نرگوس؛
ایکاش و ایکاش و ایکاش:)))))))
نه، دعام کنید شمارو به اباالفضل قسم💔
چند روز پیش تو اتوبوس بودم داشتم از حرم امام رضا(ع) برمیگشتم
یه دختربچه گیر داده بود به مامانش و هی میپرسید داریم میریم کربلا؟ مامان اینجا کربلاست؟
راستش خیلی تعجب کردم نمیدونم اون دختربچه چیو یا کیو داشت میدید یا چی به مشامش خورده بود که انقدر کربلا کربلا میکرد وسط مشهد:)
نرگوس؛
از خدا خواستم رزق شب هایی که تجمع میرم رو اربعین بهم بدن
کاش رومو زمین نزنن:))
نرگوس؛
اکانتهایی که وقف حسین شدن؛
آدمای پشت این اکانت ها شاید نتونن توی خونهشون روضه بگیرن
نتونن هیئت یا موکب داشته باشن
شاید نتونن اربعین کربلا برن...
اما از کارهایی که از دستشون بر میاد هم دریغ نکردن! هرچند کوچیک به نظر بیاد
مهم نیست نمیتونیم کتیبه بخریم سردر خونمون بزنیم
حداقل میتونیم پروفایلمون رو حسینی کنیم
مهم نیست نمیتونیم بریم بالای سکوی هیئت نطق کنیم
بیوگرافیمون میتونه عقیدهمون رو نشون بده
مهم نیست نمیتونیم بریم روضه
میتونیم با یه هندزفری و نماهنگ دلامون رو کربلایی کنیم
از هیچیِ این ماه نباید دریغ کرد، حسین سفینه النجاته!
اشک حسین، اشک روضه دستتون رو میگیره از دستش ندید با بهونه های ریز و درشت...
نرگوس؛
امان از کنکور:)
ولی هیچی نمیتونه جلوی یک حسینی رو بگیره
من به امام حسین گفتم اگر کمک کنین با درس به یه جایی برسم و حقوق بگیر بشم
با مالِ حلالی که در میارم برات موکب و هیئت میزنم
بخدا یکی از فانتزیهام اینه برم کلی کتیبه بخرم بزنم به خونم از بلندگو ها نماهنگ پخش کنم مردم بیان براشون چایی توی استکان های کمرباریکی که اسم ائمه روشونه بیارم
هرمناسبت خونهم رنگ و بوی یکی از ائمه رو بگیره
نمیدونم رشتهت چیه
درس بخون که اگر پزشک شدی بری مناطق محروم به حب حسین جهادی کار کنی
اگر معلم شدی فرهنگ حسینی رو رواج بدی
اگر مهندس شدی توی دستگاه امام خدمت کنی
راستش من هیچ امیدی به دنیا و مالِش ندارم
تنها چیزی که کمکم میکنه درس بخونم همینه که ذهنم رو، جسمم رو، مالم رو، پولم رو، وقتم رو و حتی درس خوندم رو توی دستگاه حسینی خرج کنم!
نرگوس؛
امان از کنکور:) ولی هیچی نمیتونه جلوی یک حسینی رو بگیره من به امام حسین گفتم اگر کمک کنین با درس به
با درس خوندنت داری برای امام حسین نوکری میکنی
و امام هم مطمئن باش زیر دِین کسی نمیمونن و رزقت رو میدن:)
نرگوس؛
و برای اربعین...
منم تاحالا اربعین نرفتم دارم سعی میکنم صد خودمو بزارم تا لیاقت پیدا کنم:)
تجربه مشابهی که داشتم موقع سفر راهیان نور بود یه اتفاقی افتاد که من نمیتونستم برم چند تا کار انجام دادم که خدا واقعا بهم لطف کردن و گره از کارم باز شد
اولیش نذر کردن بود
میگن بهترین نذر ترک گناهه
منم به خدا گفتم که اگر این سفر رو برام جور کنی قول میدم وقتی برگشتم دیگه چادر از سرم نیوفته
درسته بعدش یه خورده بدقولی پیش اومد ولی تا الان پیمان شکنی نکردم و مقید به چادرم موندم😭
دومیش توسل بود
من به شهید ابراهیم هادی توسل کردم و رومو زمین نزدن:)
سومیش واقعا من زده بودم به سیم آخر
یعنی گفته بودم خدایا من میمیرم اگر دوستام برن و من جا بمونم
دیگه مرگ رو به چشمای خودم میدیدم
گاهی فکر میکنم بنده اگر از تهِ تهِ تهِ اعماقِ وجودش یه چیزی رو بخواد و واقعا به صلاحش باشه خدا اونو بهش میده
گاهی ما فکر میکنیم یه چیزی رو میخوایم اما هیچتلاشی برای بدست آوردنش نمیکنیم
اگر اربعین میخوایم چقدر حسینی زندگی کردیم؟
نرگوس؛
و برای اربعین... منم تاحالا اربعین نرفتم دارم سعی میکنم صد خودمو بزارم تا لیاقت پیدا کنم:) تجربه م
تلاشی که خودم برای اربعین کردم
همین بودش که هر اتفاقی هم که میافتاد هرچقدرم که درس روی سرم تلنار شده بود یا هرچقدر خسته بودم
تجمع رفتنمرو قطع نمیکردم
یا دیگه آهنگ های غیر مفید گوش دادن رو گذاشتم کنار
موقع روضه و اشکی که جاری میشه از چشمامون به نظرم وقت طلایی برای دعا کردنه
هرموقع روضه پخش میشه با آگاهی از اینکه چقدر دوست داریم اربعین حرم باشی اشک بریزیم
یا سعی کنیم یه جاهایی پا رو نفسمون بذاریم بخاطر امام حسین
مثلا من سختترین جایی که نفسم رو باید کنترل کنم اونجاییه که مامان بابام یکاری کردن که من عصبانی یا ناراحت شدم ولی باید پا روی نفسم بزارم و باهاشون به خوبی برخورد کنم
اینا فقط یه مثال بود
اما تموم این قدما مارو به امام و بیشتر کردن لیاقتمون برای اربعین و زیارت حرم بیشتر میکنه
علاقه به حرف نیست به عمله
توی عملمون باید به امام حسین ثابت کنیم که واقعا از اعماقِ وجود دوستشون داریم!