قدرت وتوی ایران چگونه ساخته شد؟ ـ۱
1) جنگ تحمیلی، وارد نهمین ماه خود شده است. این، همان جنگی است که ترامپ می پنداشت کوتاه مدت و به اندازه یک گشت و گذار دو سه روزه است. اما اکنون کدام طرف، دست برتر را دارد؛ جنگ افروزان جنایتکار، یا مدافعان و انتقام خواهان؟ قدرت نظامی ایران از بین رفته، یا شکوفا شده و جهان را به حیرت انداخته است؟ ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران از پا درآمده اند، یا در آمریکا به عنوان "چهارمین ابرقدرت دنیا" معرفی می شوند؟ اراده برنامه هسته ای صلح آمیز از بین رفته، یا تولید بمب اتمی تبدیل به مطالبه ملی شده است؟ بُرد موشک ها که تا همین اواخر در مرز دو هزار کیلومتر متوقف بود، افزایش قابل توجه یافته است یا نه؟
2) چرا تنگه هرمز که بی دریغ به روی دشمنان ملت های منطقه باز بود، با وجود همه تقلاهای نافرجام آمریکا مسدود مانده و گشوده نشده است؟ چرا کود شیمایی کافی به آمریکا نمی رسد که کمبود و گرانی آن، کشاورزان را علیه ترامپ شورانده است؟ وضعیت گازوئیل و بنزین در آمریکا چگونه است که رانندگان، هر بار با چند لیتر بنزین و گازوئیل زدن، ترامپ را لعنتی و حرام زاده خطاب می کنند؟ قیمت نفت چطور؛ قیمت 70 دلاری چرا به 116 دلار در معاملات آتی و بالای 150 دلار در معاملات نقد صعود کرده است که تمام رجزخوانی های ترامپ را حلاجی می کند و مُهمل بودن شان را به رخ می کشد؟ از پایگاه های نظامی نیمه ویران، بیش از 200 هواگرد سرنگون، و ناوهای فراری پنتاگون چه خبر که یکجا، ابرقدرتی 80 ساله آمریکا را به چالش کشیده و فرصت قدرت نمایی را به اسباب تهدید شدن تبدیل کرده اند؟ کدام ماشین حساب می تواند حجم این خسارات راهبردی را محاسبه کند؟
عجیب تر اینکه در غرب می گویند ایران با وجود همه شگفتانه هایی که رو کرده، هنوز غافلگیری های بزرگتر و رونمایی نشده بسیار در آستین دارد.
3) دولت ترامپ با این توهم که بر گلوگاه انرژی جهان تسلط پیدا می کند و قرن جدید آمریکایی را ولو با دو دهه تاخیر به اجرا می گذارد، وارد گود شد؛ اما بزرگترین شکست آمریکا در 80 سال گذشته را رقم زد.
حالا گاردین و تلگراف و اکونومیست و نیویورک تایمز و آتلانتیک و فارین پالیسی و فارن افرز و جان مرشایمر و رابرت پیپ و رابرت کیگان و و دیگران در آمریکا و اروپا می گویند قدرت نمایی ایران و متحدانش، مقدمه اخراج آمریکا از منطقه است. با بررسی هزینه- فایده این جنگ می توان پرسید که آیا عقلانیتی پشت طراحی جنگ بود؟ یا طراحان آن، در تله ای بزرگ افتادند؟
خداوند متعال در قرآن حکیم می فرماید: "اَم یُریدونَ کَیدا فَالَّذینَ کَفَروا هُمُ المَکیدون. آیا کافران اراده مکر و نیرنگ کرده اند؟ بلکه خود، مورد مکر و نیرنگ هستند".
4) صدام، دیکتاتور عراق، هنگام آغاز جنگ علیه ایران، مصاحبه کرد و گفت "مصاحبه بعدی در تهران.". محاسبات او و تحریک کنندگانش، از شکست قریب الوقوع ایران به خاطر فروپاشی نیروی نظامی و خیانت رئیس جمهور وقت (بنی صدر) خبر میداد. اما جنگ، برای صدام فرسایشی شد.
وقتی امام خمینی (ره) با قطعنامه 598 موافقت کرد، جنگ، هنوز فروکش نکرده و عبرت های آن تازه می نمود. با این وجود، مزدوران صدام در سازمان مجاهدین خلق (منافقین)، مرداد 1367 به صرافت افتادند از مرز کرمانشاه به دل جاده بزنند و دو روزه، تهران را فتح کنند!
