eitaa logo
🇮🇷 ایــــــــــران قــــــــــوی 🇮🇷
543 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
3.1هزار ویدیو
66 فایل
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 دعوا سر بنزین و حجاب و صف نان نیست دعوا سر «ایـــــــــــــــران قــــــــــــــوی» بوده همیشه 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 ارتباط با مدیریت کانال @Rasool_bayrami
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 دولت صادق‌الوعد؛ وعده‌هایی که یکی یکی عملی می‌شوند 🔹سید ابراهیم رئیسی امروز برای عملیاتی کردن وعده‌هایی که در ابتدای دولت داده‌ بود به کرمان رفت و چندین طرح آب‌رسانی و برق‌رسانی ملی را افتتاح کرد. 🔹افتتاح واحد گازی نیروگاه سیکل‌ترکیبی خودمصرف بوتیا آخرین برنامه امروز رئیس‌جمهور در پهناورترین استان کشور بود. ✅اخبار سید ابراهیم رئیسی👇 ‎🆔@Iranghavi110
♦️روایت تکان دهنده رهبر انقلاب از آخرین لحظه حیات یک افسر ارتشی👇 🌷رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به فداکاری شهید علی احمدلو چنین فرمودند: «یک فرمانده جوان ارتشی اینجاهست [به نام]شهید امیر احمدلو؛ یک ارتشی قمی است که آخرین لحظه حیاتش آب می‌آورند یا یک نفری به فکر می‌افتد که آب به او بدهد که تشنه از دنیا نرود، این جوان نظامی آب را نمی‌خورد، اشاره می‌کند به آن سربازی که بغل دستش بوده؛ یعنی همان حادثه صدر اسلام که مدام ما‌ها روی منبر‌ها گفتیم و مردم شنیدند و تصور درستی از آن پیدا نکردیم، در واقع اتفاق افتاد؛ یک افسر ارتشی این واقعیت را به ما نشان داد.» شهید امیر «علی احمدلو» به‌عنوان اولین شهید قمی ارتش جمهوری اسلامی ایران در دوران دفاع مقدس شناخته می‌شود که متأسفانه تاکنون در رسانه‌های مختلف کمتر به ایشان پرداخته شده است. این غفلت و کوتاهی، سبب شده تا نام شهید احمدلو کمتر به گوش مردم بخورد و بسیاری از بزرگی شخصیت و جوانمردی این شهید بی‌خبر باشند.  🆔@Iranghavi110
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
مذهبی ها بگوش.... ❁❅❁❅❁❅❁❅ ✍به کانال ایران قوی بپیوندید...👇 🆔https://eitaa.com/Iranghavi110
☑️ هر كسى وظيفه‌اش اين است كه بايد بشود. انسان قرآنى كسى است كه: لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ، حرف میزند پاك، غذا مى‌خورد پاك، مى‌بيند پاك، خيالش طاهر، ذكرش، عقلش، قَلَمش، امضايش، شهادتش، كسب ‌و ‌كارش، همه قرآنى است. چون انسان آنچه را مى‌شنود، آنچه را مى‌بيند، همه را مسّ مى‌كند و انسان قرآنى كسى است كه "لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُون"َ. 📚 برگرفته از کتاب گفت‌و‌گو با علامه حسن‌زاده آملی ص ۶۵ ✅به ایران قوی امروز بپیوندید👇 🆔https://eitaa.com/Iranghavi110
