه است. با بررسی هزینه- فایده این جنگ می توان پرسید که آیا عقلانیتی پشت طراحی جنگ بود؟ یا طراحان آن، در تله ای بزرگ افتادند؟
خداوند متعال در قرآن حکیم می فرماید: "اَم یُریدونَ کَیدا فَالَّذینَ کَفَروا هُمُ المَکیدون. آیا کافران اراده مکر و نیرنگ کرده اند؟ بلکه خود، مورد مکر و نیرنگ هستند".
4) صدام، دیکتاتور عراق، هنگام آغاز جنگ علیه ایران، مصاحبه کرد و گفت "مصاحبه بعدی در تهران.". محاسبات او و تحریک کنندگانش، از شکست قریب الوقوع ایران به خاطر فروپاشی نیروی نظامی و خیانت رئیس جمهور وقت (بنی صدر) خبر میداد. اما جنگ، برای صدام فرسایشی شد.
وقتی امام خمینی (ره) با قطعنامه 598 موافقت کرد، جنگ، هنوز فروکش نکرده و عبرت های آن تازه می نمود. با این وجود، مزدوران صدام در سازمان مجاهدین خلق (منافقین)، مرداد 1367 به صرافت افتادند از مرز کرمانشاه به دل جاده بزنند و دو روزه، تهران را فتح کنند!
5) رجوی سرکرده سازمان، در نشست توجیهی فرماندهان، هدف عملیات "فروغ جاویدان" را «تصرف ۴۸ ساعته تهران» عنوان کرده و گفته بود: «فقط یک ابرقدرت می تواند کشوری را ظرف این مدت تسخیر کند.»
مدارک و نقشه های جامانده در مرصاد، مسیر حرکت خیالی را «چهار زبر- کرمانشاه- همدان- سه راهی بوئین زهرا- کرج و میدان آزادی» نشان می داد! آنها ۱۵ هزار نفر را روانه کرده و به پشتیبانی ارتش صدام پشتگرم بودند؛ اما در تله ای خود ساخته گرفتار شدند که موجب هلاکت حدود ۲۰۰۰ نفر از نیروها و فرماندهان شان شد.
6) منافقین با همه توهم زیرکی، چرا در این تله مرگبار وارد شدند؟! سعید شاهسوندی (از سران به اسارت درآمده منافقین در عملیات مرصاد که با تماس رجوی، از اروپا به عملیات فراخوانده شد) می گوید: «رجوی توهّم آزادی تهران را داشت.»
شاهسوندی همچنین درباره این سؤال که چگونه جرأت ارتکاب این حماقت بزرگ را پیدا کردید، تصریح کرده بود: «به ما گفته بودند همه در تهران با سازمان هستند و کار رژیم تمام است. من گول رجوی را خوردم»!
منافقین یک بار در خرداد سال ۱۳۶۰ توهم زده و به خیال خروج مسلحانه، در مقابل مردم و انقلاب سرشکسته شدند. اما حالا برای بار دوم، گرفتار توهم شده بودند.
ظاهرا نقشه جنگ را صدام و آمریکا، و نقشه عملیات فروغ جایدان را استخبارات صدام و سران سازمان منافقین کشیده بودند، اما در باطن، دست خداوند متعال در کار بود. "إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ".
💢 ادامه دارد
@IMANI_mohammad
قدرت وتوی ایران چگونه ساخته شد؟ ـ۲
7) شاید بگویید که "I.Q" صدام و رجوی پایین بود. اما درباره استراتژیست های آمریکایی چه می توان گفت؟ آمریکایی ها در افغانستان، پا در همان تله ای گذاشتند که برای شوروی پهن کرده بودند!
خبرنگار نشریه «نوول ابزرواتور» خرداد ۱۳۹۶ در گفت و گو با "زبیگنیو برژینسکی" مشاور وقت امنیت ملی آمریکا اظهار کرد: «رابرت گیتس رئیس سابق سیا، در کتاب خاطراتش (در سایه ها) می نویسد CIA کمک به مجاهدین افغانی را ۶ ماه قبل از اینکه شوروی اقدام به دخالت کند، آغاز کرده بود. شما آن زمان مشاور امنیت ملی بودید، بنابراین باید در آن برنامه نقش داشته باشید."
برژینسکی در پاسخ، فاش کرد: "در روایت رسمی گفته می شود سیا، کمک به مجاهدان را بعد از اینکه ارتش شوروی، افغانستان را در ۲۴ دسامبر ۱۹۷۹ اشغال نمود، آغاز کرد. اما شش ماه قبل از اشغال بود که کارتر، اولین کمک مستقیم و مخفیانه را برای مخالفان رژیم هوادار شوروی در کابل فرستاد. من به پرزیدنت کارتر نوشتم کمک ها، ارتش شوروی را به دخالت تحریک می کند. عملیات سرّی، این تاثیر را داشت که شوروی را با پای خود به تله بیندازد. روزی که روس ها از مرز گذشتند، من به کارتر نوشتم ما این فرصت را داریم که به روسها «جنگ ویتنام شان» را نشان دهیم. برای ۱۰ سال، مسکو مجبور بود در جنگی وارد شود که توانایی پیشبرد آن را نداشت و ناامیدی به بار آورد و در نهایت باعث فروپاشی امپراطوری شوروی شد."
شش سال پس از سخنان برژینسکی، سناتور «لیندسی گراهام» (فاسد الاخلاق/ اخیرا مقبور)، از تله گذاری مشابهی سخن گفت که علیه روسیه و این بار به قیمت ویرانی اوکراین انجام شده است. او وقیحانه در دیدار با زلنسکی گفته بود: «روس ها دارند در جنگ اوکراین می میرند. این، بهترین پولی است که ما تا به حال خرج کردهایم"!
8) آمریکا می خواست، تله ای را که در ویتنام گرفتارش شده بود، در افغانستان برای روس ها بازسازی کند و این کار را هم کرد. اما مدتی بعد، با توهم "قرن جدید آمریکایی"، خود در همان تله پا گذاشت، دو دهه گرفتار شد و با سرشکستگی گریخت.
انگشت گذاشتن روی جنگ های احمقانه در افغانستان و عراق و هزینه هفت هزار میلیارد دلاری آن، سکوی پرش دونالد ترامپ به قدرت با شعار "پایان دادن به جنگ ها و خروج از خاورمیانه" بود. اما هم او به ویژه پس از کودتای بی هزینه در ونزوئلا و غارت منابع نفتی این کشور، به توهم افتاد که می تواند ایران را هم در جنگی دو سه روزه به زانو درآورد! ترامپی که با شعار ضد جنگ توانسته بود نظر رای دهندگان آمریکایی را جلب کند، اکنون مورد طرد و شماتت سه چهارم همان ها قرار دارد و بارها از سوی صاحب نظران به عنوان "مرتکب جنگ احمقانه"، مذمت شده است.
پروفسور جفری ساکس استاد دانشگاه کلمبیا اخیرا گفت: "اگر خیلی خیلی احمق باشی، می شوی ترامپ و به ایران، حمله نظامی می کنی".
9) باراک اوباما، رئیس جمهور اسبق پریروز گفت:
"دلیل اصلی جنگ با ایران این بود که می خواستیم آنها را مجبور کنیم برنامه و سلاح های هسته ای را کنار بگذارند. اما نکته اینجاست که ایران، سلاح هسته ای نداشت، زیرا من توافقی را به امضا رساندم که همه اذعان داشتند مانع از دستیابی آنها به سلاح هسته ای میشد. من نیاز نداشتم موشکی شلیک کنم. فقط باید درگیر دیپلماسی شدم... یادتان هست؟ می گفتند: «اوه! این بهترین جنگی است که تا به حال بوده. اوضاع دارد عالی پیش می رود.». خب! 7 ماه بعد، چطور پیش می رود؟ به متحدان و پایگاه های مان حمله شده. صدها آمریکایی کشته و زخمی شده اند؛ ذخایر موشکی هم ته کشیده. ایران، اکنون بر تنگه هرمز، یعنی مسیر عبور نفت به بازارهای جهانی، قدرت وتو دارد. این، دلیل افزایش قیمت نفت و گازوئیل و تقریبا همه چیز است. هیچ کس اختلاف نظری ندارد. وقتی من رئیس جمهور بودم، جمهوری خواهان مدام از کسری بودجه و بدهی حرف می زدند. اما حالا که به ۴۰ تریلیون دلار رسیده، صدایی از آنها در نمی آید.".
همزمان، "گادی ایزنکوت"، رئیس پیشین ستاد کل ارتش اسرائیل و رئیس انتلاف مخالفان به نتانیاهو گفت: "تو در جنگ مقابل ایران شکست خوردی؛ نه تنها به اهداف جنگ نرسیدی، بلکه از شعارِ “پیروزی مطلق” به “تسلیم نمی شویم” رسیدی. نتانیاهو، 6 ماه قبل می گفت ایران دیگر تهدیدی برای اسرائیل نیست. اما امشب می گوید ایران، برنامه هسته ای خود را از سر گرفته و می خواهد ما را نابود کند".
💢 ادامه دارد
@IMANI_mohammad
قدرت وتوی ایران چگونه ساخته شد؟ ـ۳
10) زمام جنگ از دست بانیان شرور آن خارج شده و در اختیار ایران و جبهه مقاومت است. جنگ به سمت جنگ افروزان و حامیان آنها کمانه کرده است. اکنون، مهم است که با روشنگری و دیپلماسی عمومی بتوانیم در اعتراضات اقتصادی سراسر جهان، ترامپ و نتایاهوی جنایتکار را به عنوان متهم همه این گرفتاری ها جا نمایی کنیم. دشمن در مخمصه و منگنه افتاده است. اگر هم بیش فعالی می کند و چنگ و دندان نشان می دهد، برای این است که محاسبات ایران را به هم بزند تا شاید شکستن محاصره و مجازات متجاوزان به تاخیر افتد و ایران به جای ابتکار عمل و تهاجم، انفعال پیشه کند. اما به اذعان تحلیلگران ارشد غربی، منطقه و جهان به قبل از جنگ بر نمی گردند. نظم جهانی برآمده از جنگ جهانی دوم و سپس یکه سالاری آمریکا، ترک برداشته است. این، زلزله راهبردی عمیقی است که شکنندگی ترمیم ناپذیر آمریکا را آشکار کرده است. نباید سست یا مردّد شد. این بشارت مشروط خداوند است که فرمود: "وَ لَا تَهِنُوا و َلَا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ. و سستی نکنید و اندوهگین نشوید، که شما برتر هستید، اگر مومن باشید".
💢 یادداشت روز کیهان
@IMANI_mohammad
نگران منطقه یا پیاده شطرنج بیگانه؟
"خالد بن سلمان" وزیر دفاع عربستان، "عاصم منیر" فرمانده ارتش پاکستان و "ابراهیم کالین" رئیس دستگاه اطلاعاتی ترکیه، امروز در تهران با مقامات کشورمان ملاقات می کنند.
سه دولت، پنجاه روز قبل توافقی را مکه امضا کردند که حمله به یکی از اعضا را حمله به دو عضو دیگر تلقی می کند.
توافق در اوج ضربات مقاومت یمن (برای شکستن محاصره ظالمانه رژیم سعودی) امضا شد، اما ترکیه و پاکستان غیر از حمایت لفظی، کاری برای عربستان نکردند.
برخی تحلیلگران برآنند که توافق مذکور، تحت مدیریت ترامپ است و برخی دیگر می گویند عربستان، ناامید از حمایت ترامپ، دست به دامن دو دولت دیگر شد.
فرستادگان سه کشور چرا به ایران سفر می کنند؟ اگر بنا باشد پیام تهدید بیاورند که این پیام مندرس شده و هفته قبل هم، توسط عاصم منیر منتقل شده و پاسخ قاطع خود را گرفته است.
