گزارش روز صد و سی و ششم جنگ
مرشایمر: آمریکا در جنگ شکست خورد/ ایرانی ها اهرم بیشتری داشتند و نباید توافق میکردند
تایم: انتقام گرفتن ایران از ترامپ طبیعی است
استفان والت: گزینههای متعدد ایران
آمریکا را در موقعیت ضعیف قرار میدهد
جان مرشایمر، استاد برجسته دانشگاه شیکاگو گفت: "آمریکا در جنگ 40 روزه هوایی و دریایی با ایران، شکست خورده و نتوانسته به اهداف خود برسد. تفاهمنامه اساساً یک سند تسلیم بود اما بهترین توافقی بود که آمریکا میتوانست به دست آورد. ایران در سه مورد کلیدی کنترل تنگه هرمز، فروش نفت و خروج اسرائیل از جنوب لبنان معتقد است آمریکا به تعهدات خود عمل نکرده است.
سختگیران ایرانی درست میگفتند که مذاکرهکنندگان ایرانی اهرم بیشتری داشتند و نباید توافق را امضا میکردند. ترامپ و دولت آمریکا هیچ تئوری پیروزی برای ادامه جنگ یا فشار بیشتر ندارند. ایران قادر است درد و فشار زیادی را تحمل کند و تسلیم نمیشود. جنگ هوایی چهلروزه و کمپین دریایی بر فرضیه غلط تسلیم سریع ایران بنا شده بود؛ اما ایران ضربههای سنگینی به اسرائیل و منافع آمریکا زد و تسلیم نشد.
سختگیران ایرانی معتقد بودند ایران اهرم بیشتری در مذاکرات داشت؛ حالا با عدم پایبندی آمریکا به سه عنصر کلیدی تفاهمنامه این ادعا اثبات شده است. ادامه ضربه به ضربه هیچ فایدهای ندارد و راهحل نظامی وجود ندارد؛ چون ایران توانایی ضربه دوم دارد و میتواند زیرساختهای خلیج فارس را هدف قرار دهد. فشار بیشتر بر ایران منجر به بسته شدن تنگه، افزایش قیمت بنزین و تلفات بالا میشود که به ضرر ترامپ و منافع آمریکا است. مذاکره غیرمستقیم یا فشار حداکثری کارساز نیست؛ ایران به خاطر شکست آمریکا در جنگ و عدم پایبندی به تفاهمنامه انگیزه قوی برای مقاومت دارد".
استفان والت، استاد روابط بینالملل دانشگاه هاروارد و سردبیر نشریه فارین پالیسی می گوید: تفاهمنامه موقت عملاً در حال فروپاشی است. ایران کنترل واقعی و اهرم عملی تنگه هرمز را حفظ کرده و حاضر به واگذاری آن بدون کسب امتیازات عمده نیست. ایالات متحده فاقد راهبرد نظامی معتبر و اهرم مؤثر برای تغییر موضع ایران در مورد کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز است.
این درگیری یک جنگ انتخابی برای آمریکا محسوب میشود، اما برای ایران وجودی است؛ بنابراین ایران تحمل درد و هزینه بسیار بیشتری دارد. ایران گزینههای تشدید متعدد و واقعی دارد: حمله به پایگاههای آمریکایی در منطقه، تأسیسات زیربنایی خلیج فارس، و قطع کشتیرانی در بابالمندب. این گزینهها آمریکا را در موقعیت ضعیف اهرم و انگیزه قرار میدهد. زمان به نفع ترامپ نیست. بسته ماندن تنگه هرمز هزینه سنگینی برای آمریکا دارد (تورم انرژی، رکود احتمالی جهانی، آسیب به بازار سهام). ترامپ خودش قبلاً به همین دلیل عقبنشینی کرده بود و این دور جدید نیز احتمالاً به همان نتیجه منجر خواهد شد. ترامپ جنگ را آغاز کرد و قبلاً برجام را پاره کرد. ایران به هیچ وعدهای از سوی آمریکا اعتماد ندارد. ایران همچنان گزینههای تشدید دارد و حاضر است هزینه بیشتری بپردازد.
نشریه آمریکایی تایم هم در یادداشتی می نویسد: در مراسم تشییع پیکر رهبر معظم ایران، عزاداران پرچم هایی را حمل می کنند و بنری با نوشته: «ترامپ را بکشید» . رهبر جدید وعده داد که انتقام بگیرد. مراسم تشییع و تدفین با شعارهای انتقام از ترامپ و نتانیاهو همراه بود.
در دومین بیانیه عمومی، رهبر معظم گفت «انتقام خواسته ملت ماست و قطعاً اجرا خواهد شد. این جنایتکاران، که نام هایشان از بالا تا پایین شناخته شده است، آرزوی برآورده نشده مرگ آرام در بستر خود را با خود خواهند برد".
کارشناسان می گویند که این سخنان پس از حمله بزرگ به رهبری یک کشور انتظار می رود. رهبر معظم پیشین آخرین نمونه است، اما آمریکا همچنین مسئول مرگ قاسم سلیمانی، رهبر نیروی قدس ایران، در دوره اول ترامپ در سال ۲۰۲۰ بود.
دیوید ساترفیلد، مدیر مؤسسه بیکر برای سیاست عمومی دانشگاه رایس می گوید جمهوری اسلامی در درخواست های انتقام خود «برای حمایت ملی» بسیج شده است. این درخواست ها برای انتقام، ایمان ایرانیان به توانایی کشورشان برای اعمال نفوذ و قدرت در منطقه را پس از بسته شدن تنگه هرمز که منجر به بحران جهانی انرژی شد، حفظ می کند.
درخواست های انتقام، هم هنجاری است برای جلب حمایت از نظام و هم تمایل استراتژیک آنها برای ظهور جهانی به عنوان یک نیروی غالب.
ساترفیلد معتقد است که بعید است دولت ایران مستقیماً تلاش کند ترامپ را ترور کند اما این تهدید باید جدی گرفته شود درخواست های (آیت الله) خامنه ای برای انتقام می تواند الهام بخش افراد برای حمله باشد. آیت الله روح الله خمینی در سال ۱۹۸۹ خواستار مرگ سلمان رشدی شد. رشدی در سال ۲۰۲۲ از یک سوءقصد که باعث نابینایی یک چشمش شد، جان سالم به در برد.
روزنامه کیهان
@IMANI_mohammad
پایان تفامه نامه؛
الزام به روز رسانی امنیتی
پس از چند روز پایمال شدن مطلق تفاهم نامه توسط ترامپ، ضرورت و فوریت دارد که شُعام/ دولت/ آقای قالیباف، ضمن انتشار بیانیه های اعتراضی- تبیینی، صریحا در این باره اعلام موضع کنند.
منطقا و بر مبنای اصول و تجارب و عبرت های موجود، قرار نیست آمریکا هر بار ریر میز مذاکره و توافق بزند، به زیرساخت های پدافندی و آفندی ما حمله کند و همزمان، واسطه ها را برای مذاکره دوباره پیش بفرستد و ما هم بپذیریم و دوباره به ابتدای بازی مار و پله برگردیم.
اکنون ضرورت دارد ضمن اعتراض قاطع به عهدشکنی آمریکا و اعلام متقابل پایان توافق، گزارش جامعی درباره اینکه شروط رهبر معظم انقلاب چقدر پیگیری شده، ارائه گردد و مسیر قبلی، اصلاح و به روز رسانی شود.
اعمال اقتدار نیروهای نظامی در خلیج فارس، اقدام بسیار لازم و شایسته ای است. اما این اقدام درست، قبل و بعد از تفاهم نامه انجام می گرفته است و جای موضع گیری قاطع بخش سیاسی را پُر نمی کند.
بخش سیاسی مسئول مذاکرات، باید موضع صریح و قاطع در برابر رویکرد گستاخانه/ دغلبازانه آمریکا بگیرد. اراجیف رسانه ای و تحرکات عملی ترامپ، باید جواب دیپلماتیک و رسانه ای صریح دریافت کند.
بخش سیاسی باید موضع صریح و روشن و به روز رسانی شده در برابر یاغیگیری های آمریکا داشته باشد و همه چیز، به اینکه بخش نظامی در میدان پاسخ می دهد، محدود و موکول نشود.
به روز شدن و پویایی، خیلی مهم است. باید مسیر ایجاد خطای محاسباتی و آسیب زدن دشمن به زیر ساخت های انسانی و سیاسی را که می تواند به اتخاذ تصمیمات نادرست منتهی شود، مسدود کرد.
میزان خسارت بمب های سنگر شکن به تاسیسات و شخصیت ها معمولا آشکار است. اما اقدامات فرسایشی دشمن در زمینه رخنه و شکاف اندازی و از هم گسیختن سازوکارهای انقلابی/ حاکمیتی، ممکن است مغفول بماند.
شورای عالی امنیت ملی، آن جایگاه رفیعی است که دیدبانی عالی امنیتی کشور در تراز انقلاب اسلامی را بر عهده دارد. رهبر شهید انقلاب، ۱۴ بهمن ماه ۱۳۹۴، خطاب به شورا و دبیرخانه آن فرمودند:
"انجام صحیح نقش تصمیمسازی دبیرخانه، منوط به حاکم بودن فضای صددرصد انقلابی در این نهاد است، زیرا اگر جهتگیریهای زاویهدار با انقلاب اسلامی در دبیرخانهی شورا تأثیرگذار شود، نتیجهی مطلوب بدست نخواهد آمد...
برخی تلاش ها برای جابجایی خطوط اصلی و روشن انقلاب در جریان است... تصمیمهای شورای عالی امنیت ملی باید در چارچوب خطوط اصلی انقلاب باشد، و تفکر انقلابی صحیح و خالص حزباللهی برآن حاکم باشد.
از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، برخی تفکر انقلابی را قبول نداشتند و برخی هم با اینکه در داخل نظام بودند اما اعتقادی به مبارزه با استکبار نداشتند که باید در مقابل این جریان ایستاد".
@IMANI_mohammad
رهبر انقلاب ۱۳۹۴/۱۱/۱۴، در دیدار دبیر و کارشناسان دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی:
باید مقابل جریان غیر انقلابی داخل نظام ایستاد
@IMANI_mohammad
استراگیچی ترامپی
در تنگنای تنگه هرمز
خردمند، اول می اندیشد و می سنجد، سپس حرف محکمی می زند که مو، لای درز آن نرود. اما سفیه، ابتدا کلمات را پرتاب می کند، بعدا به تبعاتش فکر می کند.
سفیه اگر زمامدار شد، حتی اگر تبعات سخنانش را نفهمد، واقعیت، چنان خود را به او تحمیل می کنند که مجبور شود حرفش را پس بگیرد.
دونالد ترامپ، دیشب ضمن ادعای محاصره دریایی ایران گفت که می خواهد از تنگه هرمز ۲۰ درصد عوارض بگیرد! حکایت همان کسی که به دِه، راهش نمی دادند، اما سراغ خانه کدخدا را می گرفت.
این سخنان، موجب جهش دوباره قیمت جهانی نفت شد و دستاورد طلایی از او اجرای تفاهم نامه و بازگشایی تنگه هرمز را از بین برد.
همین جهش قیمت در کنار انتشار اخبار مربوط به ته کشیدن ذخائر جهانی سوخت (از جمله در آمریکا) موجب شد تا ترامپ ظرف چند ساعت، دنده عقب بگیرد و اعلام کند که از تصمیمِ گرفتن عوارض، منصرف شده است!
او همچنین برای آرام کردن بازارهای ملتهب گفت: "تنگه هرمز، برای تردد تمامی کشتیها باز است، اما کشتیهای ایرانی اجازه عبور از این آبراه را ندارند. ما یک محاصره کامل خواهیم داشت، اما فقط بر روی کشتیهایی که به بنادر ایران تردد می کنند".
این اظهارات در حالی است که تنگه هرمز با اراده قاهره ایران، کاملا بسته است و کشتی ها و نفتکش ها به جای اینکه دروغ های ترامپ را باور کنند، واقعیت را می بینند و نزدیک تنگه هرمز نمی شوند.
روشن است که اگر قرار باشد کشتی های ایران نتوانند بدون مزاحمت تردد کنند، هیچ کشتی دیگری هم اجازه تردد در منطقه را نخواهد داشت.
ترامپ قبلا این راه بن بست را یکبار با محاصره دریایی رفت و برگشت. او ظرف مدت کوتاهی به ستوه آمد و خواستار تفاهم نامه برای بازگشایی تنگه در مقابل لغو محاصره شد.
او در تفاهم نامه، "ترتیبات ایرانی" برای تنگه را پذیرفت، اما خیال می کرد که می تواند دبّه کند و حاکمیت ایران را با ایجاد کریدوری دیگر، دور بزند.
ترامپ بار دیگر به اول کوچه بن بستی برگشته است که نوبت قبل با شتاب در آن دوید، سرش را به دیوار کوبید و مجبور شد با سرشکستگی برگردد.
@IMANI_mohammad
خاتمی به کُما رفته
یا فریز شده است ؟!
آقای خاتمی، اصرار دارد که نه عبرت بگیرد و نه غیرت بورزد. دیروز، طوری درباره "مذاکره و صلح شرافتمندانه" حرف زد و جنگ طلبان خیالی را زیر سوال برد، که انگار قبل از آتش بس اسلام آباد و تفاهم نامه ژنو حرف می زند و اکنون نباید به عهدشکنی های دشمن غدّار اعتراض کند.
انگار در روز هشتم اسفند سال گذشته -قبل از حمله جنایتکارانه آمریکا وسط مذاکرات- متوقف شده است.
انگار در روز ۲۲ خرداد پارسال فریز شده و ندیده که آمریکا و اسرائیل در روز بعد، مرتکب حمله غافلگیرانه شدند، در حالی که ادعا می شد توافق، نهایی شده و نزدیک است.
انگار نشنیده که ترامپ و نتانیاهو اذعان کردند از مذاکره به عنوان عملیات فریب برای حمله غافلگیرانه استفاده کردند. انگار اصلا خبر دارد که اسرائیل و آمریکا، هماهنگ با هم جنایت می کنند و دو موجودیت متناقض نیستند.
انگار خاتمی را در ۲۳ تیر ۱۳۹۴ - دقیقا ۱۱ سال قبل- فریز کرده اند و اصلا خبر ندارد که اوباما چگونه تعهدات برجامی را زیر پا گذاشت و حقوق ایران را ابزاری برای گروکشی های بعدی قرار داد و تحریم های پیاپی را برقرار کرد.
انگار سالها در کُما بوده و نمی داند که بانیان برجام، چه بلایی بر سر آن آوردند، تحریم ها دو برابر شد و نهایتا فردی به نام ترامپ، توافق را یکطرفه باطل اعلام کرد.
گویا خبر ندارد که همان فرد، سه بار با دولت پزشکیان مذاکره کرد و هر سه بار خیانت و جنایت کرد. انگار آمریکا کودکان دانش آموز، سران، سرداران و دانشمندان کشور دیگری را در مریخ -وسط مذاکره برای صلح- کُشته است.
گویا حتی یادش نمی آید که ۲۳ سال قبل به اروپا اعتماد کرد و تعلیق داوطلبانه و شش ماهه برنامه هسته ای را به مدت دو سال اجرا گذاشت اما به او گفتند بهترین تضمین، تبدیل تعلیق داوطلبانه به تعطیلی همیشگی است!
امثال آقای خاتمی در کدام مقطع دور از تاریخ منجمد شده اند که هیچ تجربه و عبرتی در ذهن و روح آنان نمی نشیند و چراغ عقل و خِرد شان را روشن نمی کند؟
وجدان کجاست که ببینند آمریکا سال گذشته ظرف دو جنگ و یک فتنه، بیش از هفت هزار شهروند ایرانی را به شهادت رسانده است؛ پس به درد و فریاد درآیند و دعوت به مقاومت عزتمندانه و شرافتمندانه کنند؟
شخصیت امثال خاتمی اگر مستحیل نشده و در قهقرا نیفتاده بود، حتما نسخه های منسوخ خود را به روز رسانی می کردند.