5) رجوی سرکرده سازمان، در نشست توجیهی فرماندهان، هدف عملیات "فروغ جاویدان" را «تصرف ۴۸ ساعته تهران» عنوان کرده و گفته بود: «فقط یک ابرقدرت می تواند کشوری را ظرف این مدت تسخیر کند.»
مدارک و نقشه های جامانده در مرصاد، مسیر حرکت خیالی را «چهار زبر- کرمانشاه- همدان- سه راهی بوئین زهرا- کرج و میدان آزادی» نشان می داد! آنها ۱۵ هزار نفر را روانه کرده و به پشتیبانی ارتش صدام پشتگرم بودند؛ اما در تله ای خود ساخته گرفتار شدند که موجب هلاکت حدود ۲۰۰۰ نفر از نیروها و فرماندهان شان شد.
6) منافقین با همه توهم زیرکی، چرا در این تله مرگبار وارد شدند؟! سعید شاهسوندی (از سران به اسارت درآمده منافقین در عملیات مرصاد که با تماس رجوی، از اروپا به عملیات فراخوانده شد) می گوید: «رجوی توهّم آزادی تهران را داشت.»
شاهسوندی همچنین درباره این سؤال که چگونه جرأت ارتکاب این حماقت بزرگ را پیدا کردید، تصریح کرده بود: «به ما گفته بودند همه در تهران با سازمان هستند و کار رژیم تمام است. من گول رجوی را خوردم»!
منافقین یک بار در خرداد سال ۱۳۶۰ توهم زده و به خیال خروج مسلحانه، در مقابل مردم و انقلاب سرشکسته شدند. اما حالا برای بار دوم، گرفتار توهم شده بودند.
ظاهرا نقشه جنگ را صدام و آمریکا، و نقشه عملیات فروغ جایدان را استخبارات صدام و سران سازمان منافقین کشیده بودند، اما در باطن، دست خداوند متعال در کار بود. "إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ".
💢 ادامه دارد
@IMANI_mohammad
قدرت وتوی ایران چگونه ساخته شد؟ ـ۲
7) شاید بگویید که "I.Q" صدام و رجوی پایین بود. اما درباره استراتژیست های آمریکایی چه می توان گفت؟ آمریکایی ها در افغانستان، پا در همان تله ای گذاشتند که برای شوروی پهن کرده بودند!
خبرنگار نشریه «نوول ابزرواتور» خرداد ۱۳۹۶ در گفت و گو با "زبیگنیو برژینسکی" مشاور وقت امنیت ملی آمریکا اظهار کرد: «رابرت گیتس رئیس سابق سیا، در کتاب خاطراتش (در سایه ها) می نویسد CIA کمک به مجاهدین افغانی را ۶ ماه قبل از اینکه شوروی اقدام به دخالت کند، آغاز کرده بود. شما آن زمان مشاور امنیت ملی بودید، بنابراین باید در آن برنامه نقش داشته باشید."
برژینسکی در پاسخ، فاش کرد: "در روایت رسمی گفته می شود سیا، کمک به مجاهدان را بعد از اینکه ارتش شوروی، افغانستان را در ۲۴ دسامبر ۱۹۷۹ اشغال نمود، آغاز کرد. اما شش ماه قبل از اشغال بود که کارتر، اولین کمک مستقیم و مخفیانه را برای مخالفان رژیم هوادار شوروی در کابل فرستاد. من به پرزیدنت کارتر نوشتم کمک ها، ارتش شوروی را به دخالت تحریک می کند. عملیات سرّی، این تاثیر را داشت که شوروی را با پای خود به تله بیندازد. روزی که روس ها از مرز گذشتند، من به کارتر نوشتم ما این فرصت را داریم که به روسها «جنگ ویتنام شان» را نشان دهیم. برای ۱۰ سال، مسکو مجبور بود در جنگی وارد شود که توانایی پیشبرد آن را نداشت و ناامیدی به بار آورد و در نهایت باعث فروپاشی امپراطوری شوروی شد."
شش سال پس از سخنان برژینسکی، سناتور «لیندسی گراهام» (فاسد الاخلاق/ اخیرا مقبور)، از تله گذاری مشابهی سخن گفت که علیه روسیه و این بار به قیمت ویرانی اوکراین انجام شده است. او وقیحانه در دیدار با زلنسکی گفته بود: «روس ها دارند در جنگ اوکراین می میرند. این، بهترین پولی است که ما تا به حال خرج کردهایم"!