آیا برای هماهنگی و دلجویی از ایران و کاهش تنش می آیند؟ در این صورت باید بتوانند سراغ ریشه تنش بروند. منطقه در آرامش بود تا اینکه آمریکا و رژیم صهیونیستی مرتکب شرارت شدند.
البته، حمله به ایران و ارتکاب دو جنایت بزرگ در جنگ 12 و 40 روزه، اوج تنش بود، نه آغاز آن. آمریکا و رژیم صهیونیستی سالهاست در افغانستان، عراق، فلسطین، لبنان و سوریه جنایت می کنند و این جنایت به یمن هم کشیده شده است.
سه دولت بزرگ اسلامی، متاسفانه در تمام این سال ها، تماشاچی دومینوی جنایت بوده اند، اگر بعضا همراهی نکرده باشند.
متاسفانه در همه این سالها احساس نکردند باید توافقی را برای حمایت از ملت های مورد تعرض امضا کنند و همین سکوت، صداقت آنها را مبنی اینکه نگران صلح و امنیت منطقه باشند، با علامت سوال مواجه می کند.
چرا وقتی جنایت آمریکا و اسرائیل با ضرب شست قدرتمند ایران و درخشش مقاومت یمن در مقابل تجاوز دولت سعودی، مواجه می شود و ورق جنگ بر می گردد، تازه این دولت ها به صرافت می افتند؟
روشن است که اقتدار جبهه مقاومت و هزینه دار شدن متقابل جنگ تحمیلی ترامپ و نتانیاهو، این دولت ها را به تقلا واداشته است.
بسیار خب! از گذشته و کارنامه که بگذریم، باید دید آیا سه دولت، اراده کافی برای شناسایی و علاج ریشه تنش و جنگ را دارند، یا قرار است صرفا پارسنگ کفه ترامپ و نتانیاهو باشند؟!
آیا فقط مامورند که با نمایش "مذاکره برای کاهش تنش"، به مخمصه لاعلاج ترامپ در زمینه روند فزاینده قیمت نفت و گازوئیل و بنزین و کود و... در آستانه انتخابات پایان بدهند؟ یا می خواهند ریشه های ناامنی از بین برود؟
اگر این دومی است، آیا شجاعت دارند تجاوز نظامی و شهادت رهبر انقلاب، مدیران، داشمندان، سرداران و شهروندان ایرانی را صراحتا محکوم کنند؟
آیا فارع از لفاظی، حاضرند رژیم صهیونیستی را که به خاطر قتل عام 70 هزار شهروند فلسطینی در غزه و ارتکاب جنایت و اشغالگری در لبنان، تحریم کنند و به روابط سیاسی و اقتصادی پنهان و آشکار پایان دهند؟
انسداد تنگه های هرمز و باب المندب و محدودیت تردد در خلیج فارس و دریای عمان و دریای سرخ، درد و فشار را تا عمق جامعه آمریکا کشانده است. محاصره کنندگان ملت های منطقه، حالا طعم دستپخت خود را می چشند.
آیا سه کشور مخصوصا ترکیه و عربستان حاضرند در شکست تحریم و محاصره تحمیلی، همراهی کنند یا چنان که بعضا نشان دادند، پارسنگ تحریم کنندگان می شوند و به امنیت و اقتصاد خود آسیب می زنند؟!
آیا حاضرند در شکستن تحریم و محاصره ملت های مظلوم یمن و فلسطین و دیگران همکاری کنند؟ یا فقط می خواهند مقاومت یمن دست از گلوی متجاوزان سعودی بردارد؟ و یا توقع دارند که ایران، یکطرفه تنگه را شُل کند تا ترامپ از منگنه انتخابات کنگره جان به در برد و شرارت را از سر بگیرد؟!
ناامنی در منطقه، مانند آتش افروزی است. گذشت آن زمانی که صهیونیست ها آتش جنگ را شعله ور می کردند و بعد در بلندی می نشستند، بساط خوشگذرانی را می چیدند و قتل عام مردم مظلوم غزه را تماشا می کردند!
روزگاری که آمریکا به یک کشور منطقه متعرض شود، جنایت و ویرانی به بار بیاورد، به تحقیر مردم بپردازد و منابعش را غارت بکند و ببرد و در حاشیه امنیت باشد، دیگر گذشته است.
در عصر جدید منطقه، آتش افروز به پیامد شرارتش مبتلا می شود و دست و پایش گیر است. عربستان که هیچ، آمریکا به خاطر شرارت بزرگش، هزینه می پردازد و بدون تاوان دادن و تادیب شدن، نخواهد توانست خلاصی پیدا کند.
آتش ناامنی فقط زمانی خاموش می شود که شرّ اشرار و آتش افروزان ازاله شده باشد. ملت های منطقه رشید شده اند و یکی پس از دیگری، بر می خیزند.
دولت های اردوغان و شهباز شریف، باید پاسخگوی ملت های غیور ترکیه و پاکستان باشند که در دعوای ظالم مستکبر با مسلمانان مظلوم، طرفِ کدام را می گیرند؟
نمی توان در مکّه توافق کرد و از درد و رنج امت اسلامی فارغ بود. بازی پیاده در شطرنج صهیونیسم مسیحی راه به جایی نمی برد.
@IMANI_mohammad
💢 تو که نمیتونی غلطی بکنی، غلط می کنی که غلط زیادی می کنی و بعد، توش میمونی!
@IMANI_mohammad
گزارش روز دویست و چهل و یکم جنگ
روایت رئیس سابق موساد از شکست راهبردی اسرائیل
رسوایی بزرگ نتانیاهو: مخالفت ارتش اسرائیل مخالف با جنگ دوباره
سفر نمایندگان سعودی، ترکیه و پاکستان حاکی از جایگاه راهبردی ایران است
روز دویست و چهل و یکم جنگ را می توان روز روسوایی بنیامین نتانیاهو نامید.
رسانه های صهیونیستی نوشتند که فرمانده ارتش اسرائیل (متولی میدانی عملیات) مخالف درگیری نظامی با ایران در مقطع فعلی است و بین آنها مشاجره رخ داده است.
