i'm مرضیه
این معده ای که تا تقی به توقی میخوره درد میگیره رو باید بکنی بندازی جلوی سگ
آخرش یا معدمو درمیارم میندازم جلو سگ، یا مغزمو؛ یا خودمو
i'm مرضیه
In the back of my carrrr
ـ d4vd دو شب بعد از اینکه میبینه من و غزل درباره اینکه چقد اهنگاشو دوست داریم صحبت میکنیم: