از دست زندگی خسته شدهام.!
هرقدر به مسخرگی میگذرانم میبینم نمیشود که نمی شود
فصل ِبافت و بوت،خیابونای زرد و نارنجی و هات چاکلت خوردن زیر بارون و گونه های گلگون ؛
اونقدر که تو بحث از عزیزم و گلم
برای فحش استفاده کردن حقیقتا
دیگه خجالت میکشم برای محبت
استفاده کنم.