هدایت شده از 𝘓𝘦𝘯𝘰𝘳𝘦.
من دچار خفقانم، خفقان.
مشت ميکوبم بر در
پنجه میسايم بر پنجرهها
من دچار خفقانم، خفقان.
من به تنگ آمدهام، از همه چيز
بگذاريد هواری بزنم، آی.
با شما هستم.
اين درها را باز کنيد.
من به دنبال فضایی میگردم،
لب بامي، سر کوهي، دل صحرایی
که در آنجا نفسی تازه کنم.
آه! ميخواهم، فرياد بلندی بکشم
که صدايم به شما هم برسد.
من هوارم را سر خواهم داد،
چاره درد مرا بايد اين داد کند.
از شما خفتهی چند، چه کسی
میآيد با من فرياد کند؟
برای: https://eitaa.com/Ihateit💕