اما اینکه تجارب و عبرت های موجود را زیر پا می گذارند، نشان می دهند که قبل از هر گوهر وجودی دیگری، شرافت شان به تاراج رفته است؛ همان که لافش را می زنند و به هر نسخه خیانتکارانه ای می چسبانند. آنها موجودیت یک ملت را به خطر می اندازند.
متاسفانه موضع اخیر خاتمی، انسان را به یاد مقامات بی ریشه و سرسپرده در لبنان می اندازد که وسط تجاوزات و اشغالگری رژیم صهیونیستی، به آغوش آمریکا و اسرائیل می غلتند و نامش را هم صلح و شرافت می گذارند!
وطن فروشی وسط جنگ و آغوش صلح گشودن به سوی دشمن متجاوز، از تن فروشی بدتر است. خون هزاران شهید والامقام و مظلوم، بر گردن عناصر بی غیرتی که پالس تسلیم به دشمن دادند، سنگینی می کند.
@IMANI_mohammad
"تفاهم" تمام شد
نوبت "تفهیم" است
تفاهم نامه، هر چه بود- خوب یا بد- پایمال شده و پایان یافته است. بنابراین باید موضع طرف ایرانی در سطوح سیاسی، به روز رسانی شود.
ماندن در خاطره -سوء- تفاهم نامه، در جا زدن، سکوت اختیار کردن، یا به امید واسطه ها برای بازگشت به تفاهم نشستن، تغییری در تهدیدات دشمن ایجاد نمی کند. بلکه می تواند عامل تشدید جنگ و تهدیدات نظامی باشد.
آمریکا در حالی ریسک نظامی می کند که از تجربه جنگ گسترده و منطقه ای شده، ناکام برگشته و شدیدا از بازگشت به آن وضعیت فشار اقتصادی سنگین، نگران و گریزان است.
در عین حال، در اثر دریافت برخی پالس های نادرست، تصور می کند که با عملیات محدود نظامی، تهدید به گسترش آن و تولید فشار روانی، می تواند طرف ایرانی را مرعوب کند تا سلاح بازدارنده خود (تنگه هرمز) را کنار بگذارد.
بر خلاف برخی القائات شبکه نفوذ، کوتاه آمدن ایران از حقوق حاکمیتی و قدرت بازدارندگی در تنگه، نه تنها جنگ را متوقف نمی کند، بلکه به دشمن جرئت می دهد تا جلوتر بیاید و بیشتر تهدید کند.
اکنون چه باید کرد؟ اولا سعی مبارزان در میدان مذاکره، مشکور!
اما حالا که دشمن در قول و فعل اعلام کرده که تفاهم نامه تمام شده، باید رئیس جمهور، رئیس تیم مذاکره کننده و یا شُعام، رسما اعلام کنند که تفاهم نامه را پایان یافته می دانند و مسئولیت عواقب سنگین آن هم بر عهده طرف آمریکایی است.
ثانیا اکنون، نوبت تفهیم (فهماندن) و شیر فهم کردن حریف است.
برای اینکه جنگ تشدید نشود (برای بازدارندگی و کشیدن ترمز طرف آمریکایی که دائما در حال تهدید است) باید خطوط قرمز نظامی، به روز رسانی و اعلام شود که در صورت تعرض، منافع و پایگاه های دشمن و میزبانان آنها در منطقه به شکلی شدیدتر، در هم کوبیده خواهد شد.
باید به پاشنه آشیل دشمن در دو حوزه "نفت و انرژی" و "تلفات نظامی/ خسارات ناوگان و پایگاه ها" ضربات کاری زد.
امکان ندارد شمال خلیج فارس (ایران) در معرض بمباران و ناامنی باشند و جنوب خلیج فارس و دریای عمان، و حاشیه دریای سرخ و دریای عرب، امن بماند و نفت و گاز منطقه صادر شود.
@IMANI_mohammad