8) آمریکا می خواست، تله ای را که در ویتنام گرفتارش شده بود، در افغانستان برای روس ها بازسازی کند و این کار را هم کرد. اما مدتی بعد، با توهم "قرن جدید آمریکایی"، خود در همان تله پا گذاشت، دو دهه گرفتار شد و با سرشکستگی گریخت.
انگشت گذاشتن روی جنگ های احمقانه در افغانستان و عراق و هزینه هفت هزار میلیارد دلاری آن، سکوی پرش دونالد ترامپ به قدرت با شعار "پایان دادن به جنگ ها و خروج از خاورمیانه" بود. اما هم او به ویژه پس از کودتای بی هزینه در ونزوئلا و غارت منابع نفتی این کشور، به توهم افتاد که می تواند ایران را هم در جنگی دو سه روزه به زانو درآورد! ترامپی که با شعار ضد جنگ توانسته بود نظر رای دهندگان آمریکایی را جلب کند، اکنون مورد طرد و شماتت سه چهارم همان ها قرار دارد و بارها از سوی صاحب نظران به عنوان "مرتکب جنگ احمقانه"، مذمت شده است.
پروفسور جفری ساکس استاد دانشگاه کلمبیا اخیرا گفت: "اگر خیلی خیلی احمق باشی، می شوی ترامپ و به ایران، حمله نظامی می کنی".
9) باراک اوباما، رئیس جمهور اسبق پریروز گفت:
"دلیل اصلی جنگ با ایران این بود که می خواستیم آنها را مجبور کنیم برنامه و سلاح های هسته ای را کنار بگذارند. اما نکته اینجاست که ایران، سلاح هسته ای نداشت، زیرا من توافقی را به امضا رساندم که همه اذعان داشتند مانع از دستیابی آنها به سلاح هسته ای میشد. من نیاز نداشتم موشکی شلیک کنم. فقط باید درگیر دیپلماسی شدم... یادتان هست؟ می گفتند: «اوه! این بهترین جنگی است که تا به حال بوده. اوضاع دارد عالی پیش می رود.». خب! 7 ماه بعد، چطور پیش می رود؟ به متحدان و پایگاه های مان حمله شده. صدها آمریکایی کشته و زخمی شده اند؛ ذخایر موشکی هم ته کشیده. ایران، اکنون بر تنگه هرمز، یعنی مسیر عبور نفت به بازارهای جهانی، قدرت وتو دارد. این، دلیل افزایش قیمت نفت و گازوئیل و تقریبا همه چیز است. هیچ کس اختلاف نظری ندارد. وقتی من رئیس جمهور بودم، جمهوری خواهان مدام از کسری بودجه و بدهی حرف می زدند. اما حالا که به ۴۰ تریلیون دلار رسیده، صدایی از آنها در نمی آید.".
همزمان، "گادی ایزنکوت"، رئیس پیشین ستاد کل ارتش اسرائیل و رئیس انتلاف مخالفان به نتانیاهو گفت: "تو در جنگ مقابل ایران شکست خوردی؛ نه تنها به اهداف جنگ نرسیدی، بلکه از شعارِ “پیروزی مطلق” به “تسلیم نمی شویم” رسیدی. نتانیاهو، 6 ماه قبل می گفت ایران دیگر تهدیدی برای اسرائیل نیست. اما امشب می گوید ایران، برنامه هسته ای خود را از سر گرفته و می خواهد ما را نابود کند".
