هدایت شده از یونیک.
پینترست ایرانی:
خداییش ناراحت نمیشید وقتی می بینید کشورمون با این فرهنگ غنی، هیچ نماد فرهنگی مشخصی توی جهان نداره؟ چرا آئستیک ایرانی نداریم؟؟؟
مثلاً دیدید کره ی جنوبی با کیدراما، کیپاپ، استایل های خاص و حتی سبک زندگی ای که توی سریال هاش نشون میده، چقدر تونسته فرهنگش رو جهانی کنه؟
یا آمریکا که هالیوود و موسیقی و فشن و کلی سبک زندگی رو به دنیا معرفی کرده؟
ژاپن هم که با انیمه، مانگا، فرهنگ خیابونی و حتی سبکهای خاص طراحی و لباسش دنیا رو گرفته...
حالا ما رو تصور کنید...
ما مردمی هستیم با هزاران سال تاریخ، معماری های فوق العاده و زیبا... مینیاتور، فرش، کاشی کاری، ادبیات، اسطوره ها، موسیقی، لباس های محلی، افسانه ها و...
حتی رنگ ها و طرح هایی که ریشه توی فرهنگ خودمون دارن... مثل آبی فیروزه و بته جغه و..
پس چرا این همه چیز نتونسته تبدیل به یه هویت بصری مدرن و جهانی بشه؟
چرا وقتی یکی میخواد یه اتاق با وایب کرهای داشته باشه، میدونه باید دنبال چه رنگها، پوسترها، وسایل و جزئیاتی بگرده، یا وقتی میخواد استایل ژاپنی داشته باشه، کلی سبک مشخص براش وجود داره؛ ولی وقتی میگیم «آئستیک ایرانی»، دقیقاً نمیدونیم باید چی رو تصور کنیم؟ یا تصور میکنیم اما مدرنیته نیست؟👽
چرا برنامه پینترست باید پر از عکسای کیوت با وایب ژاپنی و کرهای باشه، پر از روم دکور های آمریکایی و...
ولی هیچ فضا و زیبایی شناسی برای فرهنگ ایرانی نیست که هم برای نسل جدید جذاب باشه و هم برای فرهنگ خودمون باشه؟
و نه...
منظورم این نیست که چهارتا عکس از تخت جمشید و کاشی فیروزهای و فرش و غذاهامون بذاریم و بگیم بفرما...
اینم از آئستیک ایرانی...( هر چند که اینا هم محسوب میشن اما همه چیز که نباید برای گذشته باشه...به مدرنیته هم نیاز داریم...)
منظورم اینه که...
بتونیم از فرهنگ خودمون یه سبک زندگی و یه زبان بصری یا یه چیز مشخصی بسازیم...
چیزی که بشه توی لباس، دکور اتاق، موسیقی، عکاسی، فیلم، طراحی، جواهرات و حتی چیزهای روزمره ی دیگه استفادش کنی...چیزی که انعطاف پذیر باشه و سلایق مختلف رو پوشش بده...
یه چیزی که هم بچه های خودمون به آئستیک های دیگه ترجیحش بدن و هم وقتی یه خارجی میبینه جذبش بشه و بتونه با بقیه ی سبک ها رقابت کنه...
میخوام بگم که ما فرهنگ کم نداریم... چیزی که کم داریم، دیده شدن و باز آفرینی و معرفی درست این فرهنگه...
شاید وقتشه به جای اینکه همیشه دنبال ترند های کشورای دیگه باشیم، خودمون بیایم برای کشور خودمون همچین چیزی طراحی کنیم...
روند کار هم اینجوره که از هوش مصنوعی یه سری ایده ی اولیه بگیریم و بعد هنرمندامون بیان خودشون تو این راستا تلاش کنن و اثر بسازن...
بعد از اون آثار حمایت و استفاده کنیم و حتی تو فضاهایی مثل پینترست، تیک تاک و... بارگذاریشون کنیم تا ترند سازی بشن...
یه سری تصویر هم قبلاً با هوش مصنوعی درست کرده بودم که براتون میفرستم...جدی پتانسیل رقابت با آئستیک های کرهای و... رو داره اگه هنرمندامون همکاری کنن...
