عشق، آتشبس نخواهد داشت حتی وقتِ جنگ
لابهلای جنگ هم من دوستت دارم هنوز!
کسانی که در حال رقصیدن دیده میشدند، توسط کسانی که نمیتوانستند موسیقی را بشنوند،دیوانه شناخته میشدند .
دو صد تاکستان غَمَمْ بود که شب پیک می زد به صبح ، وَ آن همه شادمانی بی رحمانه کم آورد از هجومِ ناگاهِ غمی جانکاه ..
صبحِ بی طاقت فشرده می شود برای شب شدن و شب طاقِ قلبم تاق می شود برایِ غم شدن ، من کم شدم به اشکِ قطره هایِ خونِ در گلو و سرفه ها .