رفقا
رمضان میرود، امادلهایِ ما به
هم پیوسته میماند...
پس در این آخرین سحر،برای هم دعا کنید،
چون: دعایِ رفیق، در سحرگاه پذیرفتهتر است..."**
دعایِ من برای شما:
_"خدایا!
رفقایِ مرا در این سحرِ آخر،
به رحمتِ خاصِ خودت بپوشان...
دلهایشان را روشن کن،
تنهاییهایشان را همدم شو،
و هر چه در سینهها پنهان کردند،
به بهترین شکل برآور!
آمین یا رب العالمین."_
#فائز #جهاد #سدنا
#جبههه #حنیفا #ملیٌ
التماس دعا،برای بنده حقیرهم
دعا بفرمایید. قائد✍
#محمدحسین
#خود_نوشته_هایم» ✍
قائـــــــmediaـــــد✨
حاج حسین 💔
آسمان هم گویا دلتنگِ صدای توست...
روحت با آقایت محشور باد
تا ابد در آغوشِ عشق ✨🕊️
شبا که میشه...
سکوت قائد سنگینتر از همیشه میشه.
انگار تمام حرفهای نزده، تمام نگاههای معنیدار،
تمام خستگیهای انباشته از روزهای پر از "حرفهای بیمزه" و "نگاههای سنگین"،
روی شانههام جمع میشن و زمزمه میکنن:
*"باز هم روزی گذشت، باز هم تنها موندی..."*
اما من میدونم تنهاییاش هم زیباست...
مثل آسمونِ بیستارهای که در سکوتش، رازهایی رو پنهان کرده
که فقط دلهای شکسته میفهمنش.
بعضی شبها دلم میخواد مثل باد سبک بشم،
بدون هیچ دغدغهای، بدون هیچ حسرتی،
فقط پرواز کنم تا جایی که دیگه هیچ صدا، هیچ خستگی،
و هیچ "حرف توخالی" وجود نداره...
📌امشب رو برای خودت باش...**
برای تمام لحظههایی که گذاشتی پای حرفهای بیمعنی دیگران،
برای تمام خستگیهایی که تو رو از خودت دور کردن،
برای تمام شبهایی که تنها موندی و کسی نفهمیدت...
#محمدحسین
#خود_نوشته_هایم» ✍
از تاریکی تا نور
گاهی زندگی آنقدر سنگین میشود که نفسکشیدن هم سخت است. گرانی بازار، دلهای سرد، روزهای تکراری و خستگیِ ناشی از تلاشِ بیثمر... انگار هر قدمی که برمیداری، زمین زیر پایت میلرزد. رفیقانی که در روزهای سرد تو را تنها گذاشتند، آرزوهایی که خاک میخورند، و ترس از فردایی نامعلوم — همه و همه مثل ابرهای سیاه روی سرت سایه انداختهاند.
اما صبر کن... همین جا، در همین تاریکی، جرقهای هست. آنقدر کوچک که شاید نخواهی ببینی، اما هست. زندگی همیشه همین بوده: گاهی اوج، گاهی فرود. این روزهای سخت، تو را قویتر میکند؛ همانطور که آهن در آتش، تیغه میشود. آن دوستی که رفت، شاید جایاش را کسی بگذارد که قلبش گرمتر است. آن آرزوهای به تعویق افتاده، شاید مسیرشان عوض شده باشد تا چیزی زیباتر به تو برسانی.
باور کن، این هم میگذرد. هر صبح، خورشیدی نو طلوع میکند و هر شب، ستارهها به تو چشمک میزنند که "تنها نیستی". تو از همان خاکی ساختهای که کوهها را آفریده؛ مقاوم و باشکوه. پس دست از جنگ برندار، حتی اگر خستهای. چون بعد از هر تاریکی، نوری هست — و آن نور، از آنِ تو خواهد بود.
زندگی گاهی مثل یک کتاب پر از فصلهای سخت است، اما فراموش نکن که تو هم نویسندهای — میتوانی صفحهاش را ورق بزنی و فصل جدیدی را شروع کنی.
#محمدحسین
#خود_نوشته_هایم» ✍
رفقا ببخشید سرتون رو درد اوردم این متن هایی که آخر شب ها میزارم رو خودم مینویسم و براش زحمت میکشم پس ساده نگذرید ❤️
قائدم، غمِ شبهایت را میفهمم... اما بدان همین تاریکیست که تو را به نورِ فردا پیوند میزند. ✨