گزارش روز صد و هفتاد و نهم جنگ
جنگ اقتصادی آمریکا شکست می خورد اما قدرت، اهرم فشار و شجاعت بیشتر به ایران میدهد
لفاظی های بسنت در حالی است که آمریکا بعد از اجرای "تحریم های فلج کننده" و "فشار حداکثری"، گزینه فشار موثرتری در چنته ندارد و در میدان نظامی هم چند نوبت شکست فاحش خورده است.
استیو هانکه، استاد دانشگاه جانهاپکینز: محاصره ایران شکست خواهد خورد. این استراتژیها فقط به ایران قدرت و اهرم فشار و شجاعت بیشتر میدهد.
استفان والت استاد روابط بینالملل دانشگاه هاروارد: تنها چارهی ترامپ، اعتراف به شکست استراتژیک در «جنگ اسرائیل علیه ایران» و پذیرش هزینهای است که ایران برای جلوگیری از تکرار مطالبه میکند.
هر بار که ترامپ تهدید به تشدید کرده، ایران پاسخ متقابل داده و ترامپ عقب نشسته است. مشکل بنیادین، فقدان اعتماد است؛ اینکه آمریکا توافق کند، کشتیها را برای تعمیر به خانه ببرد و یک سال بعد دوباره حمله کند. ایران میخواهد آمریکا هزینه سنگینی بپردازد تا درس بگیرد و تکرار نکند.
جفری ساکس، استاد دانشگاه کلمبیا: اسکات بسنت نه یک اقتصاددان، بلکه یک گنگستر اقتصادی است که هیچ دانش، علاقه یا درکی از اقتصاد واقعی آمریکا ندارد. محتملترین سناریوی آینده این است که غرب خود را فلج کند.
جان کُربی مقام پیشین کاخ سفید: تحریمها در میانه جنگ معمولاً کارایی ندارند. آمریکا در کارزار اقتصادی، دارای ائتلاف تکنفره است.
سوزان مالونی عضو ارشد اندیشکده بروکینگز: پادشاه لخت است. همانطور که قابل پیشبینی بود، نمایش وزیر خزانهداری آمریکا چیزی جز هیاهو و تبلیغات نبود.
فارن افرز: ایران، تابآوری خود را اثبات کرده و توانسته با حفظ بخش قابل توجهی از توان موشکی و پهپادی و کنترل تنگه هرمز، هزینههای سنگینی به آمریکا تحمیل کند. فشار حداکثری شکست خورده است.
کریس مورفی، سناتور آمریکایی: تحریمهای جدید کاخ سفید علیه ایران نمایشی ناامیدانه برای سرپوش گذاشتن بر شکست در جنگ نظامی بود.
پیتر شیف اقتصاددان: این عملیات نهتنها شکست خواهد خورد، بلکه طناب اقتصادی ممکن است در نهایت دور گردن خود آمریکا بیفتد.
💢روزنامه کیهان
@IMANI_mohammad
.
هیبت عملیات D-DAY
شروع نشده، فرو ریخت
رسانه آمریکایی آکسیوس:
"عملیات اقتصادی «روز سرنوشت» (D-DAY) علیه ایران که توسط ترامپ وعده داده شده بود، با شوک و هیبتی که باید، همراه نبود.
موفقیت عملیات با این سنجیده خواهد شد که آیا ترامپ حاضر است تحریم را علیه کشورهایی مثل چین که بیشترین اهمیت را دارند، واقعاً به اجرا بگذارد یا خیر؟".
نشریه فایننشال تایمز:
"چین به آمریکا هشدار داده اگر سرکوب تجارت با تهران را گسترش دهد، تمام اقدامات لازم را انجام خواهد داد و تلافی خواهد کرد".
نیویورکتایمز: مشخص نیست تحریمها پس از سالها اجرای «فشار حداکثری» و «خشم اقتصادی» در عمل چه تأثیری خواهد گذاشت.
بسنت اذعان کرد این اقدام بیشتر یک شلیک هشدار بوده تا اقدامی ملموس و قطعی. او به خبرنگاران گفت: «ما به همه این فرصت را میدهیم که رفتار بد خود را اصلاح کنند. چرا باید بخواهم نظام مالی جهانی را منفجر کنم؟»
نشریه آتلانتیک:
"تحریمها نمیتواند مانع ایران شود. گزینههای آمریکا در جنگ روزبهروز کمتر میشود. تهدید اقتصادی وزیر خزانهداری آمریکا بیش از آنکه راهگشا باشد، تلاشی برای یافتن راه خروج از باتلاق جنگ است".
@IMANI_mohammad
گرانی، طبیعی است
گرانی، طبیعی نیست -۱
نوبت باز آرایی "ستاد اقتصادی جنگ" است.
آیا گرانی های موجود و فشار بر معیشت مردم، طبیعی است؟ یا طبیعی نیست؟
با این چالش، چگونه باید مواجه شد؟ با رویکرد تک بعدی و از سر ناچاری؟ یا چند بعدی، امیدوارانه و توام با همت و تدبیر؟
آیا چاره فقط در توافق با آمریکای توافق نشناس است، یا راه حل، در جاهای دیگری است؟
آقای پزشکیان، ده روز قبل در دیدار فعالان سیاسی و حزبی گفت:
"گرانی، طبیعی است؛ قبلا کالاها را با کشتی می آوردیم، حالا کلی مسیر عبور میکند و میآید؛ قیمت تمام شده رفته بالا. درآمدمان هم کم شده، نفت می فروختیم، حالا نمی توانیم بفروشیم الان نمی توانیم.
زدند یک سری از کارخانهها را خراب کردند، مالیات هم به آن شکل نمی توانیم بگیریم؛ باید پول هم بدهیم به آنها تا چرخشان بچرخد. یعنی معضل ما چندین برابر شده و درآمد ما هم کاهش پیدا کرده است.
اینکه می گویند داریم، بله داریم، اما چگونه باید به فعلیت برسانیم".
در اینکه جنگ و محاصره و تحریم، عاملی مهم و موثر در ایجاد التهابات اقتصادی است، تردیدی نیست. اما به گواهی انبوه تجارب، چاره دفع و رفع این تهدید، مذاکره با دشمن نیست
ما مسیر دیپلماسی و مذاکره برای کاهش تنش را نه فقط امروز و نه در طول دو سال اخیر، بلکه ظرف دو دهه گذشته تجربه کردیم.
بارها خوش بینی به خرج دادیم و کوتاه آمدیم و توافق کردیم، اما دشمن هر بار زیر تعهدات خود زد و گستاخ تر شد. چرا که خیال می کرد فشارها در حال اثر گذاشتن است و بنابراین نباید دست بکشد.
در واقع، نیروی تخلیه شده و مستهلک فشارها، با هر نوبت کوتاه آمدن ما و اِدراکی که به حریف می دادیم، دوباره شارژ شد. در مقابل، هر جا محکم ایستادیم و شیدایی نشان ندادیم و ضربت متقابل زدیم، دشمن عقب نشست.
در اوج جنگ اخیر، وقتی تنگه هرمز را بستیم و ضربات دردناک اقتصادی وارد کردیم، وزیر خزانه داری آمریکا اعلام کرد بخشی از تحریم های نفتی ایران را (به خاطر التهاب بازار نفت) تعلیق می کند.
اما وقتی آتش بس را پذیرفتیم و خبر بازگشایی تنگه از سوی وزیر خارجه کشورمان اعلام شد، ترامپ بلافاصله از محاصره دریایی ایران خبر داد!
پس از تفاهم نامه نیز، وقتی خاطر دشمن از توقف یا کاهش عملیات سنگین ایران جمع شد، محاصره دریایی را احیا کرد و سپس مدعی عملیات موسوم به "طرد اقتصادی" برای ایجاد تورم انتظاری شد.
بنابراین، پدافند درست در مقابل عملیات دشمن، آفند اقتصادی- نظامی متقابل است، ونه پایین کشیدن یکطرفه فتیله تهدید و تنش.
ثانیا همه راه حل التهابات اقتصادی در توافق با دشمن زبان نفهم نیست.
ما اختیار دشمن را نداریم. (جز اینکه با ایراد فشار دردناک، او را سر عقل آوریم و عقب برانیم). اما راه حل هایی که در اختیار ماست، پویایی دیپلماتیک از یکسو، و اتخاذ تدابیر داخلی لازم، منطبق با چالش ها و مضیقه های موجود است.
اگر گرانی ناشی از جنگ را طبیعی بدانیم، آنچه طبیعی نیست، کم تحرکی و بی عملی و بد عملی در برخی حوزه های مدیریتی کلان و خرد است.
اینکه برخی اطرافیان نااهل، به نام آقای پزشکیان توییت بزنند "تفاهم نامه [باطل شده از سوی آمریکا] نقطه ثقل روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران است"، به معنای بستن دست خود و قفل کردن خودکار توانمندی هاست.
این رویکرد با ادبیات مختلف، ابزار دست دشمن برای مهار بازارهای سرکش جهانی و سپس جرئت تهدید علیه ایران می شود. ابراز بی اعتنایی آمریکا را باید با بی اعتنایی متقابل پاسخ داد.
بخشی از عملیات شکستن محاصره و تحریم (در کنار عملیات میدانی لازم) مستلزم این است که هم ظرفیت های تجاری بالقوه با همسایگان به فعلیت برسد.
ضمنا با دیپلماسی پر تحرک، دوست و دشمن توجیه شوند که وضعیت انسداد موجود، نتیجه زورگویی آمریکاست. و کشورها می توانند در صورت بی اعتنایی به تهدید های آمریکا، از معافیت ها و مزایایی بهره مند شوند.
💢ادامه دارد
@IMANI_mohammad
گرانی، طبیعی است
گرانی، طبیعی نیست -۲
نوبت باز آرایی "ستاد اقتصادی جنگ" است.
ثالثا باید بررسی کرد آیا دولت و مجلس (در راس این دو نهاد آقایان پزشکیان و قالیباف)، مسئولیت های دیگری هم که به اندازه مذاکره با بانی زبان نفهم جنگ، اهمیت داشته باشد، دارند یا ندارند؟!
تدبیر اقتصاد کشور به ویژه در شرایط جنگ، مستلزم بازآرایی اقتصاد، نظارت موثر تر، و بازتوزیع هوشمندانه تر منابع است. و گفتن یک جمله که "گرانی طبیعی است"، از هیچ مسئولی رفع مسئولیت نمی کند.
دشمن، اتاق جنگ اقتصادی و پایوران و مزدوران میدانی در حوزه های اقتصادی و سیاسی و عملیات رسانه ای دارد. در چنین جنگی نمی توان با تکرار ملال آور واژگانی مثل مذاکره و تفاهم نامه، پدافند کرد.
دولت و مجلس و دستگاه قضایی باید بیش از پیش مسئولیت شناسی کنند، وسط میدان باشند و نظم دوباره به مصارف و بازتوزیع منابع بدهند.
آنها باید منطقِ تصمیات جدید را با مردم شریف و نجیب که به شایستگی مقاومت کردند و پوزه دشمن را به خاک کشیدند، بازگو کنند و همزمان، بر سودجویان و محتکران و اخلالگران و تروریست های اقتصادی سخت بگیرند.
اینکه فلان یا بهمان مدیر، کمبودها و ناترازی ها را برجسته، و دشمن درمانده و از پا افتاده را سر پا کنند، اما به اتخاذ و اجرای تدابیر لازم نپردازند، نه تنها فضلتی نیست، بلکه خودزنی هم هست.
اینکه مثلا به خاطر 10 -12 میلیون لیتر کسری بنزین، دائما با بیان مواضع ضد و نقیض در ذهن مردم دغدغه ایجاد کنیم، اما درباره الزام صرفه جویی عامه فهم تدبیر نکنیم، سوء تدبیر محض است.
وقتی پای مضایق ارزی در میان است، هیچ دلیلی وجود ندارد که بالغ بر صد میلیارد دلار ارز صادراتی به کشور بازنگشته باشد و با متخلفان دانه درشت مدارا شود.
گفتار برخی مدیران در اظهار ناتوانی (نمی شود، نمی توانیم، نداریم و...) را در حالی که می توانند انواع تدابیر سازنده و راهگشا را به اجرا بگذارند، نباید طبیعی انگاشت.
اینکه در اوج عملیات روانی دشمن، شاهد یلگی فضای مجازی و رسانه ای باشیم، نمی تواند عادی انگاری شود.
طبیعی نیست که در شرایط جنگ اقتصادی و رسانه ای دشمن، عمده وقت و توجه دولت و (رئیس) مجلس، صرف مذاکرات سراب وار شود، طبیعی نیست.
رابعا به نظر می رسد اصرار آقای پزشکیان برای ریاست تیم مذاکره کننده توسط آقای قالیباف، موجب ایجاد نوعی غفلت و کوتاهی موثر در تدبیر امور شده و مجلس را که باید در راس امور و در جایگاه نظارت باشد، به حاشیه رانده است.
هر تلقی که از "توافق تفاهم نامه" داشته باشیم، زیر پای ناقض "توافق برجام" پایمال شده است. منطقا موضوع مذاکره باید به وزارت امور خارجه (یا دبیرخانه شعام) برگردانده شود و آقای قالیباف، به مسئولیت مهم خود در مجلس برگردد.
انباشت مشغله های گوناگون روی سر افراد توانمند، غالبا آنها را سردرگم و کم توان می کند. آقای قالیباف، "نماینده ویژه ایران در امور چین" هم هست (تعامل مغفول با چین، بسیار مهم تر از مذاکره با آمریکاست). و جمع چند مسئولیت -با وجود زحمات و تلاش های فراوان ایشان- موجب خدشه در مسئولیت ها می شود.
اکنون که تحولات مهمی در حوزه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و ابلاغ رویکرد تهاجمی به فرماندهان نظامی رخ داده، به نظر می رسد، نوبت مهندسی جدید در زمینه "ستاد اقتصادی جنگ" است.
