تفاهم نامه و موضوع لبنان
ادعا می شود "اگر اجرای تفاهم نامه ادامه پیدا می کرد، رژیم صهیونیستی به تپه های استراتژیک علی الطاهر در لبنان نمی رسید"؛ بی آنکه بگویند تفاهم نامه از همان آغاز، اجرا نشد.
بند اول تفاهم نامه با موضوع خاتمه جنگ، از ابتدا نقض شد. پایان جنگ در لبنان و عقب نشینی رژیم صهیونیستی، جزو تعهدات طرف آمریکایی و متحد صهیونیستش بود.
آقای عراقچی وزیر امور خارجه، در آستانه اجرای تفاهم نامه در نشست سفرای خارجی تصریح کرده بود:
🔻"در مرحله اول تفاهم، مهمترین موضوعی که اتفاق میافتد اعلام خاتمه جنگ است. این شاید مهمترین موضوعی است که در تفاهمنامه وجود دارد؛ اعلام خاتمه فوری و دائمی جنگ در همه جبههها، از جمله در لبنان.
🔻خاتمه جنگ، مشمول خاتمه اشغال لبنان هم میشود. بدون عقبنشینی نیروهای اسرائیل از زمینهایی که اشغال کرده، خاتمه جنگ کامل نشده. حتماً حمله به لبنان و ادامه اشغال، نقض یادداشت تفاهم به حساب میآید".
@IMANI_mohammad
مصاف یک به ۲۹۵!
آقای علی دارابی، معاون پیشین سازمان صدا و سیما، اردیبهشت ۱۳۹۸ از فعالیت ۲۵۹ شبکه ماهوارهای علیه ایران خبر داده بود. برخی منابع، این رقم را تا ۲۹۵ شبکه هم عنوان کرده اند.
یعنی صدا و سیما یک تنه باید با چند صد شبکه تلویزیونی رقابت کند که اغلب، استدلال هم نمی کنند؛ بلکه روی غرایز و هیجان های مخاطب انگشت می گذارند.
این، یک جنگ کاملا نابرابر است. به اینها علاوه کنید چندین سرویس جاسوسی بزرگ دنیا را که پشت جنگ افزار های تلویزیونی مذکور پناه گرفته اند و آنها را با آخرین شگردهای عملیات روانی اداره می کنند.
همچنین هزاران سایت و رسانه و کانال مجازی که شبانه روز، مامورِ زدن صدا و سیمای ایران هستند.
در این مصاف ۱ به ۲۵۹، بی انصافی است که در پوشش نقد، از پشت به خط مقدم رسانه ای کشور شلیک شود.
اینکه یک مقام مسئول بگوید: "من اصلا صداوسیما را نگاه نمیکنم؛ وقتی میبینم اعصابم خراب میشود. من که زندگیام را میخواهم برای نظام بگذارم این نگاه را پیدا کردهام، ببینید مردم چه نگاهی دارند"؛
یا دیگری به جای پاسخگویی درباره نقش خود در ایجاد خطای شناختی بگوید:
"در توطئه جدید دشمن، جنگ شناختی کلیدیترین نقش را بازی میکند و نقش رسانه ملی بیش از هر زمان دیگر است اما متاسفانه موفقیتهای لازم را نداشتهاست. تبیین ناکارآمدیهایساختاری، رویکردی و عملکردی صداوسیما فرصتی مبسوط میطلبد"؛
و یا رئیس جمهور سابق ادعا کند صدا و سیما در اختیار یک گروهک است؛
نقد نیست، زیرآب زنی ساختاری است. نقد درست به این است که گفته شود صدا و سیما در فلان موضوع و مصداق، این خطا یا ضعف را دارد و راه حلش هم این است. نه اینکه به صدا و سیما حمله شود، چون عملکردها را نقد می کند.
برخی مدیران یا حامیان آنها ممکن است به رسانه ملی، نقد و گلایه به جا داشته باشند. ممکن هم هست که روشنگری به جای صدا و سیما به مذاق شان خوش نیامده باشد.
اما هر چه باشد، نباید ریشه رسانه ملی را زد؛ این همان چیزی است که دشمن می خواهد.
@IMANI_mohammad
صلح طلبی یا شارژ روحیه دشمن؟!
از حسن روحانی تا محمد خاتمی -و هر عمرو و زید دیگر- که در وضعیت فعلی، پالس مذاکره و توافق و توقف جنگ می فرستند، در واقع به طرف آمریکایی می گوید کوتاه نیا، عقب نشینی نکن و به سیاست فشار ادامه بده!