۳ منبع در نهادهای امنیتی، در گفتوگو با رادیو ارتش اسرائیل تأیید کردند که تنش شدیدی میان مقامات سیاسی و فرماندهان ارشد ارتش بر سر موضوع ایران وجود دارد.
یکی از اختلافات اساسی میان نتانیاهو، و وزیر جنگ او از یک سو و رئیس ستاد کل ارتش، و فرماندهان ارشد از سوی دیگر، به تهدیدهای متعدد نتانیاهو و کاتس علیه ایران مربوط میشود.
یک منبع ارشد امنیتی گفت: هر اظهارنظر نادرستی میتواند ما را به وضعیت محاسبه اشتباه بکشاند. ممکن است ایران به این نتیجه برسد که بهتر است حملهای را علیه اسرائیل آغاز کند.
ارتش اسرائیل چندین بار به مقامات سیاسی تأکید کرده که در شرایط فعلی هیچ توجیهی برای آغاز عملیات وجود ندارد.
ترور رهبر ایران، شکستی راهبردی و اشتباهی فوقالعاده بزرگ بود
تامیر پاردو رئیس سابق موساد: ترور (آیتالله) خامنهای، شکست راهبردی جدی و یک اشتباه فوقالعاده بزرگ بود.
کسی که فکر میکند با حذف یک رهبر میتواند یک کشور و توانمندیهای آن را از هم بپاشد، سخت در اشتباه است.ترور (آیتالله ) خامنهای یک اشتباه فوقالعاده بزرگ بود. ما جعبه پاندورای انتقامگیری برای نسلهای آینده را باز کردیم؛ زیرا اکنون برای دشمنی که مرا دشمنی شیطانی میبیند، تلاش برای ترور مقامات اسرائیل مشروع شده است.
هدف، کشتن (آیتالله) خامنهای نبود؛ سرنگونی حکومت بود و در این مورد، نتیجه ما صفر بود. این عملیات نتیجهای معکوس داشت.
اقدامی که ما کردیم، سپاه پاسداران را به موقعیتی بسیار قدرتمندتر از گذشته رساند. توازن قدرت را بر هم زدیم، بدون اینکه بفهمیم چه کسی قدرت بیشتری به دست خواهد آورد. کسی که قدرت را به دست گرفت، بسیار خطرناکتر است.
پروفسور جفری ساکس استاد دانشگاه کلمبیا: با آمریکا نمی شود مذاکره و تفاهم کرد. ذهنیت سلطه جویانه اینگونه است: ما آمریکا هستیم و همهکاره منطقه! چطور میتوان با ایران توافق کرد، وقتی ما باید قدرت مطلق باشیم؟
دنی سیترینوویچ، رئیس سابق میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل: سفر نمایندگان سعودی، ترکیه و پاکستان به تهران، رویداد راهبردی بسیار مهمی است و نشان میدهد کشورهای منطقه نهتنها مشروعیت نظام را به رسمیت میشناسند، بلکه جایگاه ایران بهعنوان بازیگری محوری در تحولات منطقه را نیز پذیرفتهاند.
💢گزارش روزنامه کیهان
@IMANI_mohammad
.
اثر جنگ: تضعیف موقعیت نتانیاهو
نقد ترین نتیجه انتخابات اسرائیل این است که موقعیت نتانیاهو و ائتلاف حامی او، در مقایسه با قبل از جنگ، تضعیف و دچار افول قابل توجه شده است.
جنگ علیه ایران نتوانست موقعیت او را نزد صهیونیست ها و در پارلمان بهبود ببخشد، بلکه تضعیف هم کرد.
این در حالی است که نتانیاهو از این جنگ به عنوان یک دستاورد بزرگ سیاسی و امنیتی برای اسرائیل یاد می کند.
در عین حال نتانیاهو با جنگ افروزی و ایجاد بحران های امنیتی پیاپی، توانسته از پیگرد قضایی در داخل رژیم (پرونده فساد) فرار کند و تا وقتی که ولو موقتا نخست وزیر باشد، از این حاشیه امنیت برخوردار است.
او در محاکم بین المللی هم به خاطر نسل کشی، تحت پیگرد است.
گفتنی است در حالی که هنوز ۶۰۰ هزار رای خاص در سرزمینهای اشغالی شمرده نشده، نتیجه انتخابات پارلمان (کنست) به این شرح است: بلوک نتانیاهو ۵۳ کرسی، بلوک آیزنکوت ۴۸ کرسی، و احزاب عربی ۱۹ کرسی.
احتمال می رود با شمارش بقیه آرا، کرسی های ائتلاف آیزنکوت به ۵۰، اعراب به ۱۸ و ائتلاف نتانیاهو ۵۲ برسد و حال آن که در انتخابات قبلی توانسته با کسب اکثریت ۶۱ کرسی، دولت تشکیل دهد.
@IMANI_mohammad
معنای هشدار سربسته "هرتزوگ"
نتایج انتخابات رژیم صهیونیستی، از نوعی بن بست حکایت می کند. ظاهرا هیچ یک از دو ائتلاف اصلی نتوانسته حائز اکثریت ۶۱ در کنست (پارلمان) شود.
هرتزوگ رئیس رژیم باید به سران یکی از دو ائتلاف پیشنهاد تشکیل دولت جدید را بدهد ،اما آنها به خودی خود ناتوان از این کار هستند.
در این موارد باید از ائتلاف های دیگر کمک گرفت. اما در اینجا پای ائتلاف اعراب در میان است که خط قرمز و عار صهیونیست ها محسوب می شود.
وضعیت محتمل، ادامه کار دولت مستقر برای چند ماه و برگزاری انتخابات جدید است.
تا قبل از روی کار آمدن نتانیاهو، اسرائیل ظرف چند سال شاهد فروپاشی دائمی ائتلاف ها، چندین انتخابات زودرس و دولت های بی ثباتی بود که چند ماه تا یک سال و خورده ای دوام داشتند.