💢 ادامه دارد
@IMANI_mohammad
قدرت وتوی ایران چگونه ساخته شد؟ ـ۳
10) زمام جنگ از دست بانیان شرور آن خارج شده و در اختیار ایران و جبهه مقاومت است. جنگ به سمت جنگ افروزان و حامیان آنها کمانه کرده است. اکنون، مهم است که با روشنگری و دیپلماسی عمومی بتوانیم در اعتراضات اقتصادی سراسر جهان، ترامپ و نتایاهوی جنایتکار را به عنوان متهم همه این گرفتاری ها جا نمایی کنیم. دشمن در مخمصه و منگنه افتاده است. اگر هم بیش فعالی می کند و چنگ و دندان نشان می دهد، برای این است که محاسبات ایران را به هم بزند تا شاید شکستن محاصره و مجازات متجاوزان به تاخیر افتد و ایران به جای ابتکار عمل و تهاجم، انفعال پیشه کند. اما به اذعان تحلیلگران ارشد غربی، منطقه و جهان به قبل از جنگ بر نمی گردند. نظم جهانی برآمده از جنگ جهانی دوم و سپس یکه سالاری آمریکا، ترک برداشته است. این، زلزله راهبردی عمیقی است که شکنندگی ترمیم ناپذیر آمریکا را آشکار کرده است. نباید سست یا مردّد شد. این بشارت مشروط خداوند است که فرمود: "وَ لَا تَهِنُوا و َلَا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ. و سستی نکنید و اندوهگین نشوید، که شما برتر هستید، اگر مومن باشید".
💢 یادداشت روز کیهان
@IMANI_mohammad
نگران منطقه یا پیاده شطرنج بیگانه؟
"خالد بن سلمان" وزیر دفاع عربستان، "عاصم منیر" فرمانده ارتش پاکستان و "ابراهیم کالین" رئیس دستگاه اطلاعاتی ترکیه، امروز در تهران با مقامات کشورمان ملاقات می کنند.
سه دولت، پنجاه روز قبل توافقی را مکه امضا کردند که حمله به یکی از اعضا را حمله به دو عضو دیگر تلقی می کند.
توافق در اوج ضربات مقاومت یمن (برای شکستن محاصره ظالمانه رژیم سعودی) امضا شد، اما ترکیه و پاکستان غیر از حمایت لفظی، کاری برای عربستان نکردند.
برخی تحلیلگران برآنند که توافق مذکور، تحت مدیریت ترامپ است و برخی دیگر می گویند عربستان، ناامید از حمایت ترامپ، دست به دامن دو دولت دیگر شد.
فرستادگان سه کشور چرا به ایران سفر می کنند؟ اگر بنا باشد پیام تهدید بیاورند که این پیام مندرس شده و هفته قبل هم، توسط عاصم منیر منتقل شده و پاسخ قاطع خود را گرفته است.
آیا برای هماهنگی و دلجویی از ایران و کاهش تنش می آیند؟ در این صورت باید بتوانند سراغ ریشه تنش بروند. منطقه در آرامش بود تا اینکه آمریکا و رژیم صهیونیستی مرتکب شرارت شدند.
البته، حمله به ایران و ارتکاب دو جنایت بزرگ در جنگ 12 و 40 روزه، اوج تنش بود، نه آغاز آن. آمریکا و رژیم صهیونیستی سالهاست در افغانستان، عراق، فلسطین، لبنان و سوریه جنایت می کنند و این جنایت به یمن هم کشیده شده است.
سه دولت بزرگ اسلامی، متاسفانه در تمام این سال ها، تماشاچی دومینوی جنایت بوده اند، اگر بعضا همراهی نکرده باشند.
متاسفانه در همه این سالها احساس نکردند باید توافقی را برای حمایت از ملت های مورد تعرض امضا کنند و همین سکوت، صداقت آنها را مبنی اینکه نگران صلح و امنیت منطقه باشند، با علامت سوال مواجه می کند.
چرا وقتی جنایت آمریکا و اسرائیل با ضرب شست قدرتمند ایران و درخشش مقاومت یمن در مقابل تجاوز دولت سعودی، مواجه می شود و ورق جنگ بر می گردد، تازه این دولت ها به صرافت می افتند؟
روشن است که اقتدار جبهه مقاومت و هزینه دار شدن متقابل جنگ تحمیلی ترامپ و نتانیاهو، این دولت ها را به تقلا واداشته است.
بسیار خب! از گذشته و کارنامه که بگذریم، باید دید آیا سه دولت، اراده کافی برای شناسایی و علاج ریشه تنش و جنگ را دارند، یا قرار است صرفا پارسنگ کفه ترامپ و نتانیاهو باشند؟!