ظاهر ادبیات اینها "صلح شرافتمندانه" و "پایان عزتمندانه جنگ" است؛ اما در واقع، به دشمن ناقضِ "برجام، دو دور مذاکرات نهایی شده (قبل از جنگ دوازده روزه و چهل روزه)، آتش بس و تفاهم نامه" می گویند که از هیچ خدعه و عهدشکنی او ناراحت نمی شوند. بلکه با هر خیانت او، خود را به مذاکره (تسلیم) تشنه تر نشان می دهند!
آنها با گفتار و رفتار خود، این اَدراک را در دشمن می سازند که خدعه و عهدشکنی نه تنها هزینه ندارد، بلکه تقدیس گنندگان آمریکا و طعنه زنندگان به مقاومت ملت ایران، می توانند همین وضعیت را سوژه و بهانه ای برای ایجاد دو صدایی در داخل کشور و تضعیف مقاومت قرار دهند.
جریان مذاکره طلب و مدعی توقف جنگ در میانه عهدشکنی و شرارت دشمن، جریانی بشدت نفوذ زده و کرم خورده است.
جریانی که عصا زیر بغل دشمن شکست خورده در جنگ تحمیلی می گذارد تا مبادا از پا بیفتد، یا روحیه در هم شکسته اش کاملا از دست برود. آنها به یک معنا، کارچاق کن های نتانیاهو و موساد در تحمیق ترامپ هستند.
@IMANI_mohammad
عقل و عمل کوتاه، و زبان دراز!
ملت ما در میانه یک جنگ بزرگ به سر می برد؛ جنگی که می خواست ریشه کشور ما را از جا بکند. اما سلحشوری و مقاومت همین ملت، دشمن را عقب رانده است.
جنگ به کشور تحمیل شد، چون برخی عناصر ضعیف النفس و دارای شخصیت های حقیر، در طول دهه گذشته، فقط نالیدند، تصویر ضعف ساختند و با بی عملی و بدعملی و فرصت سوزی، دشمن را امیدوار کردند.
غرب وحشی را ملایم و مودب بازنمایی کردند، فناوری هسته ای و توانمندی های دفاعی را اسباب زحمت و درد سر جا زدند، و ادعا کردند ما هم باید مثل ژاپن و آلمان (شکست خوردگان در جنگ جهانی که خلع سلاح نظامی شدند)، بودجه دفاعی را حذف کنیم تا خرج توسعه شود!
عجیب این که معدل رشد اقتصادی کشور در دولت هشت ساله همین ها، 6 دهم درصد (نزدیک به صفر) شد!
دولتمرد زبان دراز اما کوته فکری را می شناسیم که بر خلاف ادعا، هم چرخ سانتریفیوژها را از حرکت بازداشت و هم چرخ هشت هزار کارخانه را از کار انداخت.
رکورد تورم حدود 50 درصدی را به ثبت رساند و ادعا کرد واکسن کرونا، سوهان قم نیست. شوک بنزینی را وارد کرد و پوزخند.
وقتی از دولت می رفت، به اذعان حامیانش، فقط 6 درصد مقبولیت عمومی داشت و مورد لعن مردم بود.
اما حالا او و شرکای سیاسی کوته فکرش، شیپور را از سر گشاد می نوازند، لاف صلح و پایان جنگ به هر قیمت (تسلیم) می زنند و مقاومت شرافتمندانه را تخطئه می کنند.
تصور کنید اینجا ایران نبود و مثلا ترکیه بود؛ با بلندگوهای دشمن چگونه برخورد می شد؟ در ترکیه، به صرف کودتا -و نه جنگی خانمان برانداز- عناصر متهم به شراکت با توطئه بیگانه، زیر ضرب رفتند و به شدت سرکوب شدند.
سعدی حکیم، گفته است: "سخاوت با مفسدان، گناه است" و توضیح می دهد: "خبیث را چو تعهد کنی و بنوازی- به دولت تو گنه میکند به انبازی/ ترحّم بر پلنگ تیز دندان- ستمکاری بود بر گوسپندان".
صائب تبریزی می گوید: "نرمی ز حد مبر که چو دندان مار ریخت- هر طفل نی سوار کند تازیانهاش".
و حکیم فردوسی هشدار داده است: "اگر بردباری زِ حد بگذرد- دلاور، گمانی به سستی برد".
در میان عامه مردم هم ضرب المثل است که می گویند "خوبی که از حد بگذرد، نادان خیال بد کند".
باید بر عناصری که روحیه فسرده دشمن را شارژ، و برایش کوچه باز می کنند، سخت گرفت و گزافه گویی را پر هزینه کرد. وگرنه، مردم و کشور خسارت خواهند دید.
باید با قدرت، بر خسارت های برآمده از سفاهت و خیانت، نقطه پایان گذاشت.
@IMANI_mohammad