eitaa logo
آموزش هنرهای تجسمی انقلاب اسلامی
940 دنبال‌کننده
368 عکس
87 ویدیو
18 فایل
پایگاه آموزش هنرمندان تجسمی انقلاب اسلامی «☫» - هر روز، حداقل یک قدم رو به جلو! متعلق به #همه هنرمندان هنرهای تجسمی انقلاب 🇮🇷 #وقف_انقلاب_اسلامی مشارکت در تأمین محتوا از طریق @PISHRAN2
مشاهده در ایتا
دانلود
پی نما و کمیک استریپ! - استاد سعید رزاقی یکی از اساتید و کم‌نظیر و صفحه‌ای که حتماً باید دنبال کرد.. @peynama @peynama
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ترامپ دزد در زباله دان تاریخ! اثر استاد سید مسعود شجاعی طباطبایی II @IR_ART II هر روز یک قدم رو به جلو II پایگاه آموزش هنرهای تجسمی انقلاب
هدایت شده از نقطه۲ | Noghteh2
ما سه سطح آموزشی داریم: آموزش ابتدایی آموزش متوسطه و آموزش عالی به آن کسی که در دو سطح اول مسئول آموزش و تربیت است و باصطلاح آموزگار است ، و محصل را یا نام می‌گذاریم. در سطح آموزش عالی به آموزش‌دهنده یا آموزنده، و به آموزش پذیر یا آموزش‌گیرنده، یا اطلاق می‌کنیم. قاعدتاً یکی از دلایل این سطح بندی این است که طبیعتاً هر سطح به نسبت اقتضائات سنّی، عقلی، ارادی و سایر توانایی ها یا محدودیت‌ها، شرایط خاص خودش را دارد. اما در رابطه «معلم و دانش‌آموز» و «استاد و دانشجو» یک موضوع از اذهان دور می ماند. معلم دوره ابتدایی، دست دانش آموزش را می‌گیرد، یک قدم به جلو می رود و می‌ایستد تا او هم یک قدمش را بردارد و به او برسد. در آموزش متوسطه دست دانش آموز را رها می‌کنیم؛ معلم به جای یک قدم چند قدم جلو می‌رود و می‌ایستد و صبر می‌کند که دانش آموز برسد و سپس قدم های بعدی... اما در دوره آموزش عالی فرض بر این است که دانش‌جو یا طلبه آنچنان طالب علم یا هنر است و به دلیل حجم بالای مطالب همچنین اقتضائات عقلی و ارادی او، استاد دیگر چند قدم نمی‌رود و بایستد؛ حتی چه بسا به پشت سرش هم همیشه نگاه نمیکند، بلکه «می‌گوید و می‌رود»؛ این دانشجوست که خود را باید به استاد برساند.@noghteh_golchin | ۲نقـــطه
🚫 کلاه بزرگ ایده‌پردازی و خلاقیت ✍️ما اهالی گرافیک در طول زندگی حرفه‌ای خودمان یک زمان‌های متناوبی داریم که در رشتۀ کاری خودمان افسرده می‌شویم! این افسردگی شایع است بین خیلی‌هایمان. از خودمان، از گرافیک، از فتوشاپ و از کارهایمان حال‌مان به هم می‌خورد! به زمین و زمان فحش می‌دهیم، یه مدت کار نمی‌کنیم، یه مدت کم‌کار می‌شویم تا با گذشت زمان حال‌مان کمی بهتر شود. این افسردگی شایع که خیلی‌هایمان تجربه‌اش کرده‌ایم به نظر من نشانۀ پیشرفت است. نشانۀ این است که پی برده‌ایم اغلب کارها و تلاش‌هایمان در واقعیت جامعه تأثیری نداشته است. با برگشتن و نگاه‌کردن به رزومۀ کاری خودمان می‌فهمیم که اغلب پوسترهای‌مان نه تنها هیچ کُنش اجتماعی را شکل نداده‌اند در کُنش‌های اجتماعی هم بیشتر زینت‌المجالس بوده‌ایم! حضور و عدم حضورمان، فقط صفحات گزارش‌ها را چاق و لاغر کرده است. این‌که به این‌جا برسیم و واقعیت نقش خودمان را فهم کنیم اتفاق خوبی است و می‌تواند آینده را درخشان‌تر کند. اما مشکل این‌جاست که به دنبال علل این افسردگی و درمانش نمی‌رویم. فقط به خودمان «زمان» می‌دهیم تا حال‌مان بهتر شود. برای همین از این افسردگی به آیندۀ بهتر پرتاب نمی‌شویم! ✍️ شاید بیشترین سرفصلی که تدریس کرده‌ام «ایده‌پردازی» و «خلاقیت» باشد. با تدریس و با به اشتراک‌گذاشتن آنچه در ذهن داریم به باگ‌ها و نقاط پرچالش بحث بیشتر آشنا می‌شویم. آن‌چیزی که برای من بعد از این همه تدریس سئوال شده بود این است که چرا با وجود تسلط ما بر تکنیک‌ها و تاکتیک‌های ایده پردازی و خلاقیت هنوز در طراحی و گرافیک دیزاین لنگ می‌زنیم؟! اگر قرار بود خلاقیت و ایده‌پردازی بن‌بست ما را در طراحی گرافیک دیزاین حل کند، چرا هنوز همه درجا می‌زنند؟ مشکل کجاست، از نوع تکنیک‌ها و مواجهۀ ما با آن‌ها نشأت می‌گیرد و یا از اساس ما داریم راه را اشتباه می‌رویم؟! ✍️ این یادداشت قرار نیست نتیجه‌گیری کند فقط قرار است یک سئوال بزرگ و مهم را در ذهن دوستان علاقمند ایجاد کند. آیا در گرافیک‌دیزاین ما باید خلاق باشیم؟ گرچه به ظاهر بدیهی است اما چرا این گزارۀ بدیهی را به چالش نکشیم؟‌ آیا تکنیک‌های ایده‌پردازی مسیر درستی است که ما طی می‌کنیم؟ ✍️ تکنیک‌های رایج ایده‌پردازی و خلاقیتی که ما بیشتر با آن‌ها آشنا هستیم اعم از اسکمپر، تلفیق نشانه‌ها و... تکنیک‌هایی هستند که بیشتر برای هجو و اعوجاج و تا قسمتی تمسخر و تخریب موضوع بسیار عالی عمل می‌کنند و برای همین هم کاریکاتوریست‌ها عاشق این تکنیک‌ها هستند، راحت به ایده می‌رسند و کارشان راه می‌افتد چرا که از اساس هجو و اعوجاج و تخریب موضوع را دنبال می‌کنند. اما در گرافیک‌دیزاین و پوستر ما همیشه دنبال هجو موضوع هستیم؟! مثال می‌زنم برای موضوع حملۀ آمریکا به مدرسۀ میناب اگر بخواهیم پوستر بزنیم کدام یک از این تکنیک‌ها به کارمان می‌آید؟ یکی از دلایلی که برای این موضوع به این مهمی ما کار خوب خیلی کم داریم شاید از این‌جا باید دنبال علتش بگردیم. اگر موضوع را ببریم سمت هجو سیاست‌های حقوق بشری و اعوجاج تصویر آمریکا در جهان شاید این تکنیک‌ها جوابگو باشند، اما سایر وجوه این قضیه چه می‌شود؟ همیشه که ما قرار نیست هجو کنیم؟ مظلومیت این کودکان چه می‌شود؟ داغ دل بازماندگان؟ فریاد انتقام؟ و ده‌ها وجه دیگر. بیان این وجوه با هیچ کدام از این تکنیک‌ها جواب نخواهد داد. البته استثناء ممکن است باشد. تلاش‌های دیگران را هم که می‌بینیم تلاش‌های لوس و کلیشه‌شده‌ای هست که فقط به درد همان زینت‌المجالس گزارش‌های دولتی می‌خورد. نه کنشی ایجاد می‌کند و نه مخاطب را به واکنشی دعوت می‌کند. بود و نبودشان یکی است. ✍️ قرار نیست بگوییم تکنیک‌های ایده‌پردازی به هیچ دردی نمی‌خورند گاهی برای بیان فرم‌مان باید خلاقیت داشته باشیم. حرف اصلی من این است که راه ما گرافیک‌دیزاینرها از ایده‌پردازی و خلاقیت «شروع» نمی‌شود و یکی از علت‌هایی که ما در تولید، اغلب موارد شکست می‌خوریم این است که می‌خواهیم از این‌جا مسیرمان را شروع کنیم. مسیر گرافیک‌دیزاین از «شناخت مخاطب»، تحلیل و دسته‌بندی نیازهای او و نوشتن یک «قصه» آغاز می‌شود و ممکن است در ادامه برای بیان فرم به تکنیک‌های ایده‌پردازی هم احتیاج پیدا کنیم. ما دیزاینریم نه کارتونیست. مسیر اختصاصی خودمان را باید پیدا کنیم نه اینکه از روی دست دیگران تقلب کنیم. ✍️ به این سئوال فکر کنید، چندباری مسیر شروع‌تان را عوض کنید، نوشتن قصه را یاد بگیرید و فهم کنید گرافیک‌دیزاین همه‌اش فرم نیست تا تفاوت را درک کنید و به آیندۀ بهتر و درخشانی پرتاب شوید. مجتبی مجلسی II @IR_ART II هر روز یک قدم رو به جلو II پایگاه آموزش هنرهای تجسمی انقلاب