یه تسبیحي ك پاره شده رو تصور کنید ..
هردونهش یه طرف افتاده ..
پیکر علي اکبر ِأرباب هم همین بود ..
[ یك علي رفتی و حالا صد و ده تا شده اي :)'!💔 ]
همه ي امید أرباب به تو بود ، حالا ك رفتي بابا هم غريب و تنهاست :)'!
غربت بابا هيچ ..
چجوري برگردونمت عصاي دست ابي عبدالله ؟
چحوري بگم اين پيكر همون علي اكبر ِرشيده ؟
اخ علي ..
گفته بودم ك ميدان مبري اسمت را اين ها از اسم علي بيزارن :)'!💔
به زندگی بهم ریخته ام البنین ، زندگی مارو جمعش کن ابوفاضل ..
تنها خواهشمون همینه اقا جانم ..
لعنت به شمشیری ك دستای شما رو قطع کرد ..
لعنت به تیری ك تو چشمات نشست ..
لعنت به تیر تو مشك ..