مردم باید احساس کنند که سه قوه در مقابل جنگ اقتصادی دشمن، پشتیبان آنها و در وسط میدان همت و تدبیر هستند.
بخشی مهمی از تورم انتظاری و نگرانی، با این عملگرایی صحیح و دمیدن حس امید و اعتماد به مردم از بین می رود.
@IMANI_mohammad
مشاور و دستیار؟ یا وبال گردن؟!
"مشاور" و "دستیار"، تعریف حقوقی خود را دارد.
ذاتا برای مشورت دادن یا کمک کردن به مدیر در امور اجرایی (در محدوه عنوان تعیین شده) است.
اظهار نظر های نامتعارف در فضای عمومی و رسانه ای از جایگاه حقوقی "مشاور/ دستیار" و یا فرزند فلان مسئول، و مسئله ساختن با حیثیت (کوپن) مدیران، نقض غرض و تضییع امانت است.
ظاهرا در این زمینه با نوعی انحراف در کارکرد برخی مشاوران و دستیاران، و منصوبان/ منسوبان مواجه هستیم.
افرادی که بدون عنوان حقوقی، هیچ موضوعیت یا آورده ای ندارند و با هزینه کردن از عنوان حقوقی، صرفا برای مدیران بالادستی "مسئله/ درد سر" درست می کنند.
سعدی در گلستان و در "اخلاق درویشان" می گوید "من در نفْسِ خویش این قدرت و سرعت میشناسم که در خدمتِ مردان، یارِ شاطر باشم نه بارِ خاطر".
انتظار از مدیران با درایت و امانتدار این است که در این باره تجدید نظر کنند، مشاوران و دستیاران را توجیه نمایند، و کسانی را که هزینه شان بر فایده شان می چربد، کنار بگذارند.
در غیر این صورت، بدیهی است که گفتار و رفتار سوال برانگیز چنان منصوبانی، به پای مدیران نوشته می شود و آنان را در موضع اتهام قرار می دهد.
در این باره سیره امام خمینی و امام شهید (رضوان الله تعالی علیهما) سرمشق است که هر گز اجازه دور برداشتن و مشوّه کردن افکار عمومی یا تضعیف اقتدار ملی و دوگانه سازی های مجعول را به افراد ندادند.
@IMANI_mohammad
توانمندسازی اردوگاه شیطان ممنوع!
"آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند" که بر زبان امام خمینی (ره) جاری شد، منطق قرآن است.
اردوگاه شیطان ناتوان است، مشروط بر اینکه اردوگاه ایمان با نقض لوازم ایمان، اردوگاه دشمن را توانمند نکند.
خداوند به دفعات درباره اردوگاه شیطان فرموده است:
۱ _ إِنَّما ذٰلِكُمُ الشَّيطانُ يُخَوِّفُ أَولِياءَهُ فَلا تَخافوهُم وَخافونِ إِن كُنتُم مُؤمِنينَ﴿ 175 - آل عمران)
همانا شیطان منحصرا دوستان و پیروان خود را میترساند. پس از آنها نترسید و تنها از من بترسید اگر ایمان دارید!
۲ _ إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ . إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ (99 و 100 - نحل)
شیطان را بر كسانى كه ايمان آورده اند و بر پروردگارشان توكل مى كنند تسلطى نيست. تسلط او فقط بر كسانى است كه وى را به سرپرستى برمى گيرند و بر كسانى كه به خداوند شرك مى ورزند.
۳ _ وَلا تَهِنوا وَلا تَحزَنوا وَأَنتُمُ الأَعلَونَ إِن كُنتُم مُؤمِنينَ﴿ 139 - آل عمران﴾
و سست و غمگین نشوید در حالی که شما برترید اگر ایمان داشته باشید!
۴ـ فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ وَلَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمَالَكُمْ (سوره محمد)
پس [با توجه به یاری خدا] سست نشوید و [کافران و مشرکان را] به سازش دعوت نکنید، در حالی که شما برتر هستید و خدا با شماست و هرگز از [ثواب و پاداش] اعمالتان نمی کاهد.
۵ _ إِنَّ الَّذينَ تَوَلَّوا مِنكُم يَومَ التَقَى الجَمعانِ إِنَّمَا استَزَلَّهُمُ الشَّيطانُ بِبَعضِ ما كَسَبوا ( 155 - آل عمران )
کسانی که در روز روبه رو شدن دو جمعیت با یکدیگر (در جنگ احد)، فرار کردند، جز به این دلیل نبود که شیطان آنها را بر اثر بعضی از گناهانی که مرتکب شده بودند، به لغزش انداخت.
@IMANI_mohammad