آیا فقط مامورند که با نمایش "مذاکره برای کاهش تنش"، به مخمصه لاعلاج ترامپ در زمینه روند فزاینده قیمت نفت و گازوئیل و بنزین و کود و... در آستانه انتخابات پایان بدهند؟ یا می خواهند ریشه های ناامنی از بین برود؟
اگر این دومی است، آیا شجاعت دارند تجاوز نظامی و شهادت رهبر انقلاب، مدیران، داشمندان، سرداران و شهروندان ایرانی را صراحتا محکوم کنند؟
آیا فارع از لفاظی، حاضرند رژیم صهیونیستی را که به خاطر قتل عام 70 هزار شهروند فلسطینی در غزه و ارتکاب جنایت و اشغالگری در لبنان، تحریم کنند و به روابط سیاسی و اقتصادی پنهان و آشکار پایان دهند؟
انسداد تنگه های هرمز و باب المندب و محدودیت تردد در خلیج فارس و دریای عمان و دریای سرخ، درد و فشار را تا عمق جامعه آمریکا کشانده است. محاصره کنندگان ملت های منطقه، حالا طعم دستپخت خود را می چشند.
آیا سه کشور مخصوصا ترکیه و عربستان حاضرند در شکست تحریم و محاصره تحمیلی، همراهی کنند یا چنان که بعضا نشان دادند، پارسنگ تحریم کنندگان می شوند و به امنیت و اقتصاد خود آسیب می زنند؟!
آیا حاضرند در شکستن تحریم و محاصره ملت های مظلوم یمن و فلسطین و دیگران همکاری کنند؟ یا فقط می خواهند مقاومت یمن دست از گلوی متجاوزان سعودی بردارد؟ و یا توقع دارند که ایران، یکطرفه تنگه را شُل کند تا ترامپ از منگنه انتخابات کنگره جان به در برد و شرارت را از سر بگیرد؟!
ناامنی در منطقه، مانند آتش افروزی است. گذشت آن زمانی که صهیونیست ها آتش جنگ را شعله ور می کردند و بعد در بلندی می نشستند، بساط خوشگذرانی را می چیدند و قتل عام مردم مظلوم غزه را تماشا می کردند!
روزگاری که آمریکا به یک کشور منطقه متعرض شود، جنایت و ویرانی به بار بیاورد، به تحقیر مردم بپردازد و منابعش را غارت بکند و ببرد و در حاشیه امنیت باشد، دیگر گذشته است.
در عصر جدید منطقه، آتش افروز به پیامد شرارتش مبتلا می شود و دست و پایش گیر است. عربستان که هیچ، آمریکا به خاطر شرارت بزرگش، هزینه می پردازد و بدون تاوان دادن و تادیب شدن، نخواهد توانست خلاصی پیدا کند.
آتش ناامنی فقط زمانی خاموش می شود که شرّ اشرار و آتش افروزان ازاله شده باشد. ملت های منطقه رشید شده اند و یکی پس از دیگری، بر می خیزند.
دولت های اردوغان و شهباز شریف، باید پاسخگوی ملت های غیور ترکیه و پاکستان باشند که در دعوای ظالم مستکبر با مسلمانان مظلوم، طرفِ کدام را می گیرند؟
نمی توان در مکّه توافق کرد و از درد و رنج امت اسلامی فارغ بود. بازی پیاده در شطرنج صهیونیسم مسیحی راه به جایی نمی برد.
@IMANI_mohammad
💢 تو که نمیتونی غلطی بکنی، غلط می کنی که غلط زیادی می کنی و بعد، توش میمونی!
@IMANI_mohammad
گزارش روز دویست و چهل و یکم جنگ
روایت رئیس سابق موساد از شکست راهبردی اسرائیل
رسوایی بزرگ نتانیاهو: مخالفت ارتش اسرائیل مخالف با جنگ دوباره
سفر نمایندگان سعودی، ترکیه و پاکستان حاکی از جایگاه راهبردی ایران است
روز دویست و چهل و یکم جنگ را می توان روز روسوایی بنیامین نتانیاهو نامید.
رسانه های صهیونیستی نوشتند که فرمانده ارتش اسرائیل (متولی میدانی عملیات) مخالف درگیری نظامی با ایران در مقطع فعلی است و بین آنها مشاجره رخ داده است.
۳ منبع در نهادهای امنیتی، در گفتوگو با رادیو ارتش اسرائیل تأیید کردند که تنش شدیدی میان مقامات سیاسی و فرماندهان ارشد ارتش بر سر موضوع ایران وجود دارد.
یکی از اختلافات اساسی میان نتانیاهو، و وزیر جنگ او از یک سو و رئیس ستاد کل ارتش، و فرماندهان ارشد از سوی دیگر، به تهدیدهای متعدد نتانیاهو و کاتس علیه ایران مربوط میشود.
