خسرو شکیبایی6961307720_1 (1).mp3
زمان:
حجم:
5.4M
این دکلمه از خسرو شکیبایی حس عجیبی بهم میده، برای تویی که دلتنگ کسی شدی که دیگه نیست.
سالها و سالها بود
که در ایستگاه راه آهن
در خواب و خلوت ورودی همه شهرها
کوچه ها ، جاده ها ، میدان ها
چشم به راه تو از هر مسافری که می آمد
سراغ کسی را می گرفتم که بوی لیموی شمال و شب حلال دریا را می داد.
از خواب خستهام؛
به چیزی بیشتر از خواب نیاز دارم، چیزی شبیه بیهوشی برای زمان طولانی.
کاش میشد سه سال یا شش سال خوابید و بعد بیدار شد؛
نشد هم نشد...
-عباس معروفی(سال بلوا)
در این جهان زندگی کردن کار خسته کنندهای است؛
هر وقت دور و برت را نگاه میکنی همیشه کسی هست که بخواهد حالت را بگیرد ، آن هم بدون هیچ دلیلی...
ـچارلزبوکوفسکی (ساندویچِ ژامبون)