حالا اسحاق هرتزوگ، رئیس رژیم می گوید: "باید تمام تلاش خود را به کار بگیریم تا بهویژه پس از اتفاقات دیروز، از برگزاری انتخابات مجدد جلوگیری کنیم. بنابراین، انتظار دارم هر کس که به اینجا میآید، با ذهنی باز و پذیرا بیاید".
او سربسته سخن گفته است. اما روشن است که نگرانی ها درباره دوپاره و دوقطبی شدن جامعه عاریتی صهیونیستی، بسیار بالاست.
این نگرانی در اثر رقابت های کلادیاتوری اخیر، بی اعتمادی شدید به دروغ ها و فریبکاری ها و پشت هم اندازی های نتانیاهو، و احساس نا امنی و شکست در جنگ منطقه ای (با وجود همه وعده های نتانیاهو)، شرایط دشوار اقتصادی و تشدید مهاجرت معکوس از سرزمین های اشغالی، شدت یافته است.
به علاوه، بی دوام شدن دولت های صهیونیستی ظرف شش هفت سال اخیر، بر ناکارآمدی و احساس بی ثباتی و ناامنی بیشتر دامن زده و اسرائیل را از آن یوتوپیای صهیونیستی- یهودی، به جهنمی غیر قابل زیست تبدیل کرده است.
در این شرایط، رئیس رژیم می گوید مصلحت نیست که بن بست سیاسی کف جامعه صهیونیستی و عرصه سیاسی آن، در دولت هم تداوم پیدا کند، یا به انتخاباتی دوباره و پرهزینه تر منتهی شود.
در عین حال خروج از بن بست فعلی هم آسان نیست، یا باید یکی از دو ائتلاف کوتاه بیاید و به دیگری که به چشم خائن و فریبکار نگاه می کند، اعتماد کند و یا به ائتلاف به اعراب مورد تحقیر و توهین نزد صهیونیست ها تن بدهد.
افزایش هشت- نُه درصدی مشارکت هم به خودی خود نه تنها نکته مثبتی به شمار می رود، بلکه علائم دیگری از التهاب در رژیم است؛
یکی به خاطر نقش آفرینی بیشتر اعراب سرزمین های اشغالی که می تواند تعادل موجود صهیونیستی را مختل کند یا علیه هم بشوراند؛
و دوم، به علت افزایش مشارکت خود صهیونیست ها در اثر دو قطبی شدگی و دو پارگی بیشتر جامعه صهیونیستی.
الیزابت تسورکوف، پژوهشگر اسرائیلی درباره نتانیاهو می گوید: "نتایج فعلی، پایینترین تعداد کرسی های ائتلاف او از سال ۱۹۹۶، و برابر با تعداد کرسیهای ائتلاف وی در انتخابات سال ۱۹۹۹ است که در آن شکست خورد".
دنیس راس دیپلمات ارشد و سابق آمریکا هم گفت: دولت نتانیاهو ۶۸ کرسی داشت، اما طبق نظرسنجی پای صندوقها، ائتلاف او ۵۰ کرسی به دست آورده و ۷۰ کرسی در اختیار مخالفان قرار دارد. این نشاندهنده رد گسترده دولت کنونی از سوی افکار عمومی است".
@IMANI_mohammad
.
این بار در شمال مدیترانه شکار شدند
انهدام کشتی متعلق به رژیم صهیونیستی در شمال شرق دریای مدیترانه، اتفاقی کم سابقه است.
گزارش ها حاکی از این است که یک کشتی کانتینر بر، دیروز پس از اصابت سه پهپاد (یا سه شهپاد) در دریای سیاه غرق شد.
کشتی «کانتشیپ جت» با پرچم لیبریا که در اجاره شرکت صهیونیستی «زیم» بود، هنگام حرکت از بندر حیفا به سمت رومانی، در سواحل نزدیک به بلغارستان هدف حمله قرار گرفت.
زیم (متعلق به عیدان عوفر) یکی از ۲۰ شرکت کشتیرانی بزرگ جهان است که به خاطر جنگ غزه و درگیری اسرائیل با مقاومت یمن، ۲.۷ میلیارد دلار خسارت دیده بود.
کشتی غرق شده، حامل ۴۲۱ کانتینر شامل مواد خطرناک، از جمله باتریهای لیتیومیونی، مایعات خورنده و اسید بود
معلوم نیست که این کشتی از سمت لبنان و سوریه، روسیه و یا منطقه ای دیگر، هدف حمله قرار گرفته است. اما برای اهل دقت و تحلیل، قابل تامل است.
جنگ، دیگر محصور در خایج فارس و دریای عمان و یا حتی دریای سرخ نیست، بلکه به سمت سواحل غربی رژیم صهیونیستی در دریای مدیترانه توسعه یافته است.
@IMANI_mohammad
وضعیت متزلزل بانیان جنگ
۸ ماه پس از شروع جنگی که ادعا می شد ظرف دو- سه روز یا حداکثر ۴ تا ۶ هفته به پایان می رسد، بانیان و حامیان جنگ، خساراتی چند بُعدی را به جان می خرند.
آنها اگر شکست نخورده بودند، آیا هزینه های سنگین بر سرشان آوار می شد؟ و آیا می توانند ریسک جنگی دیگر و هزینه هایی کمرشکن تر را تحمل بکنند؟
با وجود همه تلاش های آمریکا برای پایین آوردن قیمت نفت، این نرخ دوباره به مرز ۱۱۸ دلار رسید. ۴۸ دلار بالاتر از زمان آغاز جنگ.
ماکرون رئیسجمهور فرانسه اذعان کرد: جنگ علیه ایران، انسداد تنگه هرمز و افزایش قیمت سوخت، عامل اصلی افزایش اعتراضات در فرانسه است.
این دو عبارت را ببینید:
-ترامپ: همه میدانند که ما مجبور بودیم به ایران حمله کنیم.
-اوباما: ترامپ میدانست که جنگ با ایران را نباید شروع میکردیم.