یک منبع ارشد امنیتی گفت: هر اظهارنظر نادرستی میتواند ما را به وضعیت محاسبه اشتباه بکشاند. ممکن است ایران به این نتیجه برسد که بهتر است حملهای را علیه اسرائیل آغاز کند.
ارتش اسرائیل چندین بار به مقامات سیاسی تأکید کرده که در شرایط فعلی هیچ توجیهی برای آغاز عملیات وجود ندارد.
ترور رهبر ایران، شکستی راهبردی و اشتباهی فوقالعاده بزرگ بود
تامیر پاردو رئیس سابق موساد: ترور (آیتالله) خامنهای، شکست راهبردی جدی و یک اشتباه فوقالعاده بزرگ بود.
کسی که فکر میکند با حذف یک رهبر میتواند یک کشور و توانمندیهای آن را از هم بپاشد، سخت در اشتباه است.ترور (آیتالله ) خامنهای یک اشتباه فوقالعاده بزرگ بود. ما جعبه پاندورای انتقامگیری برای نسلهای آینده را باز کردیم؛ زیرا اکنون برای دشمنی که مرا دشمنی شیطانی میبیند، تلاش برای ترور مقامات اسرائیل مشروع شده است.
هدف، کشتن (آیتالله) خامنهای نبود؛ سرنگونی حکومت بود و در این مورد، نتیجه ما صفر بود. این عملیات نتیجهای معکوس داشت.
اقدامی که ما کردیم، سپاه پاسداران را به موقعیتی بسیار قدرتمندتر از گذشته رساند. توازن قدرت را بر هم زدیم، بدون اینکه بفهمیم چه کسی قدرت بیشتری به دست خواهد آورد. کسی که قدرت را به دست گرفت، بسیار خطرناکتر است.
پروفسور جفری ساکس استاد دانشگاه کلمبیا: با آمریکا نمی شود مذاکره و تفاهم کرد. ذهنیت سلطه جویانه اینگونه است: ما آمریکا هستیم و همهکاره منطقه! چطور میتوان با ایران توافق کرد، وقتی ما باید قدرت مطلق باشیم؟
دنی سیترینوویچ، رئیس سابق میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل: سفر نمایندگان سعودی، ترکیه و پاکستان به تهران، رویداد راهبردی بسیار مهمی است و نشان میدهد کشورهای منطقه نهتنها مشروعیت نظام را به رسمیت میشناسند، بلکه جایگاه ایران بهعنوان بازیگری محوری در تحولات منطقه را نیز پذیرفتهاند.
💢گزارش روزنامه کیهان
@IMANI_mohammad
.
اثر جنگ: تضعیف موقعیت نتانیاهو
نقد ترین نتیجه انتخابات اسرائیل این است که موقعیت نتانیاهو و ائتلاف حامی او، در مقایسه با قبل از جنگ، تضعیف و دچار افول قابل توجه شده است.
جنگ علیه ایران نتوانست موقعیت او را نزد صهیونیست ها و در پارلمان بهبود ببخشد، بلکه تضعیف هم کرد.
این در حالی است که نتانیاهو از این جنگ به عنوان یک دستاورد بزرگ سیاسی و امنیتی برای اسرائیل یاد می کند.
در عین حال نتانیاهو با جنگ افروزی و ایجاد بحران های امنیتی پیاپی، توانسته از پیگرد قضایی در داخل رژیم (پرونده فساد) فرار کند و تا وقتی که ولو موقتا نخست وزیر باشد، از این حاشیه امنیت برخوردار است.
او در محاکم بین المللی هم به خاطر نسل کشی، تحت پیگرد است.
گفتنی است در حالی که هنوز ۶۰۰ هزار رای خاص در سرزمینهای اشغالی شمرده نشده، نتیجه انتخابات پارلمان (کنست) به این شرح است: بلوک نتانیاهو ۵۳ کرسی، بلوک آیزنکوت ۴۸ کرسی، و احزاب عربی ۱۹ کرسی.
احتمال می رود با شمارش بقیه آرا، کرسی های ائتلاف آیزنکوت به ۵۰، اعراب به ۱۸ و ائتلاف نتانیاهو ۵۲ برسد و حال آن که در انتخابات قبلی توانسته با کسب اکثریت ۶۱ کرسی، دولت تشکیل دهد.