💠در قیامت كسی نمی‌تواند بخوابد💠 🍃حضرت آیة الله جوادی آملی در توضیح آیه شریفه فَإِذَا هُم بِالسَّاهِرَةِ (نازعات 14) نکته زیبایی فرمودند: 📖به تعبير قرآن كريم، يكی از القاب صحنه قيامت ‌«ساهرة‌» است. "‌ارض ساهرة‌" به آن بيابانها و زمین‌هایی می‌گويند كه در اثر شدت ترس، كسی خوابش نمي‌برد، ✔️چون ‌«‌سَهَر» يعنی بيداری. آنهايي كه پنجاه هزار سال معطل‌اند خوابشان نميبرد؛ ⁉️مگر غم ميگذارد انسان بخوابد؟!.. ⁉️مگر انسان متوحش خوابش می‌برد؟! ‼️پنجاه هزار سال ناچار است بيداری بكشد! اما برای مؤمن واقعی اين پنجاه هزار سال به اندازه يك نماز واجب است. ⚜حضرت فرمود: «و الذي نفس محمّد بيده» اين روز طولانی برای مؤمن كوتاه‌تر از نماز واجب است. يك نماز چهار ركعتی مگر چقدر وقت مي‌خواهد؟! ❇️آن‌كه حسابش پاك است خدا با او به عنوان سَرِيعُ الحِساب رفتار ميكند. 📿برگرفته از بیانات حضرت آیت الله جوادی آملی در خطبه‌های نمازجمعه عضو شوید👇 🆔 @Iranghavi110
شهیدی که بعلت لو ندادن عملیات زنده سرش را بریدند عباسعلی فتاحی بچه دولت آباد اصفهان بود حدود ۱۷ سال سن داشت. سال شصت به شش زبان زنده‌ی دنیا تسلط داشت تک فرزند خانواده هم بود زمان جنگ اومد و گفت: مامان میخوام برم جبهه. مادر گفت: عباسم! تو عصای دستمی، کجا میخوای بری؟ عباسعلی گفت: امام گفته. مادرش گفت: اگه امام گفته برو عزیزم…عباس اومد جبهه. خیلی ها می شناختنش. گفتند بذاریدش پرسنلی یا جای بی خطر تا اتفاقی براش نیفته. اما خودش گفت: اسم منو بنویس میخوام برم گردان تخریب. فکر کردند نمی دونه تخریب کجاست. گفتند: آقای عباسعلی فتاحی! تخریب حساس ترین جای جبهه است و کوچکترین اشتباه، بزرگترین اشتباهه… بالاخره عباسعلی با اصرار رفت تخریب و مدتها توی اونجا موند. یه روز شهید حسین خرازی گفت: چند نفر میخوام که برن پل چهل دهنه روی رودخونه دوویرج رو منفجر کنن. پل کیلومترها پشت سر عراقیها بود… پنج نفر داوطلب شدند که اولینشون عباسعلی بود. قبل از رفتن.. حاج حسین خرازی خواستشون و گفت: ” به هیچوجه با عراقی ها درگیر نمی شید. فقط پل رو منفجر کنید و برگردید. اگر هم عراقی ها فهمیدند و درگیر شدید حق اسیر شدن ندارین که عملیات لو بره… تخریبچی ها رفتند… یه مدت بعد خبر رسید تخریبچی ها برگشتند و پل هم منفجر نشده، یکی شونم برنگشته… اونایی که برگشته بودند گفتند: نزدیک پل بودیم که عراقی ها فهمیدن و درگیر شدیم. تیر خورد به پای عباسعلی و اسیر شد… زمزمه لغو عملیات مطرح شد. گفتند: ممکنه عباسعلی توی شکنجه ها لو بده! پسر عموی عباسعلی اومد و گفت: حسین! عباسعلی سنش کمه اما خیلی مرده، سرش بره زبونش باز نمیشه برید عملیات کنید… عملیات فتح المبین انجام شد و پیروز شدیم. رسیدیم رودخانه دوویرج و زیر پل یه جنازه دیدیم که نه پلاک داشت و نه کارت شناسایی. سر هم نداشت. پسر عموی عباسعلی اومد و گفت: این عباسعلیه! گفتم سرش بره زبونش باز نمیشه… اسرای عراقی میگفتند: روی پل هر چه عباسعلی رو شکنجه کردند چیزی نگفته… اونا هم زنده زنده سرش رو بریدند…😭😭 جنازه اش رو آوردند اصفهان تحویل مادرش بدهند. گفتند به مادرش نگید سر نداره. وقت تشییع مادر گفت: صبر کنین این بچه یکی یه دونه من بوده، تا نبینمش نمیذارم دفنش کنین! گفتن مادر بیخیال. نمیشه… مادر گفت: بخدا قسم نمیذارم. گفتند: باشه! ولی فقط تا سینه اش رو می تونین ببینین. یهو مادر گفت: نکنه میخواین بگین عباسم سر نداره؟ گفتند: مادر! عراقی‌ها سر عباست رو بریدند. مادر گفت: پس میخوام عباسمو ببینم… مادر اومد و کفن رو باز کرد. شروع کرد جای جای بدن عباس رو بوسیدن تا رسید به گردن. پنبه هایی که گذاشته بودن روی گلو رو کنار زد( یاد گودی قتلگاه و مادر سادات) و خم شد رگ های عباس رو بوسید. و مادر شهید عباسعلی فتاحی بعد از اون بوسه دیگه حرف نزد… (یاد شهدا و این شهید جوانمرد را حفظ کنیم ولو با ارسال این روایت زیبا به یک نفر حتی شده با یک صلوات) شادی روح پاک  شهدا صلوات:اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🌹 🌟😔فقط بدونیم کیا رفتن وجان دادن غریبانه تا با آرامش ما نفس بکشیم وامنیت داشته باشیم🌟😔 🆔 @Iranghavi110
👌🔴 داستان کوتاه پند آموز 💭 در روزگار قدیم تاجر ثروتمندی بود که چهار همسر داشت. همسر چهارم را بیشتر از همه دوست داشت و او را مدام با جواهرات گران قیمت پذیرایی می کرد. بسیار مراقبش بود و بهترین چیزها را به او می داد. 💭 همسر سومش را هم خیلی دوست داشت و به او افتخار می کرد. نزد دوستانش او را برای جلوه گری می برد گرچه واهمه شدیدی داشت که روزی او با مرد دیگری برود و تنهایش بگذارد. 💭 واقعیت این بود که او همسر دومش را هم بسیار دوست داشت. او بسیار مهربان بود و دائماً نگران و مراقب مرد بود. مرد در هر مشکلی به او پناه میبرد و او نیز به تاجر کمک می کرد تا گره کارش را بگشاید و از مخمصه بیرون بیاید. 💭 اما همسر اول مرد زنی بسیار وفادار و توانا که در حقیقت عامل اصلی ثروتمند شدن او و موفق بودنش در زندگی بود. اما اصلاً مورد توجه مرد نبود. با وجود این که از صمیم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه ای که تمام کارهایش با او بود حس می کرد و تقریباً هیچ توجهی به او نداشت. 💭 روزی مرد احساس کرد به شدت بیمار است و به زودی خواهد مرد. به دارایی زیاد و زندگی مرفه خود اندیشید و با خود گفت: من اکنون چهار همسر دارم ،اما اگر بمیرم دیگر کسی را نخواهم داشت، چه تنها و بیچاره خواهم شد ! بنابراین تصمیم گرفت با همسرانش حرف بزند و برای تنهاییش فکری بکند. 💭 اول از همه سراغ همسر چهارمش رفت و گفت: من تو را از همه بیشتر دوست دارم و از همه بیشتر به تو توجه کرده ام و انواع راحتی ها را برایت فراهم آورده ام، حالا در برابر این همه محبت من آیا در مرگ با من همراه می شوی تا تنها نمانم؟ زن به سرعت گفت: "هرگز” ؛ همین یک کلمه و مرد را رها کرد. 💭 مرد با قلبی که به شدت شکسته بود به سراغ همسر سومش رفت و گفت: من در زندگی تو را بسیار دوست داشتم آیا در این سفر همراه من خواهی آمد؟ زن گفت: البته که نه ! زندگی در این جا بسیار خوب است . تازه من بعد از تو می خواهم دوباره ازدواج کنم و بیشتر خوش باشم. قلب مرد از این حرف یخ کرد. 💭 مرد تاجر به همسر دوم رو آورد و گفت: تو همیشه به من کمک کرده ای . این بار هم به کمکت نیاز شدیدی دارم شاید از همیشه بیشتر، میتوانی در مرگ همراه من باشی؟ زن گفت : این بار با دفعات دیگر فرق دارد. من نهایتاً می توانم تا گورستان همراه تو بیایم اما در مرگ … متأسفم ! 💭 گویی صاعقه ای به قلب مرد آتش زد. در همین حین صدایی او را به خود آورد: من با تو می مانم ، هر جا که بروی تاجر نگاهی کرد ، همسر اولش بود که پوست و استخوان شده بود. غم سراسر وجودش را تیره و تار کرده بود و هیچ زیبایی و نشاطی برایش باقی نمانده بود . تاجر سرش را به زیر انداخت و به آرامی گفت: "باید آن روزهایی که می توانستم به تو توجه میکردم و مراقبت می بودم… 🔵در حقیقت همه ما چهار همسر داریم! ✅همسر چهارم که بدن ماست. مهم نیست چه قدر زمان و پول صرف زیبا کردن او بکنی وقت مرگ ،اول از همه او، تو را ترک می کند. ✅ همسر سوم که دارایی ماست. هر چقدر هم برایت عزیز باشد وقتی بمیری به دست دیگران خواهد افتاد. ✅ همسر دوم خانواده و دوستان ما هستند . هر چقدر صمیمی و عزیز باشند وقت مردن نهایتاً تا سر مزارت کنارت خواهند ماند. ✅همسر اول که روح ماست. غالباً به آن بی توجهیم و تمام وقت خود را صرف تن و پول و دوست مےکنیم. او ضامن توانمندی های ماست، اما ما ضعیف و تنها رهایش کرده ایم تا روزی که قرار است همراه باشد اما آن روز دیگر هیچ قدرت و توانی برایش باقی نمانده است...  🆔 @Iranghavi110
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
یکی نوشته بود:👈 این روزها با حضور زنان بی روسری شهر زیبا شده بود! 👇کسی جوابش را داد؛ همچنان که برای لاشخوران، لاشه رها شده زیباست! برای مگسان، زباله ها زیباست! برای دزدان، شهر بدون پلیس زیباست! برای چشم چرانان نیز، زنان برهنه مفت، زیبا به نظر می رسد 👌💯 🆔 @Iranghavi110
🇮🇷 🇮🇷 📌به «ایــــــــــــــــران قـــــــــــــوی» بپیوندید 🆔 @Iranghavi110
✨ ﷽✨ 🎋 ۱۴ قدم‌برای‌خودسازی‌یاران‌امام زمان عج 💎قدم اول: نماز اول وقت 💎قدم دوم:احترام به پدر و مادر 💎قدم سوم:قرائت دعای عهد 💎قدم چهارم: صبر در تمام امور 💎قدم پنجم:وفای به‌عهد باامام زمان‌عج 💎قدم‌ششم:قرائت‌روزانه‌قرآن همراه بامعنی 💎قدم هفتم:جلوگیری ازپرخوری و پرخوابی 💎قدم‌هشتم:صدقه برای سلامتی امام‌زمان 💎قدم‌نهم:حفظ زبان(پرهیزاز غیبت و تهمت) 💎قدم دهم:فرو بردن خشم 💎قدم یازدهم:ترک حسادت ، طمع و بخل 💎قدم دوازدهم:ترک دروغ 💎قدم سیزدهم:کنترل چشم 💎قدم چهاردهم:دائم‌الوضو بودن 🌟برای تعجیل در امر فرج، صلوات بفرستید. 🌤 ‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌اللّٰهُمَــ ؏َجِـلْ لِوَلیــِــڪَ الـفَـ♡ـرَّجْ 🌤 🆔 به همراهی شما صالحان مفتخریم🔰 🆔https://eitaa.com/Iranghavi110 ╰⊱♥⊱╮ღ꧁🌹꧂ღ╭⊱♥≺
بنام برادر مقیسه 💳
6273811076844916
👆ضربه بزنید کپی میشه👆 🆔 @Iranghavi110
📣 «پویش بزرگ غدیری‌ام» 📌مرکز فرهنگی خانواده برگزار می نماید: 🔸 برای شرکت در پویش من غدیری‌ام 🔸 آثار خود را در قالب: عکس، ویدئو،کلیپ، دلنوشته 🔹 در پیام‌رسان ایتا به آیدی زیر ارسال کنید👇 @man_ghadiream 🎁با کلی هدایامنتظرشماهستیم😍 ⏰مهلت ارسال آثار تا ۱۹ تیرماه 🇮🇷 🇮🇷 📌به «ایــــــــــــــــران قـــــــــــــوی» بپیوندید 🆔 @Iranghavi110