ترامپ اگر حتی پیروزی نسبی به دست آورده بود، مجبور می شد منفعلانه حرف بزند؟ یا اوباما می توانست از موضع بالا او را سرزنش کند:
"جنگ چگونه پیش میرود؟ متحدان و پایگاههای ما مورد حمله قرار گرفتهاند. ذخیره موشکها را تمام کردهایم. و ایران قدرت وتو را بر تنگه هرمز در اختیار دارد، جایی که بخش زیادی از نفت جهان از آنجا میرسد.
در حالی که فارن افرز اذعان می کند "ایران و یمن در جنگ آبراهها دست بالا را دارند و آمریکا نتوانسته از تهدید در تنگه هرمز و دریای سرخ بازدارند"، بابی جونز افسر بازنشسته پنتاگون گفت:
"آنچه در پایگاههای ما رخ داد، انهدام چند سازه نبود؛ فروپاشی کامل ساختار پشتیبانی و لجستیک عملیاتی ایالات متحده در خاورمیانه توسط ایران است".
ویلیام مکریون، دریاسالار چهارستاره (فرمانده سابق فرماندهی عملیات ویژه) می گوید: واشنگتن با بنبست نظامی روبهرو شده. جنگ ایران، نمونه خطایی دیرینه در سیاست خارجی ماست. مشکل این است که گزینههای خوبی در اختیار نداریم".
همزمان، شبکه ۱۵ تلویزیون رژیم صهیونیستی در واکنش به گزارش آکسیوس گفت: چیزی به نام عملیات کوتاه وجود ندارد؛ این ایرانیها هستند که تصمیم خواهند گرفت، چگونه به حملات ادامه دهند.
چرا ترامپ دچار انفعال شده و می گوید: مجبور شدیم به ایران حمله کنیم؟ پاسخ را "کوین وارش"، رئیس فدرال رزرو آمریکا می دهد:
"قیمت انرژی و کالاها و خدمات در هفتههای اخیر دوباره افزایش یافته و تورم همچنان بیش از حد بالاست. قیمت نفت، عمدتاً در پی تحولات ژئوپلیتیکی، همچنان به افزایش ادامه داده است".
سیانان گزارش داده "محبوبیت ترامپ به ۳۵ درصد سقوط کرده و جنگ ایران و گرانی، بلای جان جمهوریخواهان شده" و مؤسسه مودیز می گوید: "هزینههای اضافی هر خانوار آمریکایی از جنگ به ۲ هزار دلار رسیده است".
بر اساس گزارش آسوشیتدپرس "در آستانه انتخابات کنگره که مثل همهپرسی خواهد بود، ترامپ در عمل به وعده کاهش هزینهها دچار مشکل شده. همان ناامیدی که موجب بازگشت او شد، میتواند کنگره را از جمهوری خواهان بگیرد. رأیدهندگان در تأمین هزینه سوخت و مواد غذایی دچار مشکلند و ترامپ را مسئول میدانند.
اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا اخیرا با تحلیل نتیج ۱۰ نظرسنجی نوشت:
"این نتایج نشان می دهند که چرا دموکرات ها فکر می کنند پیروزی گسترده در راه است و جمهوریخواهان باید نگران باشند؟
در یک نظرسنجی، ۳۱ درصد شرکت کنندگان چالش های اقتصادی و ۳۰ درصد عملکرد ضعیف دولت ترامپ را مهم ترین مساله کشور عنوان کردند.
در نظرسنجی دیگر، فقط ۲۹ درصد رای دهندگان احتمالی به جمهوری خواهان گفتند وضعیت اقتصاد بهتر از سال قبل است. در ژانویه (دی) ۷۲ درصد آنها چنین نظری را داشتند.
۶۲.۹ درصد بزرگسالان آمریکایی در میانگین نظرسنجی ها گفتند کشور در «مسیر غلطی» حرکت می کند. ۱۸ ماه پیش فقط ۱۲ درصد چنین نظری داشتند .۷۳ درصد نیز گفتند که عملکرد اقتصادی ترامپ را قبول ندارند".
در رژیم صهیونیستی، ائتلاف نتانیاهو که دارای ۶۸ کرسی بود، ۵۳ کرسی به دست آورد؛ پایینترین تعداد کرسی های ائتلاف او از سال ۱۹۹۶، و برابر با تعداد کرسیهای ائتلاف وی در سال ۱۹۹۹ که شکست خورد.
ناکامی در جنگ با ایران، نتانیاهو را که به خاطر پرونده فساد اقتصادی، کوتاهی در غافلگیری هفت اکتبر، پشت هم اندازی و دروغ های پیاپی، زیر علامت سوال است، در موقعیت ضعیف تر قرار داده و شخص او را به یکی از عوامل دوپاره و دو قطبی کردن جامعه صهیونیستی تبدیل کرده است.
جنگ علیه ایران نتوانست موقعیت او را بهبود ببخشد، بلکه تضعیف هم کرد.
تیم ترامپ و نتانیاهو وانمود می کنند که می توانند با تشدید تنش/ جنگ چیره شوند. اما روند میدان و پیامدهای آن نشان می دهد که اتفاقا ایران و متحدانش دست برتر را دارند و توانمندی های تهاجمی و عملیات غافگیرانه را گسترش داده اند.
بالا رفتن از نردبان تنش برای دشمنان، قابل محاسبه و ریسک پذیر نیست. می دانند که این بار بدون محدودیت، ضربه خواهند خورد.
@IMANI_mohammad
گزارش روز دویست و چهل و پنجم جنگ
سقوط ارزش ۵ شرکت از ۷ شرکت بزرگ آمریکایی
۷۰ درصد آمریکاییها برای پایان جنگ التماس میکنند
تحلیلگر آمریکایی: فرار به ۲۵۰۰ مایلی ایران یک فاجعه تمامعیار بود
صدر اعظم آلمان: ایرانیها در جنگ قویتر از حد انتظار هستند
شکست های پیاپی، دونالد ترامپ را به آشفته گویی و عقب نشینی مجبور کرده است.
او که تا پیش از این می گفت مثل دزدان دریایی رفتار می کند و می خواهد نفت ایران را هم مثل ونزوئلا غارت کند، دیروز مدعی شد: من جنگ با ایران را آغاز نکردم. آنها جنگ را در سال ۱۹۷۹ با ما آغاز کردند.
ترامپ می دانست که نباید جنگ را شروع کند
باراک اوباما رئیس جمهور اسبق برای دومین بار گفت: ترامپ میدانست که جنگ را نباید شروع میکردیم. بدترین کاری که کرد، این بود که جنگی علیه ایران به راه انداخت. اکنون تنگه هرمز دست ایران است. به همین دلیل قیمت نفت و گازوئیل اکنون بالاست.
مرتس: ایرانیها قویتر از حد انتظار هستند
فردریش مرتس صدراعظم آلمان گفته است: استراتژی ایالات متحده برای خروج از جنگ با ایران نامشخص است. روشن است که ایرانیها قویتر از حد انتظار هستند.
مرتس قبلا هم گفته بود جنگ آمریکا نسنجیده بود و ایران، آمریکا را تحقیر کرد.
گزارش فاکس نیوز و اکونومیست
اکونومیست: دموکراتها در انتخابات میاندورهای کنگره، ۹۵ درصد شانس برای کسب اکثریت مجلس نمایندگان دارند. این پیروزی میتواند زمینه را برای مقابله با برنامههای ترامپ فراهم کند.
برآورد فاکسنیوز (شبکه حامی ترامپ) از شش ایالت رقابتی، براساس میانگین نظرسنجیها نشان می دهد اکثریت مجلس سنا، در اختیار دموکرات ها خواهد بود
۸۱ درصد آمریکایی ها جنگ را عامل افزایش هزینههای زندگی می دانند
بر اساس گزارش آسوشیتدپرس "در آستانه انتخابات کنگره که مثل همهپرسی خواهد بود، ترامپ در عمل به وعده کاهش هزینهها دچار مشکل شده. همان ناامیدی که موجب بازگشت او شد، میتواند کنگره را از جمهوری خواهان بگیرد. رأیدهندگان در تأمین هزینه سوخت و مواد غذایی دچار مشکلند و ترامپ را مسئول میدانند".
جاناتان گایر، مدیر «مؤسسه امور جهانی» میگوید: جنگ ایران مسئلهای است که مستقیماً به زندگی روزمره خانوادهها مربوط میشود. ۶۰ درصد رأیدهندگان از نحوه مدیریت جنگ ناراضی هستند. برای جمهوریخواهان نگرانکننده است که ۸۱ درصد می گویند جنگ، هزینههای زندگی را افزایش داد.
التماس ۷۰ درصدی برای پایان دادن به جنگ ایران
وبسایت مادِر جونز: ۷۰ درصد آمریکاییها برای پایان جنگ ایران التماس میکنند. در آستانه انتخابات میاندورهای، جنگ علیه ایران به یکی از دغدغههای اصلی رأیدهندگان تبدیل شده. نظرسنجی آسوشیتدپرس و مرکز نورک نشان میدهد ۷۰ درصد، پایان جنگ را از اولویتهای اصلی دولت میدانند.
بلند شدن صدای بحران در بازار سهام آمریکا
۳.۵۴ تریلیون دلار از ۵ سهام از «هفت شرکت بزرگ آمریکا » از زمان بالاترین سطح تاریخیشان از دست رفته است.
• گوگل: -۱.۵۴ تریلیون دلار (-۳۰.۸٪)
• انویدیا: -۷۳۴ میلیارد دلار (-۱۲.۵٪)
• آمازون: -۴۵۸ میلیارد دلار (-۱۴.۸٪)
• متا: -۴۳۴ میلیارد دلار (-۲۱.۳٪)
• تسلا: -۳۷۳ میلیارد دلار (-۱۸.۹٪)
۵ شرکت از ۷ شرکت بزرگ بیش از ۱۰٪ افت کردهاند، و گوگل و متا پیشتر وارد بازار نزولی شدهاند.
جنگ با ایران فاجعه تمار عیار بود/ اقتصاد آمریکا به خاک سیاه نشست
دکتر سارا پین، استاد «کالج جنگ نیروی دریایی آمریکا": جنگ ایران احتمالاً یکی از ناکارآمدترین جنگها در تاریخ است.
قاعده این است که هزینه را به حریف تحمیل کنی؛ اما این درگیری، اقتصاد آمریکا را به خاک سیاه نشاند و نتیجهای معکوس به بار آورد.
نخستین اقدام ایران، بستن تنگه هرمز بود. پایگاه بزرگ آمریکا در بحرین عملاً غیرقابل دسترس شده و گزینه جایگزین، جزیره دیهگو گارسیا در ۲۵۰۰ مایلی قرار دارد. این یک فاجعه تمامعیار است.
افرادی که تصمیمها را اتخاذ میکنند، صلاحیت لازم را ندارند. ایرانیها شناخت بسیار عمیقتری از آمریکاییها دارند تا آمریکا از ایران. درسی که جهان از این جنگ میگیرد، بسیار ساده است: به سلاح هستهای دست پیدا کنید.
قدرت تلافی دردناک ایران
نشنال ایتنرست: ترامپ با ازسرگیری جنگ پیش از انتخابات مخالفت کرده، ولی برطرفشدن محدودیت انتخاباتی به معنای ناپدیدشدن هزینههای راهبردی نیست.
افزایش قیمت انرژی، تلفات آمریکایی و خطر جنگ فرسایشی پابرجاست؛ واشنگتن نمیتواند زمان پایان عملیات را یکجانبه تعیین کند.
برگ برنده ایران نه مسدودسازی کامل تنگه، بلکه ایجاد تردید در امنیت کشتیرانی است که میتواند بیمهگران و شرکتهای حملونقل را عقب براند. ناامنی در بابالمندب، هزینه ها را تشدید میکند.