@IMANI_mohammad
معنای هشدار سربسته "هرتزوگ"
نتایج انتخابات رژیم صهیونیستی، از نوعی بن بست حکایت می کند. ظاهرا هیچ یک از دو ائتلاف اصلی نتوانسته حائز اکثریت ۶۱ در کنست (پارلمان) شود.
هرتزوگ رئیس رژیم باید به سران یکی از دو ائتلاف پیشنهاد تشکیل دولت جدید را بدهد ،اما آنها به خودی خود ناتوان از این کار هستند.
در این موارد باید از ائتلاف های دیگر کمک گرفت. اما در اینجا پای ائتلاف اعراب در میان است که خط قرمز و عار صهیونیست ها محسوب می شود.
وضعیت محتمل، ادامه کار دولت مستقر برای چند ماه و برگزاری انتخابات جدید است.
تا قبل از روی کار آمدن نتانیاهو، اسرائیل ظرف چند سال شاهد فروپاشی دائمی ائتلاف ها، چندین انتخابات زودرس و دولت های بی ثباتی بود که چند ماه تا یک سال و خورده ای دوام داشتند.
حالا اسحاق هرتزوگ، رئیس رژیم می گوید: "باید تمام تلاش خود را به کار بگیریم تا بهویژه پس از اتفاقات دیروز، از برگزاری انتخابات مجدد جلوگیری کنیم. بنابراین، انتظار دارم هر کس که به اینجا میآید، با ذهنی باز و پذیرا بیاید".
او سربسته سخن گفته است. اما روشن است که نگرانی ها درباره دوپاره و دوقطبی شدن جامعه عاریتی صهیونیستی، بسیار بالاست.
این نگرانی در اثر رقابت های کلادیاتوری اخیر، بی اعتمادی شدید به دروغ ها و فریبکاری ها و پشت هم اندازی های نتانیاهو، و احساس نا امنی و شکست در جنگ منطقه ای (با وجود همه وعده های نتانیاهو)، شرایط دشوار اقتصادی و تشدید مهاجرت معکوس از سرزمین های اشغالی، شدت یافته است.
به علاوه، بی دوام شدن دولت های صهیونیستی ظرف شش هفت سال اخیر، بر ناکارآمدی و احساس بی ثباتی و ناامنی بیشتر دامن زده و اسرائیل را از آن یوتوپیای صهیونیستی- یهودی، به جهنمی غیر قابل زیست تبدیل کرده است.
در این شرایط، رئیس رژیم می گوید مصلحت نیست که بن بست سیاسی کف جامعه صهیونیستی و عرصه سیاسی آن، در دولت هم تداوم پیدا کند، یا به انتخاباتی دوباره و پرهزینه تر منتهی شود.
در عین حال خروج از بن بست فعلی هم آسان نیست، یا باید یکی از دو ائتلاف کوتاه بیاید و به دیگری که به چشم خائن و فریبکار نگاه می کند، اعتماد کند و یا به ائتلاف به اعراب مورد تحقیر و توهین نزد صهیونیست ها تن بدهد.
افزایش هشت- نُه درصدی مشارکت هم به خودی خود نه تنها نکته مثبتی به شمار می رود، بلکه علائم دیگری از التهاب در رژیم است؛
یکی به خاطر نقش آفرینی بیشتر اعراب سرزمین های اشغالی که می تواند تعادل موجود صهیونیستی را مختل کند یا علیه هم بشوراند؛
و دوم، به علت افزایش مشارکت خود صهیونیست ها در اثر دو قطبی شدگی و دو پارگی بیشتر جامعه صهیونیستی.
الیزابت تسورکوف، پژوهشگر اسرائیلی درباره نتانیاهو می گوید: "نتایج فعلی، پایینترین تعداد کرسی های ائتلاف او از سال ۱۹۹۶، و برابر با تعداد کرسیهای ائتلاف وی در انتخابات سال ۱۹۹۹ است که در آن شکست خورد".
دنیس راس دیپلمات ارشد و سابق آمریکا هم گفت: دولت نتانیاهو ۶۸ کرسی داشت، اما طبق نظرسنجی پای صندوقها، ائتلاف او ۵۰ کرسی به دست آورده و ۷۰ کرسی در اختیار مخالفان قرار دارد. این نشاندهنده رد گسترده دولت کنونی از سوی افکار عمومی است".
@IMANI_mohammad