یه ایده ای برای والپیپر ایرانی داشتم که با هوش مصنوعی اجراش کردم....
و...
باید ببینیدش...
بهش گفتم مثلاً با رنگ فیروزه ای و ستون های تخته جمشید والپیپر بساز...مثل کلاژ باشن که روی یه صفحه فیروزه ای چسبیده باشی...گل لاله قرمز رو هم به صورت مینیمال برای تزئینش استفاده کن...
چندتا نکته رو باید بهتون بگم...
(چت جیبیتی تایپ و گسترشش رو به عهده گرفت...چون نمیخوام انگشت درد بگیرم.)
۱. در حال حاضر آئستتیک ایرانی داریم، اما اگه سرچ کنید میبینید که معمولاً به یه دورهی زمانی خاص یا یه سبک بصری مشخص محدود شده. اینجا قراره تمام دورهها، سبکها و جنبههای مختلف فرهنگ ایرانی رو بررسی کنیم؛ از ایران باستان و دورههای تاریخی مختلف گرفته تا دهههای معاصر، فرهنگ شهری، زندگی روزمره و حتی تصوراتمون از آیندهی ایران. برای همین لازمه از قبل با سبکهای بصری مختلف آشنایی داشته باشیم و بدونیم هرکدوم چه ویژگیهایی دارن.
۲. لازم نیست برای ساختن تصاویر حتماً هنرمند حرفهای باشید یا مهارت خاصی توی طراحی داشته باشید. بعضی از سبکها اساساً با کلاژ، کنار هم قرار دادن عکسها، بافتها، نوشتهها و عناصر مختلف شکل میگیرن. گاهی فقط با انتخاب درست تصاویر و ترکیب خلاقانهشون میشه به نتیجهی جالبی رسید. ضمن اینکه ما فقط به تصاویر ساختهشده نیاز نداریم؛ خود عکسها و منابع تصویری هم بخش مهمی از پروژهان، پس اگه عکاسی میکنید، میتونید با ثبت جزئیات معماری، خیابونها، لباسها، اشیای قدیمی، طبیعت، مغازهها، بافتها و هر چیزی که به نظرتون هویت بصری خاصی داره، کمک کنید.
۳. قرار نیست همهچیز رو از صفر بسازیم. میتونیم از عکسهای آرشیوی، مجلههای قدیمی، فیلمها، نقاشیها، کتابها، پوسترها، آگهیهای تبلیغاتی و حتی اشیای معمولی زندگی روزمره الهام بگیریم. خیلی وقتها یه تصویر قدیمی یا یه جزئیات کوچیک میتونه نقطهی شروع یه ایدهی کاملاً جدید باشه.
۴. لازمه سبکهای بصری مختلف رو بشناسیم؛ از Academia، Coquette، Grunge و Dreamcore گرفته تا Minimalism، Y2K، Vintage، Cottagecore، Surrealism و کلی سبک دیگه. هدف این نیست که صرفاً اسمهاشون رو بدونیم، بلکه باید بفهمیم هر سبک چه رنگها، بافتها، فرمها، حالوهوا و عناصر بصریای داره و چطور میتونیم اونها رو با فرهنگ و هویت ایرانی ترکیب کنیم.
۵. قرار نیست آئستتیک ایرانی فقط به تختجمشید، کاشیکاری، مینیاتور، فرش و نمادهای آشنای تاریخی محدود بشه. اینها بخش مهمی از هویت بصری ما هستن، اما ایران فقط گذشتهی دورش نیست. معماری مدرن، سینما، موسیقی، مد، خیابونها، مغازهها، وسایل خونهها، طراحی گرافیک، فرهنگ جوانها و حتی جزئیات معمولی زندگی روزمره هم میتونن بخشی از این تصویر باشن.
۶. میتونیم دورههای تاریخی مختلف رو جداگانه بررسی کنیم و برای هرکدوم یه آرشیو بصری بسازیم؛ از نقشبرجستهها، پارچهها، سفالها و معماری گرفته تا پوشاک، جواهرات، کتابآرایی، نقاشی و وسایل روزمره. بعد میتونیم این عناصر رو به شکل مستقیم یا با بازآفرینی مدرن وارد کلاژها و تصاویر جدید کنیم.