خطر بزرگتر، تلافی شدیدتر ایران علیه پایگاههای آمریکا و اهداف اقتصادی آسیبپذیر در منطقه است.
💢 گزارش کیهان
@IMANI_mohammad
بازدارندگی حداکثری
بدون محدودیت جغرافیایی
بُرد موشک ها و پهپادهای ایران به چند هزار کیلومتر رسیده است؟ جنگ افروزان و میزبانان آنها پس از این، در چند هزار کیلومتری هدف قرار خواهند گرفت؟
بیانات سربسته و راز آلود رهبر انقلاب در دیدار با فرماندهان ارشد نیروهای مسلح درباره "بازدارندگی حداکثری" قطعا رصدگران اطلاعاتی، نظامی دشمن را در حیرتی عمیق فرو خواهد برد:
"هر سطح و نوعی از تهدید باید با پاسخ فوری و اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی روبهرو شود.
اگر دشمنان مجدّداً حملات نظامی یا تروریستی را شروع کنند، این نیروهای مسلّح جمهوری اسلامی و ملّت ایران هستند که زمان و شرایط پایان آن را تعیین میکنند.
مقرّر شد بانک اهداف بهنحوی بهروزرسانی شود که انواع داراییهای مادی و غیرمادی دشمن آمریکایی - صهیونی در تیررس نیروهای مسلّح قرار گیرد.
وحدت ساحات، متغیّری تعیینکننده با تأثیر راهبردی در شکلدهی به نظم جدید سیاسی و امنیتی در غرب آسیاست".
این اتفاق نظر در میان تحلیلگران ارشد و استراتژیست های غربی پدید آمده که ایران در فاصله جنگ 12 روزه تا 40 روزه، و از آن مقطع تا امروز که بیش از هشت ماه می گذرد، دو جهش خیره کننده در ابعاد نظامی، اطلاعاتی و طراحی های عملیاتی های دفاعی و تهاجمی در سطح منطقه و فرا منطقه ای داشته است.
این جهش فوق العاده در کمتر از دو سال، در شرایط عادی و برای یک کشور معمولی ممکن است در طول یک دهه یا بیشتر اتفاق بیفتد:
از ارتقای توان پدافندی و سرنگونی بیش از 200 فروند انواع هواگرد نظامی فوق مدرن، تا از کار انداختن 20 پایگاه مهم نظامی- اطللاعاتی آمریکا و تاراندن نیروهایش تا اردن و سن دیه گو در آب های اقیانوس هند؛
و از شناسایی های اطلاعاتی دقیق از مراکز فوق سرّی دشمن و زیر ضذب بردن آنها تا مدیریت هوشمندانه و قاطع دو تنگه هرمز و باب المندب و فشار فلج کننده انرژی بر دشمنان شرور.
این روزها، بحث ضرورت تولید سلاح هسته ای تبدیل به مطالبه ای فراگیر در کشور شده است. اهل فن می گویند توانمندی ایران در این زمینه از برخی سازنندگان سلاح هسته ای هم بالاتر بوده و فقط متوقف به اراده و دستور است.
اهل دقت می گویند دو جنایت جنگی بزرگ دشمن و اهمیت ارتقای بازدارندگی، شرایط را دگرگون کرده است و موضوع و وضعیت منتهی به حکم را تغییر داده است.
اما در حالی که بحث مذکور داغ است، کمتر بحث می شود که آیا سقف دو هزار کیلومتر بُرد برای موشک های نقطه زن ایران، همچنان پا برجاست؟ یا این محدودیت، مدت ها قبل در اثر اقتضائات و شرایط جدید برداشته شده است؟
رهبر شهید انقلاب، اسفند ماه 1397 گفتند که در آن مقطع به یک ملاحظه ای، مانع از افزایش برد موشک های نقطه زن به بیش از دو هزار کیلومتر شدند.
اما به فاصله یک سال، ماجرای ترور جنایتکارانه سردار سلیمانی در عراق اتفاق افتاد و تهدید های نظامی جدیدی علیه ایران مطرح شد. از اوایل سال گذشته هم این تهدیدات، جامه واقعیت به خود پوشید.
بنابراین کسی نمی داند که آن محدودیت، تا چه زمانی ادامه داشته و احتمالا چه زمانی لغو شده است؟ قطعا تهدیدات جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی، آن محدودیت را منتفی کرده است.
بی دلیل نیست که آمریکایی هایی ها پس از استفاده جنایتکارانه از یک پایگاه انگلیسی علیه ایران، اقدام به تخلیه این پایگاه کردند. استفاده مشابهی هم از پایگاهی در آلمان و دو کشورز دیگر صورت گرفته است.
اگر ایران می تواند پایگاه آمریکا را مثلا چهار هزار کیلومتر دورتر در فیرفورد هدف بگیرد، اهداف نزدیک تر، به مراتب راحت تر مورد اصابت قرار خواهند گرفت.
کابوس امروز دولت بیخرد آمریکا فقط این نیست که به اذعان تحلیلگران بسیاری در آمریکا و اروپا، به خاطر بمباران کشوری تحت نظارت آژانس، ساخت سلاح هسته ای را برای آن کشور و دیگر کشورها توجیه کرده و الزامی ساخته است.
کابوس دیگر و شاید به همان اندازه مهم تر این است که اگر اقتدار ایران از منطقه فراتر رفته، می تواند جنگ را به کدام عمق فرا منطقه ای بکشاند و جنایتکاران و میزبانان آنها را هدف تسلیحات نقطه زن و دوربرد قرار دهد؟
تحلیلگران و متخصصان بسیاری در غرب گفتند که ایران زرادخانه خود را ظرف ماه های اخیر بازسازی کرده است.
این سخن غلط نیست، اما دقیق هم نیست. فقط بحث بازسازی نیست، بلکه توسعه و بهسازی و ارتقای جهش گونه در برخی حوزه ها اتفاق افتاده است.
این را هم باید اضافه کرد که پاسخ همه تهدید ها قرار نیست صرفا از مبدا ایران داده شود...
@IMANI_mohammad