۷. قرار نیست فقط گذشته رو بازسازی کنیم؛ میخوایم باهاش چیز جدیدی بسازیم. مثلاً ترکیب معماری ایرانی با مینیمالیسم، نقوش سنتی با گرافیک مدرن یا عناصر ایرانی با فضاهای سورئال و رؤیایی. حتی میتونیم به ترکیبهایی برسیم که تا الان کمتر دیده شدن و هنوز اسم مشخصی ندارن.
۸. عکاسی شما میتونه یکی از مهمترین بخشهای پروژه باشه. اگه جایی زندگی میکنید که معماری، پوشش، طبیعت یا فرهنگ محلی خاصی داره، ازش عکس بگیرید. لازم نیست سوژه عجیب یا تاریخی باشه؛ یه پنجرهی قدیمی، تابلوی یه مغازه، رنگ دیوارها، طرح نردهها، ویترینها، صندلیهای یه کافه یا حتی نور افتاده روی یه سطح میتونه برای ساختن یه مجموعهی بصری الهامبخش باشه.
۹. بهتره تصاویر و ایدهها رو دستهبندی کنیم. مثلاً یه آرشیو برای هر دورهی تاریخی، یه آرشیو برای رنگها و بافتها، یه مجموعه برای معماری و پوشاک، و یه مجموعه برای هر سبک بصری داشته باشیم. اینطوری بهمرور یه منبع تصویری قابلاستفاده شکل میگیره که همه میتونن برای ساختن کارهای جدید ازش الهام بگیرن.
۱۰. منبع عکسها و اطلاعات رو هم تا جای ممکن ثبت میکنیم. اگه تصویری از کتاب، آرشیو، مجله یا صفحهای پیدا کردیم، بهتره مشخصاتش رو نگه داریم تا هم بعداً بتونیم دوباره پیداش کنیم و هم حقوق عکاسها و هنرمندها رعایت بشه. برای انتشار عمومی هم تا حد امکان سراغ آثاری میریم که اجازهی استفاده ازشون رو داریم.
۱۱. لازم نیست همه از یه نقطه شروع کنن یا مهارتهای یکسانی داشته باشن. یکی میتونه دربارهی یه دورهی تاریخی تحقیق کنه، یکی عکس جمع کنه، یکی عکاسی کنه، یکی کلاژ بسازه، یکی پالت رنگی طراحی کنه و یکی هم ترکیبهای تازهای از عناصر ایرانی و سبکهای جهانی رو امتحان کنه. حتی پیدا کردن یه تصویر الهامبخش و بهاشتراکگذاشتنش هم میتونه کمککننده باشه.
۱۲. این پروژه قرار نیست به سلیقهی یه نفر محدود بشه. هرکسی میتونه برداشت خودش رو از زیباییشناسی ایرانی داشته باشه. ممکنه یه نفر به سبکهای مینیمال علاقه داشته باشه، یکی به فضاهای تیره و گوتیک، یکی به رنگهای شاد و نوستالژیک و یکی به ترکیبهای تاریخی و فانتزی. همین تفاوت نگاههاست که میتونه نتیجه رو متنوعتر و جذابتر کنه.
۱۳. لازم نیست از همون اول بدونیم دقیقاً قراره به چه نتیجهای برسیم. میتونیم آزمایش کنیم، ترکیبهای مختلف بسازیم، از همدیگه ایده بگیریم و ببینیم کدوم مسیرها پتانسیل بیشتری دارن. شاید در طول این مسیر به سبکهایی برسیم که قبلاً کمتر بهشون توجه شده، یا حتی به یه زبان بصری تازه برسیم که از دل همین تجربهها شکل گرفته باشه.
۱۴. در نهایت، هدف صرفاً ساختن چندتا تصویر زیبا نیست. میخوایم یه آرشیو و زبان بصری گسترده از ایران بسازیم؛ چیزی که هم ریشههای فرهنگی و تاریخی ما رو بشناسه، هم بتونه با سلیقهها و جریانهای بصری معاصر ارتباط برقرار کنه و هم برای مخاطبی که خارج از ایران زندگی میکنه قابلدرک و جذاب باشه.